از مشهد تا شیراز؛ آیا حمله شاهچراغ تکرار سناریویی آشنا نیست؟

اظهارات متناقض مقام‌های رسمی و خبرهای ضد و نقیض رسانه‌های حکومتی بر تردیدها درباره پشت پرده حمله مرگبار به شاهچراغ افزوده است. ایرج مصداقی، تحلیلگر سیاسی، این حادثه را تکرار سناریوی انفجار حرم امام رضا در سال ۷۳ می‌داند.هم‌زمان با مراسم چهلم مهسا امینی که با ادامه تظاهرات همراه بود، حمله مرگباری به حرم شاهچراغ صورت گرفت که داعش مسئولیت آن را پذیرفت. اما بلافاصله شک و تردید در این باره آغاز شد. سه دهه پیش نیز در خرداد ۱۳۷۳ حادثه‌ای مشابه رخ داده بود که در نهایت رد پای جمهوری اسلامی در آن آشکار شد. بررسی این دو رویداد و شباهت‌های تأمل‌برانگیز آنها، می‌تواند به روشن‌تر شدن این شک و تردیدها کمک کند.

دلایل زیادی وجود دارد که می‌تواند در صحت اطلاعیه داعش شک و تردید جدی ایجاد کند.

چهار نکته شبهه‌برانگیز در اطلاعیه داعش

اولین نکته شک‌برانگیز در اطلاعیه‌ای که به نام داعش منتشر شد، به تاریخ آن برمی‌گردد. روز چهارشنبه در کشورهای عربی اول ربیع‌الثانی و در ایران ۲۹ ربیع‌الاول بوده، در صورتی که تاریخ درج‌شده در اطلاعیه داعش ۳۰ ربیع‌الاول است. این ماه در تقویم قمری ۲۹ روزه است.

دومین نکته قابل تأمل ادعایی است که داعش در اطلاعیه‌اش مطرح می‌کند. چنین می‌خوانیم که «سربازان خلافت شامگاه چهارشنبه و همزمان با چهلمین روز قتل مهسا امینی و در راستای گرفتن انتقام مظلومینی که اخیرا توسط حکومت رافضی‌ها در اعتراضات به قتل مهسا امینی کشته شدند، طی عملیاتی با توفیق الهی از رافضی‌ها انتقام گرفتند و حمایت از قیام علیه حکومت رافضی‌ها را ادامه می‌دهند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

تأکید چندباره روی نام مهسا و در نظر داشتن مراسم چهلم‌او و ادعای حمایت از قیام علیه “حکومت رافضی‌ها” در این نقل قول، بیانگر آن است که اطلاعیه می‌تواند در تهران و در دستگاه امنیتی نظام ولایی نوشته شده باشد.

نکته سوم سرنوشت عامل این حمله مرگبار است. خبرگزاری امنیتی فارس در این مورد می‌نویسد: «مهاجم حرم شاهچراغ به نام “حامد بدخشان” پس از چند عمل جراحی به هلاکت رسید / او ۶ خشاب سلاح کلاشینکف به همراه‌داشت که از دو خشاب خود استفاده کرد / یک نیروی امنیتی در حرم با او درگیر شد و اجازه ادامه کشتار به او نداد / دقایقی بعد یگان ویژه به محل رسید و به سمت مهاجم تیراندازی کرد؛ یک تیر به شکم او اصابت کرد.»

پرسش اول این است که چگونه “یک نیروی امنیتی در حرم” توانسته مهاجمی را که هنوز چهار خشاب فشنگ همراه داشته متوقف کند؟ پرسش بعدی این است که چرا یگان ویژه به سوی مهاجمی که توسط نیروی امنیتی متوقف شده بود شلیک کرده است؟

نکته چهارم تعداد کشته‌شدگان است. محمد‌هادی ایمانیه، استاندار فارس، در مورد تعداد کشته‌شدگان این حمله می‌گوید: «شب گذشته بنده ۱۵ نفر اعلام کردم، ولی صبح مشخص شد که چون تعدادی شناسایی نشده بودند، دو نفر از شهدا دو بار شناسایی شده بودند.»

توجه کنید که در خبرهای اولیه تعداد مهاجمان سه نفر اعلام شده بود. ظاهراً آب‌رفتن تعداد کشته‌شدگان حادثه مزبور به این موضوع برمی‌گردد و تغییر سناریوی مقامات اسلامی. وگرنه چگونه می‌توان پذیرفت که مقامات امنیتی قضایی و سیاسی استان فارس عاجز از شمارش ۱۳ جنازه باشند؟

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

با طرح این نکات شبهه‌برانگیز به رویداد مشابهی بنگریم که در دهه ۷۰ رخ داد و شباهت‌هایی قابل تأمل با حادثه اخیر داشت.

انفجار حرم امام رضا در عاشورای ۷۳

روز ۳۰ خرداد ۱۳۷۳ که مصادف بود با عاشورا، در شلوغ‌ترین ساعات حرم امام رضا انفجار عظیمی باعث کشته شدن فجیع ۲۶ نفر و زخمی شدن بیش از ۳۰۰ نفر شد. دست و پاهای قطع‌شده و تکه‌های گوشت قربانیان چسبیده به بالای ضریح و روی لوسترها و بخش‌های مختلف حرم، نشانگر کشتار وسیع مردم بود.

