فیلم؛ لحظات دلهره‌ آور ورود سیل به “فیروزکوه” را ببینید


سیل فیروزکوه سنگین‌تر از سیل امام‌زاده داوود است

رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر از جانباختن ۵۳ نفر و مفقود شدن ۱۶ نفر تا کنون در مناطق سیل زده کشور خبر داد.

مهدی ولی پورگفت: بیشترین تلفات مربوط به استان تهران و در امام زاده داوود و زرین دشت بوده است.

وی حجم سیل و میزان خسارات ناشی از آن در محدوده فیروزکوه را سنگین‌تر از آنچه که در امام‌زاده داوود رخ داد، اعلام کرد.

در همین حال برخی رسانه‌ها به نقل از سرپرست مدیریت بحران استانداری مازندران از کشته و مفقود شدن شماری «تبعه خارجی» در سیلاب چالوس خبر دادند.

حسینعلی محمدی همچنین تصریح کرده است که در این حادثه سه تبعه خارجی جان باختند و تلاش‌ها برای یافتن «هشت تبعه خارجی» که مفقود شده‌اند، ادامه دارد.

این در حالی است که باشگاه خبرنگاران جوان شمار تبعه‌های خارجی مفقود شده در منطقه «واسکول چالوس» را با استناد به گزارش مرکز مدیریت بحران استانداری مازندران «هفت تن» اعلام کرده است.

فیلم زیر: ‏لحظات دلهره‌آور ورود سیل به فیروزکوه

حمله مردم به بایدن: دلقک ما در شرایط رکود قرار داریم!

شبکه خبری سی‌ان‌بی‌سی شامگاه گذشته گزارش داد که سخنان اخیر جو بایدن رئیس جمهور آمریکا در نفی رکود اقتصادی در این کشور، با واکنش تمسخرآمیز و البته غضب آلود مخاطبان آمریکایی روبرو شده است.

جو بایدن روز گذشته در سخنانی ایجاد رکود در اقتصاد آمریکا را رد کرده بود و گفته بود در شرایط کنونی رکودی را مشاهده نمی کند.

این سخنان در شرایطی مطرح شد که دفتر پژوهش‎های اقتصادی وابسته به وزارت خارجه امریکا اخیرا در گزارشی اعلام کرد که شاخص تولید ناخالص داخلی آمریکا در سه ماه دوم سال ۲۰۲۲ به میزان ۹ دهم درصد کاهش پیدا کرده است.

این در حالی است که بر اساس همین گزارش، شاخص تولید ناخالص داخلی آمریکا در سه ماه نخست سال جاری میلادی نیز، ۱.۶ درصد کاهش پیدا کرده بود.

در این گزارش آمده است: بر اساس این آمارها اقتصاد آمریکا وارد روند رکودی خود شده است، که برمبنای کاهش شاخص تولید ناخالص داخلی در دو دوره متوالی سه ماهه از یک سال، تعریف می شود.

شبکه سی‌ان‌بی‌سی گزارش داد که انکار این واقعیت از سوی جو بایدن رئیس جمهور آمریکا، اصلا به مذاق مخاطبان آمریکایی خوش نیامده است و آنها رئیس جمهور را دلقک و دروغگو توصیف کرده اند.

یکی از مخاطبان آمریکایی به نام مستعار K.D خطاب به بایدن گفته است: «دلقک ما در شرایط رکود قرار داریم!». مخاطبی دیگر به نام Rachel Black نیز گفته است: «بایدن به آمریکایی ها می گوید نگران نباشید! اگر ما در شرایط رکود قرار داریم، پس من تعریف رکود را تغییر می دهم!».

دین به خودی خود چیزی نیست

مالوری نای

چه زمانی چیزی را به خودیِ خود چیزی می‌دانیم؟ کلمه‌ی دین را معمولاً با این فرض به کار می‌بریم که «به خودی خود» چیزی است. اما این «چیز» که این کلمه به آن اشاره دارد، چیست؟ آیا کاربرد این کلمه با این انتظار همراه است که چیزی (شاید واقعی و انضمامی) در دین به خودیِ خود وجود دارد؟

مسلماً بعضی چیزها به خودیِ خود چیزی هستند. قطعه‌ای چوب که از وسط خالی شده و اگر بخواهیم می‌توانیم از خلال آن دود تنباکوی در حال سوختن را استنشاق کنیم، اغلب اوقات به خودیِ خود چیزی است که می‌توان آن را پیپ نامید.

(اینجا تصویر مشهور اثر رنه مگریت را بدون توضیحات بیشتر درج می‌کنم که توجه را به ارتباط میان دال و مدلول جلب می‌کند، و در پایین این تصویر چنین نوشته شده: «ceci n’est pas une pipe» یعنی «این یک پیپ نیست». برای خواندن بحث مرتبط با این موضوع به نوشته‌ی راسل مک‌کاچن مراجعه کنید که برخی از پیامدهای ضمنیِ تصویر مارگریت را برای مطالعه‌ی دین بیان می‌کند.)

