طبقه‌ی‌ کارگر صنعتی مهم‌تر از طبقه‌‌ی متوسط شهری

محمدعلی کدیور

در این گزارش به مرورِ منابع پژوهشی مختلف درباره‌ی نقش‌ کارگران در دموکراسی‌خواهی پرداخته شده است.

 

عامل پیدایش و تقویت دموکراسی کیست؟ از بین طبقات و گروه‌های اجتماع، کدام‌یک در فرایند پیدایش و گذار به دموکراسی نقشی سرنوشت‌ساز و تعیینکننده ایفا کرده‌اند؟ پیدایش دموکراسی و گسترش آن در سطح جهان طی دو قرن اخیر یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ بشری بوده است و پرسش از پیش‌برندگان پروژه‌ی دموکراتیک‌سازی نیز مورد توجه عالمان اجتماعی و تحلیلگران سیاسی است. تاکنون پاسخ‌های متفاوتی به این پرسش داده‌ شده ‌است. برخی از نظریه‌پردازان، مانند جامعه‌شناس صاحب‌نظر آمریکایی، برینگتون مور،[1] بورژوازی و طبقه‌ی سرمایه‌دار را عامل و حامل دموکراسی دانسته‌اند. برخی دیگر چون ساموئل هانتینگتون[2]، گسترش طبقه‌ی متوسط را یکی از عوامل اصلی گسترش دموکراسی دانسته‌اند، مخصوصاً در تلاش‌های دموکراسی‌خواهی در اواخر قرن بیستم که به دموکراسی موج سوم (Third Wave Democracy) مشهور است. روشنفکران و رهبران محلی نیز دو گروه دیگری هستند که به‌عنوان حاملان و عاملان دموکراسی اخیراً مورد توجه پژوهش‌گران واقع شده‌اند.[3] اما با وجود تنوع عقاید، همچنان بیشترین شواهد و پژوهش‌ها مؤید نقش مهم و مثبت طبقه‌ی کارگر در فرایند‌های دموکراتیک‌سازی بوده است. در علوم اجتماعی توجه به نقش طبقات اجتماعی و طبقه‌ی کارگر بیش از هر سنت دیگر در رهیافت تحلیل طبقاتی رواج داشته است. بسیاری از این نظریه‌ها به پشتوانه‌ی آرای کارل مارکس به شرح‌وبسط وضعیت و کارکرد نظام طبقاتی می‌پردازند.

پرسش اینجاست که در میان این‌همه نظر متفاوت بالاخره کدام گروه عامل اصلی دموکراسی است؟ یکی از جریان‌های نظری در جامعه‌شناسی که در ادامه به آن می‌پردازیم، دقیقاً در پی یافتن پاسخ این پرسش است.

 

عامل دموکراسی: طبقه‌ی کارگر یا بورژوازی؟

مارکس پیدایش دموکراسی پارلمانی را محصول انقلاب بورژوازی علیه فئودالیسم و زمین‌داری در اروپا محسوب می‌کرد اما طبقه‌ی کارگر را عامل اصلی انقلاب سوسیالیستی می‌دانست. در میانه‌ی قرن بیستم برینتگون مور به پیشبرد این خط پژوهشی پرداخت و شواهد تجربی بیشتری بر عاملیت بورژوازی در پیدایش دموکراسی در انگلستان، فرانسه، و آمریکا عرضه کرد. مور همچنین استدلال کرد که مهم‌ترین دشمن دموکراسی زمین‌داران بزرگ بودند چرا که با به‌وجودآمدن دموکراسی و داده‌‌شدن حق رأی به دهقانان، امتیازات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آنان به خطر افتاد. یکی از شاگردان مبرز مور به نام جان دی استِفِنز نظرات مور را مورد مداقه و ارزیابی تجربی گسترده‌تری قرار داد.[4] استفنز برای ارزیابی استدلال مور به بررسی همه‌ی موارد شکل‌گیری و فروپاشی دموکراسی در اروپای غربی پرداخت. او نتیجه‌گیری مور درباره‌ی ضدیت اشراف زمین‌دار با دموکراسی را تأیید کرد اما نشان داد مور در نقش مثبت بورژوازی اغراق کرده و نقش مثبت طبقه‌ی کارگران سازمان‌یافته در پیدایش دموکراسی در اروپا را نادیده گرفته است.