علی‌رغم شایعات اولیه مبنی بر این که به تلافی تخریب مسجد فیض مشهد و حوادث زاهدان این انفجار توسط سپاه صحابه و اهل سنت صورت گرفته، بلافاصله مطرح شد که سازمان مجاهدین خلق در محل اعلامیه‌هایی جا گذاشته و مسئولیت حادثه را پذیرفته است. از سوی دیگر تعدادی از اهل تسنن هم دستگیر شده و تحت شکنجه قرار گرفتند تا چنانچه مجبور به تغییر سناریو شدند، متهمانی را که قرار بود نقش قربانی را بازی‌کنند در اختیار داشته باشند.

این جنایت با هدف متهم کردن مجاهدین توسط وزارت اطلاعات و در سالروز آغاز سرکوب سراسری نظام اسلامی در سال ۱۳۶۰ صورت گرفت.

در آن زمان سید‌ابراهیم رئیسی که بعدها به تولیت “آستان قدس رضوی” رسید، دادستان انقلاب اسلامی مرکز بود که یک پایش در تهران و یک پای دیگرش در مشهد بود. این توطئه‌را همکاران او در دستگاه برنامه‌ریزی و اجرا کردند و او بهتر از هر کس از هویت جانیان باخبر بود.

از خامنه‌ای گرفته تا رفسنجانی و مقامات قضایی و سیاسی و نمایندگان مجلس و امامان جمعه و حوزه‌های علمیه سراسر کشور و جناح‌های مختلف نظام اسلامی ضمن حمله به سازمان مجاهدین خواهان مجازات عوامل این جنایت شدند.

یک هفته بعد وزارت اطلاعات اعلام کرد که یکی از عوامل به گفته این وزارتخانه “سازمان منافقین” به نام “بهرام عباس‌زاده” که قصد بمب‌گذاری در مراسم نماز جمعه اهل سنت در مسجد مکی زاهدان را داشته، چهار روز قبل دستگیر شده و اعتراف کرده که بمب را از فردی به نام “مهدی نحوی” تحویل گرفته است.

بلافاصله پس از اعترافات عباس‌زاده، اعلام شد که عامل بمب‌گذاری در حرم امام رضا “مهدی نحوی” است و با کمک عباس‌زاده از او چهره‌نگاری شده و عکس او در روزنامه‌ها چاپ شد و از مردم درخواست شد تا هر اطلاعی از او دارند در اختیار وزارت اطلاعات بگذارند.

سپس روزنامه‌ها گزارش دادند که والدین نحوی ضمن مراجعه به اداره اطلاعات قم از این عمل فرزند خود ابراز انزجار کرده و اطلاعات ارزشمندی در اختیار این دستگاه گذاشته‌اند و همچنین سوابق همکاری او با سازمان مجاهدین را تشریح کرده‌اند.

این در حالی بود که مهدی نحوی مشغول خدمت سربازی خود در غرب کشور بود و مدتی پیش به خاطر خلافی که حین انجام خدمت سربازی کرده بود بازداشت شده بود و روح‌اش از ماجرا بی‌خبر بود و سعید امامی با خواندن پرونده‌ها او را مناسب سناریوی جنایتکارانه دستگاه امنیتی تشخیص داده بود.

روز دهم مرداد رسانه‌ها اعلام کردند که مأموران امنیتی فردی را که از حیث چهره شباهت زیادی به نحوی داشته در شمال تهران زخمی کرده و به بیمارستان منتقل کرده‌اند و عباس‌زاده در بیمارستان حضور یافته و نحوی را شناسایی کرده است.

دوازدهم مرداد خبر درگذشت مهدی نحوی انتشار یافت. فیلمی را نیز از او در صدا و سیمای جمهوری اسلامی به نمایش گذاشتند که اعتراف می‌کرد عامل بمب‌گذاری بوده است.

بیست و دوم مرداد ۱۳۷۳ عباس‌زاده تنها بازمانده ماجرا ۵۰ روز پس از دستگیری اعدام شد.

از پرده بیرون آمدن عاملان جنایت

عبدالله شهبازی، یکی از محققان وزارت اطلاعات و مدرسان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران، در مورد بمب‌گذاری در حرم امام رضا و مهدی نحوی می‌نویسد: «… جوانی ۱۸- ۱۹ ساله از “توابین” زندانی عضو فرقه رجوی (منافقین)، به‌نام مهدی نحوی، را یافتند و با وعده آزادی او را به همکاری ترغیب کردند. مهدی نحوی را به صورت فردی مجروح در اثر اصابت گلوله گریم کردند. سپس، در بیمارستان مصاحبه‌ای تصویری با وی انجام دادند و وی، که گویا در آستانه مرگ بود، بمب‌گذاری در حرم را متقبل ‌شد. سپس، نحوی را با اتومبیل به تهران پارس بردند و او را آزاد کردند. کمی پس از آزاد شدنش، او را به محاصره گرفتند و به گلوله بستند. نحوی کشته شد. همان شب خبر درگیری مسلحانه در تهران پارس و مجروح شدن و اندکی بعد مرگ عامل بمب‌گذاری در حرم رضوی (ع)، به همراه مصاحبه نحوی، از تلویزیون پخش شد.»