 

ساختمان بزرگی که مردم در آن ملاقات می‌کنند، می‌تواند چیزی از چند نوع مختلف باشد: اگر در آن مردم آموزش می‌بینند، مدرسه، دانشکده یا دانشگاه است؛ اگر مردم در آن با هم آواز می‌خوانند، ممکن است سالن کنسرت یا کلیسا باشد؛ اگر بیماران در آن هستند، این چیز ممکن است بیمارستان باشد.

اما هر یک از این چیز‌ها ممکن است در عین حال به خودیِ خود چیزی نباشند. دانشگاه تنها چیزی نیست (ساختمان) که از آجر و سیمان ساخته شده (و بتون و آهن و شیشه). همه‌‌ی چیزها مادی نیستند، و بنابراین دانشگاه ممکن است چیزی از این دست در نظر گرفته شود، چیزی فراتر از ویژگی‌های فیزیکی و مادی ساختمانش: بنابراین، دانشگاه اجتماع نیز هست، مجموعه‌ای (عمدتاً موقتی) از پژوهندگان و ایده‌های آنان که ماهیتی مجرد و اندیشه‌وار دارد.

بسیاری «چیزها»ی دیگر از این دست وجود دارند که خصوصیات مجرد و غیر مادی دارند، اما به خودیِ خود دارای (و با ماهیت) چیزهای مادی شمرده می‌شوند.

 

نژاد به خودیِ خود چیزی نیست

مثال بارز دیگری از این موضوع استدلال لورا تابیلی (۲۰۰۳) است که «نژاد یک رابطه است و به خودیِ خود چیزی نیست». خودِ گفته‌ی او بازی زبانی با عبارتی مشهور از ای‌ پی تامپسون (۱۹۶۳) است که گفته بود: «طبقه‌ی [اجتماعی-اقتصادی] یک رابطه است و به خودیِ خود چیزی نیست».

آن طور که تابیلی نشان می‌دهد، هرچند مفهوم/مقوله‌ی «نژاد» را معلول تفاوت‌های فیزیکی می‌دانند، این مقوله خود برساخته‌ای تاریخی (و بنابراین اجتماعی) است. بنابراین، این نژاد (بهعنوان یک چیز) نیست که نژادپرستی را به وجود می‌آورد، بلکه برساخت اجتماعیِ نژادپرستی است که نژاد را می‌آفریند.

این نکته مشابه چیزی است که تا-نِهیسی کوتس (۲۰۱۴) با استفاده از کتابِ نژادپیشگی، اثر کارن و باربارا فیلدز (۲۰۱۴) می‌گوید:

«تصورات آمریکاییان از معنای نژاد، نتیجه‌ی نژادپرستی است و نه برعکس… .»

«اساساً آمریکایی‌ها درباره‌ی “نژاد” سخن می‌گویند نه “نژادپرستی” و در این کار مجموعه‌ای از “کنش‌ها” را به یک “خصوصیت” تبدیل می‌کنند.» (کوتش ۲۰۱۴).

بنابراین، «چیز» در اینجا «مجموعه‌ای از کنش‌هاست» (یعنی نژادپرستی) نه خصوصیت یا شیئی مفروض (نژادهای مختلف).

بنابراین مهم است بدانیم که خصوصیت «نژاد» به خودیِ خود چیزی نیست، حتی با اینکه اغلب گفتمان عمومی و سیاسی فرض می‌گیرد که نژاد چنین «چیزبودنی» را در خود دارد. در عوض، آنچه واقعاً وجود دارد طرد، تبعیض، نابرابری ساختاری و خشونتِ مندمج در نژادپرستی است. این ایدئولوژیِ نژادپرستی (یعنی گفتمان‌های نژاد و نژادی‌سازی و اینکه چگونه این گفتمان‌ها در عرصه‌ی عمل پدیدار می‌شوند) است که بدن‌های سیاه و سیاه‌بودن را به چیزهایی تبدیل می‌کند که باید کنترل شوند، تنبیه شوند و مورد استفاده یا سوءاستفاده باشند. (هس ۲۰۰۷؛ وینتر ۲۰۰۳)

اخیراً گذرم به مقاله‌ای کوتاه از سارا احمد (۲۰۱۵) افتاد که نکته‌ای مشابه را بیان می‌کند. در این بحثِ «نژاد به منزله‌ی امری رسوبکرده» او چنین استدلال می‌کند:

«چیزی ممکن است مهم باشد بی‌آنکه به خودیِ خود چیزی باشد. چیزی می‌تواند مهم باشد زیرا آن را مهم کرده‌اند… . ایده‌ی نژاد تنها یک برساخته نیست، …بلکه برساخته‌ای است که به مانند زندگی و در آن استمرار دارد، در شیوه‌ای که ما چیزها را می‌بینیم، در شیوه‌ای که کارهایی می‌کنیم: جهان را چگونه می‌بینیم، چگونه در برابر ما افول می‌کند؛ چگونه ما افول می‌کنیم، در سایه‌ها، با سایه‌ها، در تاریکی، در نور.» (احمد ۲۰۱۵: ۹۴)