نظرات استفنز، خود باب پژوهش‌های جدیدی در این زمینه را گشود و اندکی بعد کتاب مهم و مرجعی توسط استفنز و دو جامعه‌شناس دیگر منتشر شد که مشخصاً به نقش طبقه‌ی کارگر در پیدایش دموکراسی پرداختند.[5] نویسندگان این کتاب با مارکس و مور در این امر توافق داشتند که توسعه‌ی سرمایه‌داری منجر به پیدایش دموکراسی شده است اما مانند مقاله‌ی استفنز بر آن بودند که دموکراسی محصول قدرت‌گرفتن جامعه‌‌ی مدنی خصوصاً طبقه‌ی کارگر است. از نظر این نویسندگان پیدایش دموکراسی بیش از هرچیز مسئله‌ای مربوط به توازن قدرت است چرا که گذار به دموکراسی نمایانگر افزایش برابری سیاسی است و برابری سیاسی شکل نمی‌گیرد مگر اینکه توازن قوا تغییر کند و بخش‌های ضعیف‌تر جامعه بتوانند در بخش‌های صاحب قدرت برای خود جا باز کنند.

به زبان دیگر، این روابط قدرت هستند که بیش از هرچیز تعیین‌کننده‌ی پیدایش دموکراسی و تداوم آن‌اند. در این میان قدرت‌گیری طبقات متوسط و کارگر به‌معنای تحول در توازن قدرت و قدرت‌گیری جامعه‌ در برابر دولت است. نویسندگان سپس به بررسی همه‌ی موارد گذار به دموکراسی و فروپاشی دموکراسی در اروپای غربی و آمریکای لاتین پرداختند. بررسی تطبیقی و تاریخی آن‌ها نشانگر آن بود که اتحادیه‌ها و احزاب مرتبط با طبقه‌ی کارگر اجزای اساسی ائتلافی بودند که دموکراسی را به این کشورها آوردند. البته در برخی موارد فشار طبقه‌ی کارگر به‌تنهایی برای ایجاد دموکراسی کافی نبوده است. در این موارد طبقه‌ی کارگر نیازمند مؤتلفانی برای پیشبرد پروژه‌ی دموکراتیک بوده ‌است.

به فاصله‌ی چند سال، روث برینز کولیر، سیاست‌شناس و استاد دانشگاه برکلی، کتاب دیگری نیز منتشر کرد که بحث را به خارج از اروپای غربی و آمریکای شمالی گستراند. او در این کتاب نتیجه گرفت که در موج سوم دموکراسی در اواخر قرن بیستم اتفاقاً کارگران از پیش‌برندگان اصلی گذر به دموکراسی بوده‌اند.[6] کولیر با تحقیق درباره‌ی اسپانیا و پرتغال در اروپای جنوبی و همچنین برزیل، آرژانتین و اروگوئه در آمریکای جنوبی نشان داد طبقه‌ی کارگر در دو سناریوی اصلی امکان گذر به دموکراسی را فراهم کردند. در کشورهایی مثل اسپانیا و آرژانتین اعتصابات و اعتراضات طبقه‌ی کارگر موجب ایجاد فشار روی نظام‌های اقتدارگرا شد. این فشار گسترده نظام‌های اقتدارگرا را به‌سمت برگزاری انتخابات آزاد سوق داد. اما در کشورهایی مانند برزیل، نظام‌های اقتدارگرا برنامه‌های محدودی در جهت اصلاحات سیاسی در نظر داشتند تا بتوانند سیطره‌ی خود را با شکل متفاوت و درظاهر نرم‌تر از گذشته ادامه بدهند. مثلاً در برزیل نظام اقتدارگرا در پی برگزاری انتخابات‌های کنترل‌‌شده و واگذاری برخی آزادی‌های سیاسی بود. در پاسخ به اصلاحات نمایشی، اعتراضات کارگری چنان فشاری بر این نظام‌ها وارد کرد که ناچار شدند اصلاحات محدود اولیه را تا حد اصلاحات دموکراتیک کامل گسترش دهند.