عماد‌الدین باقی در مورد چگونگی به رگبار بستن مهدی نحوی در جلد دوم “تراژدی دموکراسی در ایران” می‌نویسد: «مهدی نحوی با اتومبیل افراد سعید امامی به تهران‌پارس در یکی از شلوغ‌ترین نقاط که ایستگاه مسافران نیز هست، آورده می‌شود تا عده زیادی از مردم تهران شاهد باشند. به او یک قبضه کلت کمری خالی از فشنگ داده و چنین فریب داده می‌شود که می‌خواهند او را فراری دهند. مهدی نحوی، جوان بی‌تجربه‌ای که گمان می‌کند فرشته نجات به سراغ او آمده است با خیالی خام از اتومبیل بیرون فرستاده می‌شود. او چونان محکومی گریزپا به سوی سرنوشتی نامعلوم -به امید رهایی و بی‌خبر از سناریوی طراحی شده- شتابان می‌دود.»

«چند لحظه بعد ماموران از اتومبیل بیرون آمده و فرمان ایست می‌دهند. نحوی همچنان شتابان می‌دود، اما گلوله‌ها امان نمی‌دهند و او نقش بر زمین می‌شود و در حالیکه عده زیادی از مردم شاهد بودند که او در حال فرار و ماموران در حال تعقیب بودند و به او ایست دادند اما فرد فراری که اسلحه‌ای هم نزد خود داشت تسلیم نشد و هدف قرار گرفت. شب همان روز در اخبار سراسری صدا و سیما گفته شد که عده زیادی از مردم شاهد این درگیری بوده‌اند. ماجرا به اندازه‌ای طبیعی بود که هیچکس به ساختگی بودن سناریوی نحوی تردید نمی‌کند.»

دیروز و امروز

با نگاهی به تابلوی جنایت جمهوری اسلامی در حرم مشهد، می‌بینیم که نقش‌آفرینان احتمالی در شاهچراغ همان افراد هستند.

خامنه‌ای همچنان رهبر نظام اسلامی است. رئیسی، دادستان وقت انقلاب اسلامی تهران، ارتقا مقام یافته و به ریاست جمهوری رسیده است. محسنی اژه‌ای، نماینده وقت دادستانی انقلاب اسلامی در وزارت اطلاعات، به ریاست دستگاه قضایی رسیده است. فلاحیان، وزیر وقت اطلاعات، همچنان یکی از مهره‌های پرنفوذ دستگاه امنیتی است و مقامات ارشد دستگاه قضایی و امنیتی و بیت رهبری جملگی عوامل وی هستند. حسین شریعتمداری، نماینده خامنه‌ای در روزنامه کیهان، همچنان بوق تبلیغاتی سرویس امنیتی است.

انفجار حرم امام رضا با هدف متهم کردن سازمان مجاهدین، توسط وزارت اطلاعات و در سالروز آغاز سرکوب سراسری نظام اسلامی در سال ۱۳۶۰ صورت گرفت.

آیا بدنام کردن جنبشی که علی‌رغم شش هفته سرکوب همچنان ادامه داشته و یا بهانه‌جویی برای سرکوب شدیدتر آن، نمی‌تواند یکی از اهداف برنامه‌ریزان دستگاه امنیتی باشد؟ آیا مقامات نظام اسلامی همان سیاست قبلی را در پیش نگرفته‌اند؟

* این یادداشت نظر نویسنده را منعکس می‌کند و الزاما بازتاب‌دهنده نظر دویچه‌وله فارسی نیست.

رویای “زن زندگی آزادی” هوشنگ گلشیری

“زن زندگی آزادی” فقط شعاری نیست که این روزها در خیابانهای ایران شنیده می‌شود. آرزوی برنیامده برخی فرهیختگان هم هست و رویایی که از نظر منیره برادران، نویسنده و پژوهشگر، در داستان “انفجار بزرگ” هوشنگ گلشیری نیز نمایان است.شب پیش از راهپیمایی بزرگ برلین برنامه‌ای هم در شهر فرانکفورت با حضور حامد اسماعیلیون و دو تن از خانواده­‌های جانباخته پرواز شمارهٔ ۷۵۲ برگزار شده بود. دیداری پیش آمد با غزل گلشیری (فرزند نویسنده) و فرصتی که بگویم چقدر این روزها به یاد پیرمرد داستان هوشنگ گلشیری هستم؛ همان که در رویایش دختر و پسری را می‌بیند که ساعت ۵ عصر در میدان ونک خواهند رقصید. نام داستان را غزل به یادم آورد: “انفجار بزرگ”. گفتم این روزها باید دوباره آن را بخوانیم.