از نظر احمد، نژاد را می‌توان «نه صرفاً بهعنوان یک ایده، بلکه به منزله‌ی یک نظام، یا نظام‌مند کردن یک ایده‌ تلقی کرد» و بنابراین «وقتی انسان‌ها بر این مبنا درک می‌شوند، نژاد نوعی وجود کسب می‌کند.» (ص. ۹۴)

این نظام‌مند کردن، تفاوت‌هایی می‌آفریند، و «در ماهیت‌هایی منعقد می‌شود؛ تفاوت‌ها رسوب می‌کنند، سابقه‌های پروزنی می‌شوند که ما را سنگین می‌کنند.» (ص. ۹۵) در این بستر است که احمد از نژاد بهمنزله‌ی «تاریخ رسوب‌کرده» سخن می‌گوید، یعنی، نژاد بهعنوان نوعی ماده که (به خودیِ خود چیزی نیست و) روابط تاریخی آن را به وجود آورده‌اند.

گفتمان «دین» برساخته‌ای بشری است که انواع مشخصی از کارکردها را برای عاملان انسانی‌ای که از آن استفاده می‌کنند، در بر دارد.

«فکر کردن به نژاد بهعنوان رسوبِ تاریخ، فکر کردن به این است که چگونه نژاد بهعنوان چیزی مادی اهمیت یافته. یک چیز زمانی رسوب می‌کند که ته‌نشین می‌شود، اغلب چسبیده به نوعی مانع، چنانکه گویی جلوی جریانی مقاومت می‌کند. و نژاد دقیقاً چنین چیزی است: نوعی رسوب‌کردن، نوعی تصلب: تاریخی که وجود خارجی پیدا کرده، مانعی فیزیکی در حال حاضر: توقف کنید! یا برعکس‌: بروید!» (ص. ۹۵)

از بسیاری جنبه‌ها، این ایده‌ی نژاد بهعنوان ماده‌ی (رسوبکرده)، وام‌دار برخی مراجع دیگر نیز هست، که یکی از مهم‌ترین آنها استدلال نائومی گولدنبرگ (۲۰۱۳، ۲۰۱۹) است که دین عبارت از وضعیتی ردّپامانند (یا رسوب‌کرده) است.

او بندی از نوشتار لویی آلتوسر (۱۹۷۱) را نقل می‌کند که به بحث درباره‌ی دستگاه ایدئولوژیک دولت می‌پردازد، و در آن بر معنای «واقعیت داشتنِ» قدرتِ یک ایدئولوژی (مانند ایدئولوژی نژاد/نژادپرستی) تأمل می‌کند.

«موجودیت مادی یک ایدئولوژی در دستگاهی دولتی و عملکرد این دستگاه، همان سنخی از هستی را ندارد که مثلاً سنگ‌فرش یا تفنگ دارند. اما… ماده… به شکل‌های مختلفی هستی می‌یابد، و در همه‌ی این شکل‌ها در نهایت در واقعیتِ «فیزیکی» ریشه دارد… بنابراین خودِ معنای ایدئولوژی به‌رغم مخدوش بودن جلوه‌ها با این پذیرش همراه است که “ایده‌ها”ی یک سوژه‌ی انسانی در کنش‌های او وجود دارند یا باید در کنش‌های او وجود داشته باشند، و حتی اگر چنین نباشد، برای او ایده‌های دیگری مرتبط با کنش‌های او (هر قدر هم معیوب باشند) فراهم می‌کنند. ایدئولوژی درباره‌ی کنش‌هاست: من از کنش‌هایی سخن خواهم گفت که در شیوه‌های عمل مندرجاند. و به این موضوع اشاره خواهم کرد که بر این شیوه‌های عمل رسومی حاکماند که شیوه‌های مزبور در آنها درج شده‌اند، یعنی در موجودیت مادی دستگاهی ایدئولوژیک، حتی اگر بخش کوچکی از آن دستگاه باشند: گروه کوچکی از مؤمنان در یک کلیسای کوچک، یک مراسم خاک‌سپاری، مسابقه‌ای کوچک در یک باشگاه ورزشی، روزی در مدرسه، ملاقات حزبی سیاسی، و امثال آن.»

 

سرمایه به خودی خود چیزی نیست

اجازه دهید در ردیابی این اندیشه کمی به عقب‌تر رویم: در قرن نوزدهم فیلسوف و مورخ نامدار، کارل مارکس، کتاب پرنفوذ سرمایه را نوشت که البته نظریه‌ی بسیار مهم او درباره‌ی اقتصاد سیاسی بخش عمده‌اش در همین کتاب است. هرچند مارکس حرف‌های زیادی درباره‌ی ایده‌ی «سرمایه» (و البته همراه با آن درباره‌ی شیوه‌ی تولید سرمایه‌دارانه) داشت، در عین حال این نظر مختصر را درباره‌ی آن بیان کرده است:

«سرمایه به خودیِ خود چیزی نیست، بلکه رابطه‌ای اجتماعی میان افراد است» (مارکس، ۱۸۸۷، فصل ۳۳، ص ۵۳۳).