 

طبقه‌ی کارگر بزرگ‌تر، بخت بیشتر برای گذر به دموکراسی

در سال‌های اخیر دو پژوهش آماری نیز منتشر شده‌اند که شواهد جدید بر نقش مثبت کارگران در فرایند تاریخی دموکراسی عرضه کرده‌اند. اولین مقاله از ادانر عثمانی استاد جوان دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.[7] عثمانی در این مقاله به بررسی رابطه‌ی میان بزرگی طبقه‌ی کارگر صنعتی و شاخص‌های دموکراسی پرداخت تا ببیند آیا یک طبقه‌ی کارگر صنعتی بزرگ‌تر دموکراسی را کاهش یا افزایش می‌دهد. عثمانی برای اندازه‌گیری بزرگی طبقه‌ی کارگر، نسبت کارگران صنعتی به کل جمعیت افرادی که در سن اشتغال هستند را محاسبه کرد. برای شاخص دموکراسی او از دو شاخص اصلی دموکراسی انتخاباتی که توسط مؤسسات پولیتی و وی‌-دم تهیه می‌شوند، استفاده کرد. این شاخص‌های دموکراسی از ابتدای قرن نوزدهم تاکنون امتیازی عددی به هر کشور می‌دهند که نشان‌دهنده‌ی سطح دموکراسی در آن کشور است. این امتیاز بر اساس شاخص‌های برسازنده‌ی دموکراسی مانند میزان مشارکت سیاسی مردم، وجود رقابت میان گروه‌های سیاسی مختلف، و محفوظ‌بودن حقوق مخالفان دولت محاسبه می‌شوند.

بررسی آماری عثمانی نشان داد که بین بزرگی طبقه‌ی کارگر و احتمال بهبود وضعیت دموکراتیک در یک کشور همبستگی (Correlation) مثبت و معناداری وجود دارد. چرا بزرگی طبقه‌ی کارگر مهم است؟ در شرایط عادی نخبگان سیاسی و اقتصادی، یعنی مقامات دولتی و صاحبان ثروت، حاضر به تقسیم قدرت سیاسی با بخش غیرنخبه‌ی جامعه یعنی مردم عادی نیستند. این معادله زمانی به هم می‌خورد که بخش غیرنخبه بتواند بازی سیاسی را به هم زده و هزینه‌ی حکمرانی را برای حاکمان زیاد کند. در چنین شرایطی نخبگان سیاسی و اقتصادی حاضر می‌شوند که برابری سیاسی را گسترش دهند و تن به اصلاحات دموکراتیک بدهند. بزرگ‌بودن طبقه‌ی کارگر نشانگر توان بخش غیرنخبه‌ی جامعه در برهم‌‌زدن بازی و معادلات سیاسی است.

مقاله‌ی بعدی توسط سه استاد و پژوهشگر علوم سیاسیِ مؤسسه‌ی مطالعات صلح اُسلو در نشریهی سیاست، از نشریات مهم علوم سیاسی در آمریکا و دنیا، منتشر شد.[8] این پژوهشگران رهیافت آماری متفاوتی را در بررسی نقش گروه‌های اجتماعی مختلف در خیزش‌های عمومی در پیش گرفتند. آن‌ها ابتدا بر فهرستی از ۱۹۳ خیز‌ش عمومی در قرن بیستم تمرکز کردند که یا در پی تغییر رژیم یا در پی پایان اشغال یک کشور بودند. این فهرست قبلاً توسط اریکا چِنووِت، استاد علوم سیاسی هاروارد، و همکارش، ماریا استفان، تهیه شده بود.[9] پژوهشگران نروژی سپس مشخص کردند که دهقانان، مستخدمان بخش عمومی، گروه‌های نظامی، دینی یا قومی، کارگران صنعتی و طبقه‌ی متوسط شهری در هریک از خیزش‌ها چقدر شرکت داشتند. در قدم بعدی پژوهشگران به بررسی بهبود دموکراتیک پس از این خیزش‌ها پرداختند و مشخص کردند که در پایان خیزش آیا وضعیت دموکراتیک در کشور بهتر شده و آیا آن کشور شاهد یک گذار دموکراتیک بوده یا نه. آن‌ها سپس با استفاده از مدل‌های آماری بررسی کردند که شرکت کدام‌یک از گروه‌های فوق‌الذکر منجر به بهبود دموکراتیک شده است.