داستان از گفتگوی مردی تنها با مخاطبی که غایب است، شکل می‌­گیرد. فضل­‌الله خان بازنشسته بانک است و تک و تنها با پاهایی که قادر به راه رفتن نیست در آپارتمانی در اکباتان تهران زندگی می‌کند. “انفجار بزرگ” در همین سکوت و سکون خانه اتفاق می‌­افتد، او رویایی دارد: «دو جوان قرار است ساعت پنج در میدان ونک برقصند.». به زنش که نیست، می‌گوید که باید به این و آن زنگ بزند، چو بیندازد «عمو، شنیدی که دو تا جوان خیال دارند سر پنج بعد از ظهر توی میدان ونک برقصند؟» تا شاید مردم جمع شوند.

تنهایی مرد همسان بسیاری از انسان‌­های سالمند در شهرهای بزرگ است. زنش “امینه آغا” حضور بیرونی ندارد و او با سایه زن حرف می­‌زند. فرزندان هر یک درگیر زندگی و گرفتاری‌های خود. پسر اگر هم یادی کند و زنگ بزند، آن­قدر با او بیگانه است که گفتگویی شکل نمی‌­گیرد. دخترش صفیه به او سر می‌زند، ولی دختر دیگرش از پانزده سال پیش از زندگی‌­اش ناپدید شده و هر وقت سراغ­‌اش را از صفیه می‌گیرد، می‌شنود که «صدیقه سلام رساند.».

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این خاطره‌­ها درآمیخته با ناله‌­ها و آرزوها، که با ایما و اشاره‌­­هایی کوتاه و گذرا در لابلای تک‌­گویی‌­های مرد نمایان می­‌شوند، داستان را از مکان بسته و زمان راکد آپارتمان به بیرون پرواز می‌­دهند و به آن مضمونی چندلایه می‌بخشند.

آشنایی هم اگر می‌­آید یا تلفن می‌کند، از گرانی تاکسی و خانه و خرید ارز ناله می‌­کند. مرد از این دلمردگی و نق زدن­‌ها بیزار است. گرفتاری او از جنس دیگری است. دلش آتش می­‌گیرد از گرفتاری‌­های روزمره زنان و دخترش صفیه که «برود اداره کاکلش را بدهد تو و باز مقنعه‌­اش را زیر گلویش سنجاق کند و همه­‌اش مواظب باشد که مویش نیاید بیرون.». دلش تنگ است برای چین چین دامن سرخ و سفید دخترش وقتی که بچه بود. دلش تنگ است برای صدای تار همسایه، که دیگر نمی‌شنود.

می‌خواهد خبری بشنود، خبری که دلخوش­‌اش کند. دل پیرمرد تنگ است برای شادی، برای زندگی. دوست دارد حتی شده از شادی‌­های کوچک زندگی برایش بگویند. روزنامه و مجله‌ها و اخبار ساعت دو هم هیچ نمی‌گویند: «هیچ کس نمی‌بینم بنویسد که دماوند صبح‌­ها، وقتی خورشید هنوز پشت افق آن رو به ­رو باشد، چه شکوهی دارد! مرده‌­اند انگار. چسناله می‌­کنند.».

او دلخوشی‌­هایی دارد: روی هره پنجره برای پرندگان دانه می‌­پاشد که بیایند بنشینند آنجا و او صدای قورقورشان را بشنود. صدای نم نم باران را دوست دارد و خیس شدن زیر باران را، ولی پاها توان بیرون رفتن ندارند. عظمت خبری که آغاز هستی را با انفجاری بزرگ مرتبط می‌­داند، در سرش می‌­چرخد و با فرومایگی موضوعات پیرامونش به تقابل می­‌نشیند: «همین دیروز در روزنامه خواندم که پانزده میلیارد سال از آغاز هستی این آسمان و این زمین می‌گذرد. عکس آغاز خلقت را هم گرفته‌­اند.».

تصور این بی­‌نهایتی کیهان با قوانین پوچ و بی­‌معنی این دنیا خشم‌­اش را برمی­‌انگیزد: «کجای این فلک سوراخ می‌شود اگر موی دختر گُمب گل من یک کم، فقط یک کم به اندازه این بته جقه روی این دستمال عسلی از لبه مقنعه‌اش جوانه بزند؟».

در لایه دیگری از داستان، تصور چرخش کهکشان به دور خودش رویای رقص را در او بیدار می‌کند: «نمی‌­رقصند مثل کهکشان شیری خودمان که هی دور خودش چرخ و نیم‌­چرخ می‌­زند. گوش می­‌کنی امینه آغا؟».

از رخداد انفجار بزرگ و آغاز حیات رویای “انفجار بزرگ” میدان ونک پرورده می‌­شود و پیرمرد داستان گلشیری رویایش را داستان می‌­کند و داستانی از آن خود در داستان گلشیری می‌­­آفریند: «یک بابایی همین یک ساعت پیش تلفن کرد که:

-امروز عصر دو تا جوان ساعت پنج می‌­آیند توی میدان ونک که برقصند.»