فکر کردن به سرمایه بهعنوان چیزی به خودیِ خود، به نظر ساده و سرراست می‌آید، بر حسب ثروتی که جمع می‌شود و سرمایه‌داران و کارآفرینان از آن استفاده می‌کنند. این سرمایه ممکن است از پول تشکیل شده باشد (که در جای دیگری استدلال کرده‌ام که به خودیِ خود چیزی نیست) یا از املاک یا زمین، یا از دیگر اشیای مادی که فاخر و لوکس محسوب می‌شوند، مانند ماشین‌ها، لباس‌ها، هواپیماها و کشتی‌های خصوصی. همان‌طور که آیلین مورتون-رابینسون (۲۰۱۵) می‌گوید، ایده‌ی مالکیت زمین بهعنوان دارایی (و بنابراین بهعنوان سرمایه) خود رادیکال‌شده و استعماری است. این ایده‌ی «مالکیت سفیدها» در کانون نسل‌کشی‌های بریتانیایی/ استرالیایی علیه مردمان بومی قرار داشته است. (در این رابطه، زمین، آن طور که بهعنوان دارایی یا ملک در گفتمان استعمارگران اقامت‌گزین فهمیده می‌شود، به خودیِ خود چیزی نیست).

مقوله‌ی دین به‌عنوان روابط اجتماعی مشخص، کارکرد مهمی دارد و اغلب با دیگر مقولات مانند نژاد و جنسیت هم‌پوشانی یا بر آنها اشتمال دارد (و گاهی آنها بر آن اشتمال دارند).

اما از نظر مارکس، مسئله‌ی سرمایه این بود که شکل دیگری از دزدی بود، یعنی استثمار کارگران با دزدیدن ارزش مازادی که کارِ آنها تولید می‌کند. به باور او بدون آن هیچ سود یا سرمایه‌ای برای تجمع در اختیار سرمایه‌دار نخواهد بود. بنابراین، به استدلال او چنین سرمایه‌ای رابطه‌ی اجتماعی میان افراد است، سرمایه از رابطه‌ی استثماری و بهره‌گیرانه میان سرمایه‌داران و کارگران به وجود می‌آید (هر قدر هم که به‌دقت در پس ارزش‌های ایدئولوژیکِ نهفته در روابط اجتماعی پنهان شده باشد.)

بنابراین سرمایه، طبقه‌ی اجتماعی و نژاد به خودی خود چیزی نیستند، هرچند معمولاً چنین قلمداد می‌شوند. می‌توانستم در اینجا مثال‌های بیشتری بیاورم. مثلاً ایده‌ی جنسیت درباره‌ی چیزهایی سخن می‌گوید (بدن‌های آفریده، لباس‌ها، وضعیت‌های بدن) که همگی عبارت از روابط اجتماعی هستند (ن.ک. به باتلر ۲۰۰۲). این مقوله به خودیِ خود چیزی نیست، بلکه وسیله‌ای است که به واسطه‌ی آن، آن «چیز» به «چیزی» تبدیل می‌شود (یعنی، اینگونه است که مقوله بهعنوان یک چیز فهمیده می‌شود).

 

و بالاخره… دین به خودیِ خود «چیزی» نیست

مطمئنم که خوانندگان تا اینجا متوجه شده‌اند که چقدر از چیزی که می‌گویم با گفته‌های دیگر نویسندگان در این زمینه، بهویژه نقل قول مشهور جاناتان اسمیت (Jonathan Z Smith)، همخوانی دارد:

«دین صرفاً آفریده‌ی پژوهش پژوهندگان است. تصورات حاصل از مقایسه و تعمیمِ پژوهندگان، آن را برای اهداف تحلیلی‌شان به وجود آورده است. دین هیچ موجودیت مستقلی فارغ از جامعه‌ی آکادمیک ندارد.» (اسمیت ۱۹۸۲: نُه)

استدلال من همچون استدلال اسمیت در اینجا درباره‌ی تعریف دین نیست، بلکه درباره‌‌ی این است که چگونه نویسندگان و آموزگاران از کلمه‌ی «دین» استفاده می‌کنند، و مراد آنها از استفاده از این کلمه چیست. بسیار معمول است که پژوهندگان دین (و دیگر افراد علاقه‌مند) درباره‌ی «جدی گرفتن دین» گفتگو کنند یا در غیر این صورت به شیوه‌ی تعامل (یا همپوشانی) این چیزی که «دین» نامیده می‌شود با دیگر مقولات (مانند طبقه‌ی اجتماعی، نژاد، جنسیت و امثال آن) بنگرند.

به‌طور ضمنی فرض می‌شود که چنین دینی به خودیِ خود وجود دارد، چیزی که در این جهان عمل می‌کند، و به شیوه‌هایی معین ظاهر می‌شود (از جمله از طریق تجربه‌ی زیسته، رسوم و اشیای مادی). نقد من در اینجا به روشنی قویاً با استدلال راسل مک‌کاچن هم‌نوایی دارد و علیه ایده‌ی دین بهعنوان «مقوله‌ای عام» یا بهعنوان چیزی به خودیِ خود است (آرنال و مک‌کاچن ۲۰۱۲؛ مک‌کاچن ۲۰۱۸).