نتیجه‌ی مدل‌های آماری این پژوهش نشان داد که حضور طبقه‌ی کارگر صنعتی در خیزش‌های عمومی نقش مثبت و معناداری در گذار به دموکراسی داشته است. این در حالی است که نمی‌توان برای هیچکدام از گروه‌های دیگر، از جمله طبقه‌ی متوسط، چنین نقش مثبتی ذکر کرد. بنا بر این مقاله دلیل نقش مثبت طبقه‌ی کارگر را باید هم در انگیزه و هم ظرفیت این طبقه برای شکل‌گیری دموکراسی دانست. اعضای طبقه‌ی کارگر گسترش دموکراسی را در جهت کسب قدرت و منافع خود می‌بینند. از سوی دیگر، چنان‌که گفته شد، کارگران به‌دلیل پرشماربودن و قابلیت سازمان‌‌یافتن، ظرفیت بالایی برای حرکات جمعی تعارضی مانند اعتراض و اعتصاب دارند.

مجموع پژوهش‌های انجام‌شده درباره‌ی حاملان اجتماعی دموکراسی نشانگر نقش تاریخی طبقه‌ی کارگر در پیشبرد دموکراسی در کشور‌های مختلف بوده است. البته میزان قوت و توان کارگران بنا به وضعیت توسعه‌ی اقتصادی در کشورهای مختلف متفاوت است. مشخصاً کارگران در کشور‌های درحال‌توسعه شمار و قوت کارگران در کشور‌های توسعه‌یافته را نداشته‌اند. همچنین وابستگی بعضی کشورها به منابعی نظیر نفت باعث شده که بخش مهمی از درآمد کشور از مجرای صنعتی باشد که نیاز به کارگران بسیاری ندارد. همین امر موجب تضعیف بیشتر طبقه‌ی کارگر در کشورهای نفتیِ درحال‌توسعه مانند ایران شده است. بااین‌همه، اگر به تحولات سیاسی مهم در این کشورها نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که با وجود ضعف نسبی، همچنان کارگران از اجزای اصلی ائتلاف‌های برسازنده‌ی جنبش‌های موفق بوده‌اند. پیشبرد دموکراسی از مجرای یک جنبش اجتماعی نیز نیازمند یک ائتلاف گسترده است که بی‌شک باید شامل کارگران به‌عنوان یکی از گروه‌های اجتماعی کشور باشد.


[1] بنگرید به:

Barington Moore (1966) Social Origins of Dictatorship and Democracy: Lord and Peasant in the Making of the Modern World. Beacon Press.

[2] بنگرید به:

Samuel Huntington (1993) The Third Wave: Democratization in the Late 20th Century. University of Oklahoma Press.

[3] بنگرید به دو منبع زیر:

Charles Kurzman & E. Leahey (2004) “Intellectuals and Democratization, 1905-1912 and 1989-19961”, American Journal of Sociology, 109(4), pp. 937-986;

Dan Slater (2009) “Revolutions, Crackdowns, and Quiescence: Communal Elites and Democratic Mobilization in Southeast Asia”, American Journal of Sociology, 115(1), pp. 203-254.

[4] بنگرید به:

John Stephens (1989) “Democratic Transition and Breakdown in Western Europe, 1870-1939: A Test of the Moore Thesis”, American Journal of Sociology, 94(5), pp. 1019-1077.

[5] بنگرید به:

Dietrich Rueschemeyer, Evelyne Huber Stephens, & John D. Stephens (1992) Capitalist Development and Democracy,Vol. 22. Polity: Cambridge.