پیرمرد در داستانش به نقش تماشاچی اکتفا نمی‌­کند، برای ناتوانی پاها تدبیری می‌­اندیشد تا خود بیاید وسط و برقصد. سکوت مخاطب غایب اما، او را به واقعیت تلخ داستانی که گلشیری نوشته، پرتاب می‌­کند:

«کنار میدان، روی یک نیمکت می­‌نشینیم… خوب، اگر سر پنج دو نفر آمدند که هیچ، اگر نه این دیلاق را تو می­‌دهی زیر این بغلم و آن یکی را زیر این، تو هم بلند می‌­شوی و بعد دوتایی. شنیدی چی گفتم، امینه آغا؟ چرا حرف نمی‌زنی؟».

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

داستان “انفجار بزرگ” در فقدان چیزی نوشته شده که آن زمان غایب است. رویای پیرمرد، از جنس خیال­بافی پرت از حقیقت نیست، از جنس “رویای ما” است که حامد اسماعیلیون هم در تظاهرات بزرگ برلین از آن سخن گفت. ناممکنی است که باید ممکن شود. و امروز سی سال بعد -داستان در سال ۱۳۷۲ نوشته شده است- انفجار بزرگ با جنبش “زن زندگی آزادی” در میدان‌ها و خیابان‌های شهرهای ایران رخ داده است.

هوشنگ گلشیری در نوشتن این داستان دهه ۶۰ را پشت سر گذاشته؛ همان دهه‌­ای که چند سال بعد در “شاه سیاه‌پوشان” تصویری قوی و تکان‌دهنده از آن ارائه داد. یادمان باشد که این یکی را هم دوباره بخوانیم. در روزهای “زن زندگی آزادی”، “شاه سیاه‌­پوشان” هم بسیار حرف‌ها برایمان دارد.

در “انفجار بزرگ” نوشته سال ۷۲ که در زمانه دلمردگی نوید شادی و سرخوشی می­‌دهد، رد پای قساوت و اعدام‌های دهه ۶۰ را می­‌بینیم با اشاراتی کوتاه و پوشیده، که سوای مُهر سانسور، نشانی هم از سبک “ابهام ادبی” هوشنگ گلشیری دارد. مثلا اشاراتی به جای خالی پر رمز و راز دختر ناپدیدشده و یا وقتی خاطره دور سفری به دل طبیعت زنده می‌­شود، با ابهام و اشاره­ای پوشیده‌­تر به محو شدن دوستان اشاره می‌­شود: «من بودم و پنج تا از دوستان. دوتاشان نیستند. شاید هم باشند، اما نشنیدم که باشند.»

فشردگی و ایجاز هنرمندانه دو کلمه “نشنیدم که باشند” را در سرتاسر داستان مشاهده می‌کنیم. برای این داستان کمتر از ده صفحه‌ای، ده‌­ها صفحه نقد و تفسیر می‌­توان نوشت.

* این یادداشت نظر نویسنده را منعکس می‌کند و الزاما بازتاب‌دهنده نظر دویچه‌وله فارسی نیست.

جاوید رحمان “بی‌رحمی” حکومت ایران علیه معترضان را محکوم کرد

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران “بی‌رحمی” جمهوری اسلامی در برخورد با معترضان را محکوم کرد و خواستار ایجاد مکانیسم بین‌المللی برای بررسی شمار زیاد کشته‌شدگان شد. توضیح حامد اسماعیلیون درباره تظاهرات برلین.جواد رحمان در یک کنفرانس مطبوعاتی روز پنج‌شنبه ۲۷ اکتبر (۵ آبان) از مهسا امینی به عنوان یک «قربانی خشونت دولتی و سرکوب دولتی» یاد کرد. او گفت که “معترضان به دنبال عدالت هستند”.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران ضمن پرداختن به وقایع پس از مرگ مهسا (ژینا) امینی گفت: «روز ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) همراه با گزارشگران ویژه و کارشناسان مستقل، ضمن محکوم کردن این سرکوب، از مقامات ایرانی خواسته است تا فوراً جلوی استفاده از نیروهای قهریه علیه اجتماعات مسالمت‌آمیز را بگیرند، و برای جلوگیری از خشونت بیشتر، تحقیقاتی مستقل، بی‌طرفانه و سریع انجام دهند.»

گزارشگر ویژه سازمان ملل، شخص ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران را یکی از مسئولان کشتار معترضان اخیر خواند و گفت: «او در چندین مورد نیروهای انتظامی را به اعمال خشونت در مقابل معترضان ترغیب کرده و دستور او برای حفظ حجاب بوده که رفتار خشونت‌آمیز پلیس گشت ارشاد را دامن زده است».

رحمان ضمن انتقاد از “مصونیت مزمن” مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی ایران در برابر نقض حقوق شهروندان و عدم پاسخ‌گویی آن‌ها در مورد تخلفات گفت که معترضان درایران: «خواستار عدالت و پاسخ‌گویی در مورد مرگ مهسا امینی، همچنین احترام به حقوق اساسی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و به‌ویژه آزادی بیان هستند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

گزارشگر ویژه سازمان ملل افزود: «با گذشت بیش از پنج هفته از آغاز تظاهرات، واکنش خشونت آمیز و بی‌وقفه نیروهای امنیتی، منجر به کشته شدن دستکم ۲۱۵ نفر از جمله دهها کودک و بازداشت ۶۳۸ معترض در کردستان شده است.» او تاکید کرد: «من شک ندارم که آمار واقعی کشته‌شدگان و قربانیان بسیار بیشتر از این اعدادی است که اکنون اعلام کردم».