از نظر مک‌کاچن و بسیاری دیگر از پژوهندگان معاصر در این زمینه، دین به خودیِ خود چیزی نیست، بلکه گفتمانی است که در برخی زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی کاربردهای سیاسی دارد. مردم به آن دلیل که دین به خودیِ خود چیزی است (که در درون خود ذاتی معین دارد که آن را دین می‌کند)، چیزها را دین نمی‌خوانند.

برعکس، گفتمان «دین» برساخته‌ای بشری است که انواع مشخصی از کارکردها را برای عاملان انسانیای که از آن استفاده می‌کنند، در بر دارد. دین اصطلاحی قدرتمند است، نه کمتر و نه بیشتر، اما آنچه این اصطلاح توصیف می‌کند (آن «چیز»)، لزوماً «آنی» نیست که از عنوان «دین» مفروض می‌گیریم.

البته مقوله‌ی دین واقعیتی اجتماعی را در بر دارد، همان‌گونه که نژاد، جنسیت و طبقه‌ی اجتماعی و غیره واقعیتی اجتماعی دارند. این مجموعه‌ای از روابط اجتماعی است که تابیلی، تامپسون و مارکس آن را به‌طور کلی تصویر کرده‌اند. دین همان تاریخ رسوب‌کرده‌ی احمد است که به شکل ماهیتی مادی (مانند تن‌ یا اشیاء مادی دیگر) ته‌نشین و متصلب می‌شود و (از نظر آلتوسر) به اندازه‌ی تفنگ‌ها یا سنگ‌فرش‌ها واقعیت دارد.

بنابراین، اینکه بکوشیم اصطلاح «دین» را به‌کلی کنار بگذاریم و به‌جای آن بهعنوان جایگزین، به ایده‌ی جهان «پسادینی» بنگریم، اگر چه وسوسه‌انگیز است، اما همان‌قدر نامعقول (و سیاسی) است که ایده‌ی جهان «پسا‌نژادی». مقوله‌ی دین بهعنوان روابط اجتماعی مشخص، کارکرد مهمی دارد و اغلب با دیگر مقولات مانند نژاد و جنسیت هم‌پوشانی یا بر آنها اشتمال دارد (و گاهی آنها بر آن اشتمال دارند).

احتمالاً می‌توانیم جهانی را تصور کنیم که در آن واژه‌ی دین و نژاد وجود و/یا معنایی ندارند، اما آن جهان، جهانی نیست که ما در آن زندگی و درباره‌ی آن صحبت می‌کنیم. آنچه می‌توانیم بکنیم این است که در شیوه‌ی سخن گفتن خود مراقب باشیم و سعی کنیم که از توصیف «دین» بهعنوان چیزی به خودیِ خود احتراز کنیم.

بنابراین، پیشنهاد من این است که به‌جای اینکه (برای نمونه) بگوییم «دین اغلب چیزی درباره‌ی قدرت است» از این جایگزین احتمالی استفاده کنیم که «(آنچه) دین (خوانده می‌شود)، اغلب درباره‌ی قدرت است». فکر می‌کنم که استفاده از گیومه در اطراف آن («دین») مرجح است، چون توجه را به این موضوع جلب می‌کند که دین ماهیتی گفتمانی دارد. دین «آنی» نیست، و «آنِ» آن، چیزی به خودیِ خود نیست.

یا اگر تعبیر سارا احمد را به کار بگیریم: (آنچه) دین (خوانده می‌شود) رسوب تاریخ است.

 

برگردان: پویا موحد


مالوری نای پژوهشگر مستقل و مدرس دانشگاه گلاسکو است. آنچه خواندید برگردان این نوشته با عنوان اصلیِ زیر است:

Malory Nye, ‘Religion is not a thing’, Medium, 31 January 2020.

رکود در ایران و رونق چشمگیر گردشگری و فروش مسکن در ترکیه

آمارهای نیمه اول سال جاری میلادی دولت ترکیه، از افزایش ۱۸۶ درصدی ورود گردشگر خارجی و رشد ۷۲ درصدی فروش مسکن به شهروندان خارجی خبر می‌دهد. این رشد در گرو چیست و گره کار ایران کجاست؟ گزارشی از دالغا خاتین‌اوغلو.در حالی که رکود بر بازار مسکن ایران حاکم است و هرگز صنعت گردشگری منبع درآمد قابل توجهی در این کشور نبوده و از طرفی طرح جمهوری اسلامی برای اعطای حق اقامت ۵ ساله به خارجی‌ها در ازای خرید مسکن، از زمان تصویب در سال ۱۳۹۸ تاکنون بنا به گفته خود مقامات ایران “حتی یک متقاضی نداشته”، چرا صنعت توریسم ترکیه با رشدی چشمگیر در حال توسعه است و سرمایه‌های خارجی کماکان به این کشور سرازیر می‌شود؟

شاید در نگاه اول، افت چشمگیر ارزش لیر طی چند سال گذشته به عنوان انگیزه‌ای برای سفر به ترکیه یا خرید ملک در این کشور به ذهن برسد، اما چنین وضعیتی -و حتی بسیار بدتر از آن- در خود ایران نیز بوده، اما تنها به رکود و عقب‌گرد دامن زده است.