[6] بنگرید به:

Ruth Berins Collier (1999) Paths toward Democracy: The Working Class and Elites in Western Europe and South America. Cambridge University Press.

[7] بنگرید به:

Adaner Usmani (2018) “Democracy and the Class Struggle”, American Journal of Sociology, 124(3), pp. 664-704.

[8] بنگرید به:

Sirianne Dahlum, Carl Knutsen, & Tore Wig (2019) “Who Revolts? Empirically Revisiting the Social Origins of Democracy”, The Journal of Politics, 81(4), pp. 1494-1499.

[9] بنگرید به:

Erica Chenoweth & Maria J. Stephan (2012) Why Civil Resistance Works: The Strategic Logic of Nonviolent Conflict, Reprint. Columbia University Press.

دفتر حقوق بشر سازمان ملل: جمهوری اسلامی معترضان را فورا آزاد کند

دفتر امور حقوق بشر سازمان ملل متحد از جمهوری اسلامی ایران خواست که فورا هزاران نفری را که به دلیل شرکت در اعتراضات بازداشت شده‌اند، آزاد کند.

حمله تند وزیر امور خارجه آلمان به جمهوری اسلامی در کنفرانس «مخالفت با مجازات اعدام»

آنالنا بربوک، وزیر امور خارجه آلمان، روز سه‌شنبه در کنفرانسی که هدفش غیرقانونی کردن مجازات اعدام در سراسر جهان است، به جمهوری اسلامی ایران به عنوان حکومتی که مجازات اعدام را برای سرکوب مخالفان به کار می‌برد، اشاره کرد.

شلیک به معترضان در چند شهر، کردستان در “شرایط جنگی”

اولین روز از سومین سالگرد سرکوب اعتراضات آبان با حضور چشمگیر معترضان و همراهی بازاریان و کسبه به پایان رسید. در شیراز و تهران به سوی مردم تیراندازی شد. کردپا از کشته شدن سه جوان در کامیاران و سنندج خبر داد.در ساعات پایانی سه‌شنبه ویدئوهای تازه‌ای همرسان شده‌اند که اجتماعات شبانه معترضان در بابل، مشهد، بندرعباس، اوز، قائم‌شهر، گرگان، بجنورد، شیراز، زنجان، کرمان، کرج، اهواز، اصفهان، قزوین، اراک و رشت، همدان، تبریز، سمیرم، آباده و بهبهان را نشان می‌دهند. در پاره‌ای شهرها از جمله شیرازبه مردم تیراندازی شد.

در محله گیشا در تهران نیز ماموران به سوی معترضان ساچمه‌زن شلیک کردند.

ویدئویی از خیابان اباذر در بلوار کاشانی تهران جمعیتی متراکم را با شعار “هیز تویی هرزه تویی، زن آزاده منم” نشان می‌دهد.

در صفاییه یزد نیز معترضان همین شعار را می‌دهند و در مشهد علیه حکومت بچه‌کش فریاد می‌زنند.

گروه “جوانان محلات تهران” در پیامی توییتری با تقدیر از معترضان و پیوستن بازاران و کسبه به اعتصاب‌ها گفته است: «ما ۲۵ و ۲۶ ابان هم در خیابان خواهیم بود و به مبارزه تا سرنگونی جمهوری جهل و جنایت ادامه می‌دهیم.»

التهاب و ایستادگی در کردستان

شهرهای کردنشین جملگی صحنه تجمعات مردمی و درگیر خشونت و سرکوب هستند. کولبرنیوز فضای کامیاران را “به شدت جنگی” توصیف کرده و از درگیری‌های بسیار شدید در چهارراه ابوذر، فرمانداری و ساحلی در بوکان خبر داده است.

هه‌نگاو از پخش سرودهای انقلابی از مساجد مهاباد و تصرف کامل یک پایگاه بسیج در کامیاران خبر داد.

کردپا می‌نویسد در جریان اعتراضات کامیاران و سنندج، سه جوان بر اثر شلیک ماموران جان باخته‌اند؛ فواد محمدی و سعید مرادی در کامیاران و عیسی بیگلری در سنندج کشته شده‌اند.