جاوید رحمان “جنبش” امروز در ایران را نتیجه مشارکت “طبقات مختلف اجتماعی و در خط مقدم آن زنان و جوانان” اعلام کرد و ضمن ابراز نگرانی از وضعیت کودکان، کشته شدن ۲۷ کودک در جریان اعتراض‌های هفته‌های گذشته را تایید کرد و گفت: «برخی از آنها با گلوله جنگی کشته شده‌ و برخی دیگر تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.»

جاوید رحمان همچنین در نشست مطبوعاتی در نیویورک گفت: «در نبود امکان پیگیری عدالت در داخل ایران، جامعه جهانی مسئولیت دارد تا برای پاسخگویی و مجازات عاملان جان باختن مهسا (ژینا) امینی اقدام کند.»

حجاب اجباری ناقض حقوق بنیادی انسان

نماینده ویژه سازمان ملل همچنین با اشاره به قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان “حجاب اجباری را ناقض حقوق بنیادی و کرامت زنان” خواند. او به محرومیت‌‌های اقلیت‌ها در ایران نیز اشاره کرد و گفت نام “نام ژینا در شناسنامه به عنوان مهسا ثبت شده است” و دلیل شدت اعتراضات در کردستان را همین محرومیت‌ها دانست.

جاوید رحمان با اشاره به استان محروم سیستان و بلوچستان، کشتار معترضان در زاهدان را یکی از “تاریک‌ترین روزهای تاریخ این شهر دانست”.

بیشتر بخوانید: اعتراضات مردمی ۱۴۰۱

حامد اسماعیلیون: یادمان نرود قاتل و آدمکش و سرکوبگر اصلی جمهوری اسلامی‌ست

حامد اسماعیلیون سخنگوی انجمن خانواده‌های جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی در یادداشتی با اشاره به تجمع همبستگی ایرانیان در برلین که ۳۰ مهر (۲۲ اکتبر) در حمایت از اعتراضات مردمی ایران برگزار شد نوشت: «اشتباهات را به گردن می‌گیریم و در تجمعات بعدی با دقت بیشتری عمل خواهیم کرد.»

او در مورد چگونگی گزینش سخنران‌ها افزود: «راحت‌ترین کار، دعوت از سیاستمداران برای سخنرانی است که اغلب در تهییج جمعیت سخن می‌گویند اما این بار بنا بود بیشتر عرصه‌ی هنرمندان و قربانیان باش که گویا حواشی‌ای را موجب شده است.»

اسماعیلیون رویداد بعدی را “زنجیره انسانی در روز شنبه ۲۹ اکتبر” اعلام کرد و افزود: «سخنرانی در آن نخواهد بود».

او در پایان یادداشت خود گفت: «یادمان نرود قاتل و آدمکش و سرکوبگر اصلی جمهوری اسلامی است.»

ایرنا: فرمانده انتظامی مهاباد زخمی شد؛ خبرگزاری تسنیم تکذیب کرد

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا روز پنجشنبه ۵ آبان (۲۷ اکتبر) اعلام کرد که محمد توحیدی، فرمانده نیروی انتظامی مهاباد در جریان اعتراضات از ناحیه سر زخمی شده و اکنون در بیمارستان بستری است.

به گزارش این خبرگزاری از زمان شروع اعتراضات تاکنون “۲۰ نیروی مربوط به فرماندهی انتظامی” در مهاباد زخمی شده‌اند.

ساعتی بعد خبرگزاری تسنیم این خبر را به نقل از فرمانده انتظامی مهاباد تکذیب کرد و نوشت: «مجروحیتم یک زخم جزئی از ناحیه سر بود که مسئله خاصی نیست.»

پروانه سلحشوری: شما زورتان را گذاشتید برای سرکوب مردم بی‌دفاع

پروانه سلحشوری، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی از “سرکوب مردم بی‌دفاع” و “ناتوانی در تامین امنیت شاهچراغ” انتقاد کرد و نوشت: «به رخ مردم می‌کشیدید. که اگه نان ندارید در عوض امنیت دارید، اگه ما نبودیم داعش چه‌ها که نمی‌کرد. شما زورتان را گذاشتید برای سرکوب مردم بی‌دفاع که حسرت یک زندگی معمولی دارند. سرکوب در خیابان، دانشگاه و مدرسه. توان حفاظت از یک حرم داخل کشور رو هم ندارید.»