سرمایه خارجی در آینه آمارهای ترکیه و نهادهای بین‌المللی

آمارهای بانک مرکزی ترکیه از ۲۱۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در این کشور از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۰ خبر می‌دهد که تقریبا ۱۵ برابر دو دهه قبل از آن است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

آمارهای کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل، آنکتاد، نیز با تایید این آمار، نشان می‌دهد، در سال ۲۰۲۱ حدود ۱۲.۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ترکیه انجام شده که ۶۰ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۰ بوده و این رقم ۹ برابر سرمایه‌گذاری خارجی در ایران طی سال ۲۰۲۱ بوده است.

در رسانه‌های فارسی‌زبان عمدتا موضوع دریافت شهروندی ترکیه به واسطه خرید ملک در این کشور برجسته شده، اما داستان فروش مسکن در ترکیه به خارجی‌ها چیز دیگری است.

سرمایه‌گذاری خارجی

نکته اینجاست که طی ۲۰ سال گذشته تنها ۳ درصد از سرمایه‌گذاری‌های خارجی در بخش مسکن ترکیه بوده و بخش اعظم سرمایه‌گذاری‌ها در بخش‌های مالی (۳۳ درصد)، تولید (۲۴ درصد)، انرژی (۱۱ درصد) و تکنولوژی و فنی (۱۱ درصد) بوده است.

از طرفی، بیش از ۷۰ درصد سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی در ترکیه طی دو دهه گذشته توسط کشورهای اروپایی و آمریکا انجام شده است و شمار شرکت‌های خارجی که مستقیما با سرمایه خود به ترکیه آمده‌اند، تقریبا ۱۵ برابر شده و به ۷۵ هزار شرکت رسیده است.

این در حالی است که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران طی ۶ سال گذشته بنابر برآورد آنکتاد، به‌طور متوسط سالانه ۲.۵ میلیارد دلار بوده که بخش اعظم آن در دو سال خروج این کشور از تحریم (۲۰۱۶ و ۲۰۱۷) انجام شده است.

چین نیز مهم‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در ایران بوده که بخش اعظم سرمایه آن برای توسعه میادین نفتی آزادگان و یادآوران اختصاص یافت و شرکت‌های ساینوپک و سی‌ان‌پی‌سی چین نیز نهایتا دو میدان نفتی یادشده را نیمه‌کاره رها کردند.

گردشگری ترکیه

آمارهای وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه نشان می‌دهد که در نیمه ابتدایی امسال ۱۶.۵ میلیون گردشگر خارجی وارد این کشور شده که تقریبا دو برابر سال گذشته و بیش از ۳.۵ برابر دور مشابه سال ۲۰۲۰ است. البته به غیر از آن، ۳.۵ میلیون از خود شهروندان ترک ساکن خارج نیز به ترکیه سفر کرده‌اند. بخش اعظم این گردشگران به شهرهای استانبول به عنوان قلب اقتصادی کشور و شهرهای ساحلی و مراکز تفریحی آنتالیا، ادرنه، موغلا و ازمیر سفر کرده‌اند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

شمار گردشگران ایرانی در ترکیه در شش ماه ابتدایی سال ۲۰۲۲ بیش از سه برابر دور مشابه سال گذشته بوده و از یک میلیون گردشگر فراتر رفته است. بیشترین شمار گردشگران خارجی از کشورهای آلمان، روسیه، بریتانیا، بلغارستان و سپس ایران بوده‌اند.

این در حالی است که گردشگران خارجی در ایران عمدتا شهروندان فقیر کشورهای منطقه هستند که عمدتا برای زیارت اماکن مذهبی، خرید مواد غذایی یا خدمات پزشکی و درمانی وارد ایران می‌شوند. بازداشت شهروندان خارجی یا دو تابعیتی به قصد مبادله آنان با زندانیان وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در خارج نیز در کنار محدودیت‌های مذهبی با خوانش خاص جمهوری اسلامی از دین، به کسادی بازار گردشگری این کشور دامن زده است.

نکته دیگر، خدمات ارائه‌شده برای گردشگران خارجی در ترکیه است که قابل مقایسه با ایران نیست. برای نمونه، شرکت رده‌بندی ایرلاین‌های جهان، “ایرلاین ریتینگ”، در تازه‌ترین گزارش سالانه خود که ۲۳ تیرماه منتشر شد، شرکت هواپیمایی ترکیه، ترکیش ایرلاینز، را در مقام نهم میان ایرلاین‌های جهان از لحاظ ارائه خدمات قرار داد. این در حالی است که نایب رئیس هیات مدیره انجمن شرکت‌های هواپیمایی ایران زمستان سال گذشته اعلام کرد که نیمی از هواپیماهای مسافربری ایران زمین‌گیر شده‌اند.

این تنها یک نمونه ساده و ابتدایی از خدمات مورد نیاز برای جذب گردشگران خارجی است.

فروش املاک به خارجی‌ها

آخرین گزارش مرکز آمار ترکیه نشان می‌دهد که در نیمه ابتدایی امسال نزدیک به ۳۶ هزار واحد مسکن به شهروندان خارجی فروخته شده که نسبت به دور مشابه سال گذشته ۷۲ درصد رشد داشته است.

ارزش املاک فروخته‌شده به شهروندان خارجی در ترکیه طی سال گذشته حدود ۱۰ میلیارد دلار بوده است.

ایرانی‌ها در نیمه ابتدایی امسال ۴ هزار و ۸۸۴ واحد مسکونی در ترکیه خریداری کرده‌اند که نسبت به دور مشابه سال گذشته رشدی ۴۳ درصدی را نشان می‌دهد. فروش مسکن در ترکیه به شهروندان روسیه نیز در این مدت تقریبا ۳.۵ برابر شده است که علت آن تهاجم نظامی روسیه به اوکراین و فرار سرمایه‌ها از روسیه به خاطر تحریم‌های غرب است.

مهم‌ترین مشتریان مسکن در ترکیه بعد از روسیه و ایران، شهروندان عراق، قزاقستان، آلمان، اوکراین، یمن، چین، مناطق فلسطینی، کویت و ایالات متحده آمریکا هستند.

اقتصاد یعنی حلقه‌های به‌هم‌پیوسته عناصر اقتصادی

از آنچه گفته شد آشکارا پیداست که سهم چشمگیر کشورهای اروپایی یا شهروندان کشورهای ثروتمند منطقه مانند کویت در خرید مسکن و گردشگری ترکیه، با ورود سرمایه به این کشور در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارد.

ترکیه نیز مانند ایران در تنش‌های بی‌پایان با کشورهای عربی، غربی، روسیه و حتی خود ایران بوده، اما همواره اقتصاد، تجارت و حتی مسائل انرژی اولویت خود را در چارچوب منافع ملی برایش حفظ کرده است.

مهم‌ترین شرکای تجاری ترکیه نیز کشورهای پیشرفته غربی و کشورهای عربی ثروتمند منطقه هستند که بیش از ۸۰ درصد صادرات ترکیه راهی این کشورها می‌شود.

ترکیه همچنین طی سال‌های گذشته به مسیر ترانزیت نفت ترکمنستان، قزاقستان، جمهوری آذربایجان، عراق و مسیر ترانزیت گاز جمهوری آذربایجان و روسیه به بازارهای غربی تبدیل شده است.

سفر بربوک به یونان و ترکیه؛ همدلی در آتن، جدال لفظی در استانبول

وزیر خارجه آلمان در مأموریتی دشوار به یونان و سپس ترکیه سفر کرد. او در یونان دیداری همدلانه با همتای یونانی خود داشت اما در استانبول کنفرانس مطبوعاتی مشترک او با وزیر امور خارجه ترکیه به جدال لفظی کشید.آنالنا بربوک، جمعه ۲۹ ژوئیه (۷ مرداد) در سفری یک روزه از دو شریک ناتویی آلمان، یعنی یونان و ترکیه دیدار کرد. او نیمروز اول جمعه را در یونان بود و بعدتر به استانبول رفت.

این سفر در حالی انجام گرفت که سه موضوع اصلی در آن محوریت داشت:

تنش‌های ارضی؛ ترکیه حاکمیت یونان بر شرق دریای اژه از جمله مناطق رودس، ساموس و کوس را به چالش کشیده است و خواستار خروج نظامیان یونانی از این جزایر شده است. ترکیه به همین منظور هواپیماهای جنگی خود را بر فراز بخش‌های مسکونی جزایر یونانی به پرواز درآورده است. یونان نیز حضور نیروهای خود در این جزایر را با حضور ناوچه‌های آبی‌خاکی ترکیه در کنار مرزها توجیه می‌کند.

اختلاف بر سر منابع گازی؛ در مورد گاز طبیعی موجود در زیر دریای مدیترانه نیز اختلافات زیادی بین دو کشور وجود دارد که حل نشده‌اند. قبرس نیز در این مناقشه دخیل است. تصمیم ترکیه بر فرستادن یک کشتی حفاری به دریای مدیترانه در ماه آینده نیز به اختلافات دامن زده است.

معضل پناهجویی؛ افراد بسیاری هنوز به تلاش خود برای عبور از دریای اژه از طریق ترکیه برای رسیدن به اروپا ادامه می‌دهند. به گفته آژانس پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) از ابتدای سال حدود ۶۲۵۰ نفر با موفقیت از مرزهای ترکیه عبور کرده و وارد خاک یونان شده‌اند. با این وجود همیشه این عبورها قربانی نیز داشته و آتن و آنکارا یکدیگر را مقصر وضع موجود معرفی می‌کنند.