اعتراضات در ایران؛ احضار سفیر آلمان به وزارت خارجه

هانس-اودو موتسل، سفیر آلمان در ایران در رابطه با اعتراضات مردمی به وزارت خارجه جمهوری اسلامی احضار شد. حمله به تجمع اعتراضی پزشکان در اصفهان و کشته شدن دست‌کم سه نفر در کردستان.هانس-اودو موتسل، سفیر آلمان در ایران روز پنجشنبه ۵ آبان (۲۷ اکتبر) از سوی علی باقری، معاون سیاسی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی احضار شد.

معاون سیاسی وزیر خارجه جمهوری اسلامی اظهارات مقامات آلمانی در مورد اعتراضات مردمی در ایران را “تحریک اغتشاش و قانون‌شکنی” در ایران توصیف کرد و آن را “غیر قابل قبول” دانست.

علی باقری ادعا کرد که جمهوری اسلامی نسبت به “رعایت حقوق بشر” و “حق اجتماع مسالمت‌آمیز” اهتمام می‌ورزد و کشورهای غربی را عامل “به خشونت کشاندن اجتماعات مسالمت‌آمیز” دانست.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

علی باقری همچنین حمله تروریستی به حرم شاه‌چراغ را “در امتداد تحرکات خشونت‌طلبانه و هرج و مرج طلبانه‌ای دانست که برخی کشورهای اروپایی و آمریکا حامی و مروج آن بود‌ه‌اند”.

سفیر آلمان نیز گفت “نظرات حکومت ایران را به مقامات ذیربط در برلین منعکس خواهد کرد”.

پیشتر آنالنا بربوک، وزیر خارجه آلمان در یک رشتە توییت بە اعتراضات ضد حکومتی جاری در ایران واکنش نشان دادە و ضمن ”شجاعانه“ خواندن اعتراضات، گفتە بود: «رژیم (ایران) روز بە روز با خشونت بیشتری عمل می‌کند. ما پیشتر هم روابط خود را محدود کردە بودیم، اما با دولتی کە اینگونه غیر انسانی رفتار می‌کند، نمی‌توان روابط معمولی داشت. ما روابط خود را با شرایط روز منطبق خواهیم کرد.»

حمله به تجمع اعتراضی پزشکان در اصفهان

خبرگزاری هرانا با انتشار ویدیویی خبر از تجمع اعتراضی پزشکان در میدان برج اصفهان داد. به گزارش شخصی که این ویدیو را منتشر کرده “نیروهای یگان ویژه صبح پزشکان معترض را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند».

بیشتر بخوانید: اعتراضات مردمی ۱۴۰۱

هه‌نگاو: کشته شدن دست‌کم سه جوان در شهرهای مهاباد، سنندج و قصرشیرین

به گزارش خبرگزاری هه‌نگاو، در جریان اعتراضات شب گذشته شهرهای کردستان که در ۱۳ شهر رخ داد، دست‌کم دو جوان اهل شهرهای مهاباد و سنندج به نام‌های اسماعیل مولودی و محمد شریعتی با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی کشته شده‌اند.

بنا بر گزارش‌های منتشره در شبکه‌های اجتماعی پیکر اسماعیل مولودی که متاهل و دارای یک فرزند بود، روز پنج‌شنبه تشییع و به خاک سپرده شد. تصاویر منتشره نشان می‌دهند که مردم معترض در مهاباد شعار “ژن، ژیان، ئازادی”، “مرگ بر دیکتاتور” و “کردستان کردستان گورستان فاشیستان” سر دادند.

معترضان پس از اتمام خاکسپاری داخل شهر تظاهرات کرده و کلانتری ۱۱ مهاباد، ساختمان فرمانداری، اداره دارایی و کمیته امداد را محاصره کردند. پایگاه خبری “کولبر نیوز” ویدئویی را منتشر کرد که نشان می‌دهد معترضان به ساختمان بانک سپه و فروشگاه کوروش نیز حمله کردند.

به گزارش هه‌نگاو، محمد شریعتی که در منطقه کمربندی ۲۵ سنندج کشته شد، تنها پسر یک خانواده اهل روستای سیاناو از توابع موچش بوده است.

براساس گزارش هه‌نگاو، یک جوان دیگر با نام افشین آشام، ۲۸ ساله در شهرستان قصر شیرین واقع در استان کرمانشاه نیز شامگاه چهارشنبه با گلوله جنگی نیروهای انتظامی کشته شده است.

به گفته منابه مطلع پیکر افشین آشام که ساکن محل پالی آباد قصر شیرین بوده توسط نیروهای سپاه نبی اکرم کرمانشاه ضبط شده و تاکنون به خانواده‌اش تحویل داده نشده است.

تهدید روسیه به احتمال حمله به ماهواره‌های تجاری غرب

یک مقام ارشد وزارت دفاع روسیه می‌گوید اگر از ماهواره‌های تجاری غرب در جنگ اوکراین استفاده شود یک “هدف مشروع” خواهند بود. روسیه پیش از این شبکه ماهواره‌ای استارلینک را به خاطر ارائه خدمات به اوکراین تهدید کرده بود.آیا مناقشه روسیه و کشورهای غربی بر سر پشتیبانی از اوکراین می‌تواند به درگیری‌های فضائی منجر شود؟ این پرسشی است که برخی مقام‌های روسی به آن پاسخ مثبت می‌دهند.

خبرگزاری رویترز روز پنج‌شنبه ۲۷ اکتبر (پنجم آبان) به نقل از یک مقام ارشد وزارت دفاع روسیه گزارش داد در صورتی که ماهواره‌های تجاری غربی در جنگ اوکراین مورد استفاده قرارگیرند به یک “هدف مشروع” برای واکنش نظامی تبدیل می‌شوند.

کنستانتین وورونتسوف، نماینده وزارت دفاع روسیه در سازمان ملل، آمریکا و متحدانش را متهم کرد که از فضا برای تحمیل سلطه غرب بر جهان سوءاستفاده می‌کنند.

او می‌گوید استفاده از ماهواره‌های تجاری برای پشتیبانی از نیروهای مسلح اوکراین یک “روند به غایت خطرناک” و تحریک‌آمیز است.

امکان فنی هدف قرار دادن ماهواره‌ها

کشورهایی مانند روسیه، چین و ایالات متحده دارای امکانات فنی منهدم کردن یا آسیب‌رساندن به ماهواره‌ها در مدار زمین هستند و تجهیزات لازم برای این کار را آزمایش هم کرده‌اند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

روسیه سال گذشته یک موشک ضد ماهواره را برای انهدام یک ماهواره از رده خارج خود با موفقیت آزمایش کرده است.

تجاوز نظامیان روسی به خاک اوکراین ۲۴ فوریه امسال به فرمان ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه آغاز شد و همچنان ادامه دارد.

اندکی پس از این حمله، شبکه اینترنت اوکراین دچار اختلال شد و میخائیل فدوروف، معاون نخست‌وزیر اوکراین در یک پیام توئیتری از ایلان ماسک مالک شرکت اسپیس لینک درخواست کرد امکان دسترسی به اینترنت از طریق شبکه ماهواره‌ای استارلینک برای این کشور را فراهم کند.

ماسک به این درخواست پاسخ مثبت داد و در مدت کوتاهی هزاران پایانه اینترنتی در اختیار اوکراین قرار گرفت که نیروهای مسلح اوکراینی نیز از آنها استفاده زیادی می‌کنند.

فرستنده آمریکایی سی‌ان‌ان میانه ماه اکتبر گزارش داده بود شرکت اسپیس لینک در نامه‌ای به وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) هشدار داده که دیگر قادر به تامین هزینه خدمات اینترنت ماهواره‌ای برای اوکراین نیست.

ظاهرا در این نامه هزینه ارائه خدمات اینترنت ماهواره‌ای به اوکراین تا پایان سال جاری میلادی ۱۲۰ میلیون دلار و برای سال آینده ۴۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.

ادامه ارائه خدمات اینترنت ماهواره‌ای به اوکراین

ایلان ماسک پس از رسانه‌ای شدن این موضوع اعلام کرد که همچنان هزینه ارائه خدمات اینترنت ماهواره‌ای به اوکراین را تقبل می‌کند و این کار را یک اقدام مثبت ضروری توصیف کرد.

مقام ارشد وزارت دفاع روسیه در اظهارات خود به طور مشخص نامی از شرکت‌های فعال در ارائه خدمات ماهواره‌ای نبرده اما ماه پیش اظهارات مشابهی کرده که تهدید شرکت استارلینک ارزیابی شده است.

نظامیان اوکراینی در ماه‌ها و هفته‌های گذشته به شکل روزافزونی موفق به بازپس گرفتن برخی از مناطق اشغالی اوکراین و عقب راندن متجاوزان روسی شده‌اند.

ناظران افزایش تهدیدهای روسیه و اقدام‌هایی نظیر هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی و شهرهای بزرگ اوکراین را واکنشی به ناکام‌های نیروهای روسی در جبهه‌های نبرد می‌دانند.

اوکراین پیروزی‌های خود در برابر مهاجمان روسی را تا حدود زیادی مدیون کمک‌های مالی و تسلیحاتی کشورهای غربی می‌داند که با وجود تهدیدهای روسیه رو به افزایش هستند.

تکذیب احتمال دیدار بایدن و پوتین در اندونزی

به رغم افزایش تنش‌ها میان روسیه با کشورهای غربی حامی اوکراین، به خصوص آمریکا برخی منابع از احتمال دیدار پوتین با همتای آمریکایی او جو بایدن در حاشیه نشست کشورهای گروه ۲۰ خبر داده‌اند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

به گزارش خبرگزاری فرانسه کاخ سفید روز پنج‌شنبه احتمال ملاقات بایدن و پوتین در حاشیه اجلاس گروه ۲۰ در شهر بالی در اندونزی را رد کرد.

جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا اعلام کرده که جو بایدن هیچ برنامه‌ای برای دیدار دو جانبه با رئیس جمهوری روسیه ندارد.

پوتین نیز با تازگی گفته که ضرورتی برای دیدار دوجانبه با بایدن نمی‌بیند. افزون بر این حضور رئیس جمهوری روسیه در اجلاس گروه ۲۰ در اندونزی هنوز نامشخص است.

EnglishGermanPersian