کنفرانس مطبوعاتی پرچالش در استانبول

وزیر خارجه آلمان در اولین سفر خود به ترکیه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای ترک خود از علائق و منافع مشترک دو کشور و شمار بالای شهروندان ترک‌تبار در آلمان سخن گفت و ابراز ا میدواری کرد که اختلافات سیاسی میان دو کشور رو به تشدید نرود و مناسبات دو کشور را مختل نکند. او در عین حال خواستار آزادی عثمان کاوالا، شخصیت فرهنگی و زندانی سیاسی ترک شد و از دولت ترکیه خواست که به رای دادگاه حقوق بشر اروپا احترام بگذارد و به حبس کاوالا پایان دهد. او همچنین از یونان در برابر ادعاهای ارضی ترکیه دفاع کرد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

بربوک تصمیم احتمالی ترکیه برای حمله به شمال سوریه را نیز غیرمشروع و معطوف به ایجاد رنج بیشتر برای مردم منطقه دانست. به گفته بربوک کسی منکر حق دفاع از خود ترکیه نیست و حزب کارگران کردستان ترکیه هم در اتحادیه اروپا به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود، ولی تصمیم ترکیه به “اقدامی پیشگیرانه” علیه کردهای شمال سوریه غیرقابل فهم است و عمدتا به تقویت داعش کمک خواهد کرد.

ترکیه قصد خود برای حمله به “نیروهای دمکراتیک سوریه” و ” گردان‌های مدافع خلق”، تشکل‌های کردهای شمال سوریه که متحد آمریکا و کشورهای غربی در مقابله علیه داعش به شمار می‌روند را این گونه توجیه می‌کند که این گروه‌ها به حزب کارگران کردستان ترکیه وابسته‌اند.

این سخان وزیر خارجه آلمان به مذاق مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه خوش نیامد. آنالنا بربوک در نشست مشترک خود با وزیر امور خارجه یونان در آتن نیز در از حق یونان بر جزایر این کشور در دریای اژه دفاع کرده بود و مدعای ترکیه در باره این جزایر را عملا مردود شمرده بود.

پس از سخنان “صریح” بربوک مولود چاووش‌اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه نیز با عصبانیت به این سخنان واکنش نشان داد. او با متهم‌کردن آلمان به داشتن “استانداردهای دوگانه” از “موضع‌گیری یک‌جانبه” این کشور “به سود یونان و علیه ترکیه” انتقاد کرد و گفت که خواستار بازگشت آلمان به “موضع متعادل” گذشته در برابر ترکیه است. او آلمان را فراخواند که در “دام تبلیغات یونان نیافتد و یک میانجیگری منصف باقی بماند.”

چاووش‌اوغلو در باره آزادی کاوالا هم گفت که برخی احکام دادگاه حقوق بشر اروپا در خود آلمان هم اجرا نمی‌شوند و ترکیه مجبور نیست به همه این احکام تمکین کند، چرا که کاوالا به اتهامات مختلفی در زندان است. او آلمان را متهم کرد که از موضوع حبس کاوالا و نیز مواردی مانند درگیری‌های سال ۲۰۱۴ در پارک گیزی علیه ترکیه استفاده ابزاری می‌کند.

“سیاست‌هایی که درست نبودند”

آنالنا بربوک در یونان هم مأموریتی دشوار داشت. او نه تنها به سیاست دولت آنگلا مرکل در مورد بحران یورو، بلکه در مورد سیاست این دولت در امر پناهجویی نیز انتقاد کرد. او در کنفرانس مطبوعاتی با همتای یونانی خود نیکوس دندیاس گفت که ما مدت زیادی در آلمان فکر می‌کردیم که می‌توانیم کشورهای مرزی اتحادیه اروپا را در موضوعاتی چون حفاظت از مرزها، پناهندگی و مهاجرت “تنها بگذاریم”. او در ادامه گفت که این دیدگاه نه تنها “فاقد همدلی” بلکه “کوته‌بینانه” بود.

وزیر امور خارجه آلمان در مورد مناقشه ارضی میان یونان و ترکیه عنوان کرد که جزایری مانند لسبوس جزو قلمرو یونان هستند و “هیچ کس حق ندارد این مساله را زیر سوال ببرد”. او گفت که پیام روشن او در سفر به استانبول این خواهد بود که باید به حاکمیت یونان بر این جزایر احترام گذاشته شود. او در عین حال تاکید کرد که شرکای ناتو باید این مساله را در میان خود حل و فصل کنند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

آنالنا بربوک پیش از سفر خود به ترکیه “اشتباهات آلمان در قبال یونان در دوره بحران یورو در اوایل دهه گذشته میلادی” را پذیرفت. او عنوان کرد که هنوز “زخم‌هایی” از دوران بحران یورو در یونان باقی مانده است.

یونان در پیامد بحران مالی در حوزه یورو به آستانه ورشکستگی رسیده بود و کمک اتحادیه اروپا به این کشور با شرایطی همراه شد که دولت وقت یونان آنها را سخت و ریاضت‌کشانه توصیف می‌کرد. دولت وقت آلمان حامی اصلی این شرایط بود.

EnglishGermanPersian