کردپا افزوده که درگیری‌معترضان با نیروهای سرکوب ادامه دارد و مردم کنترل خیابان‌ها در بوکان را به دست گرفته‌اند.

کی‌روش: بازیکنان آزادند به اعتراضات بپیوندند اما شرط دارد

کارلوس کی روش سرمربی تیم ملی ایران، در کنفرانسی خبری در دوحه گفت بازیکنان ایران آزادند به اعتراضات سراسری کشورشان بر سر حقوق زنان بپیوندند اما باید این کار را در چارچوب قوانین مسابقات انجام دهند.

رویترز به نقل از کی‌روش نوشت: «بازیکنان آزادند اعتراض کنند، از هر کشور دیگری هم که باشند؛ اما تا زمانی که با مقررات جام جهانی و روح بازی سازگاری داشته باشد.»

او در عین حال افزود که در بازی فوتبال می‌توان در زمین ابراز وجود کرد؛ تیم تنها یک چیز را در ذهن دارد و آن مبارزه برای راهیابی به دور دوم است.

کی‌روش پاسخ یکی از خبرنگاران را به تندی و با کنایه داد. از او پرسیده شد که آیا سربلند است که سرمربی‌گری تیمی را به عهده گرفته که زن‌ها را سرکوب می‌کند؟ او در جواب از خبرنگار پرسید: «چقدر پول می‌دهد تا پاسخ‌اش را بگیرد.»

ملاقات کی‌روش و تیم ملی فوتبال با ابراهیم رئیسی در آستانه عزیمت به قطر و تصاویر کرنش بازیکنان، موجی از انتقاد و سرخوردگی نزد معترضان ایجاد کرد. سه‌شنبه بنر تبلیغاتی تیم ملی در پل جنت آباد به آتش کشیده شد. طراحی این بنر یک خطای ملیح نیز دارد و آن این که دو مرتبه شماره پنج و شش در تریکوی بازیکنان تکرار شده است.

علی‌ کریمی از دعوت فیفا خبر نداشت

علی کریمی در پیامی توییتری خبر داده که از سوی فدراسیون فوتبال قطر برای حضور در جام جهانی دعوت شده بود اما فدراسیون فوتبال ایران این دعوتنامه را از او پنهان کرده بود. او نوشته که از سوی مدیر برنامه‌هایش از ماوقع مطلع شده و ضمن سپاس از این دعوت آن را رد کرده است: «در حال حاضر برای من مسائل مهم‌تری از فوتبال وجود دارد و می‌خواهم در کنار هموطنانم و صدای آنها باشم.»

دادگاه انقلاب یک معترض دیگر را به اعدام محکوم کرد

قوه قضاییه از صدور حکم اعدام برای یکی دیگر از معترضان بازداشتی خبر داد. خبرگزاری میزان عصر سه‌شنبه ۲۴ آبان نوشت: «متهمی که با استفاده از سلاح سرد برای مردم ایجاد وحشت کرده بود و موتورسیکلت شهروندی را به آتش کشیده و با چاقو نیز فردی را مورد حمله قرار داده بود به اعدام محکوم شد.»

هویت این شهروند اعلام نشده و به گفته میزان، حکم بدوی و قابل تجدیدنظر است.

دو روز قبل دادگاه انقلاب، احکام بدوی شش تن از بازداشت شدگان را اعلام کرد و گفت، یکی از این متهمان با کیفرخواست محاربه به اعدام و پنج نفر دیگر به ۵ تا ۱۰ سال زندان محکوم شده‌اند.

بیش از ۱۵هزار نفر در جریان اعتراضات سراسری جاری در ایران بازداشت شده‌اند و دستگاه قضایی دستور داده که پرونده‌ها و احکام سریعا رسیدگی و صادر شوند. تعجیل در صدور کیفرخواست‌ها، تلاشی برای مرعوب کردن معترضان ارزیابی می‌شود. سازمان ملل مقامات جمهوری اسلامی را به آزادی کلیه بازداشت شدگان و مختومه کردن پرونده‌هایشان فراخوانده است.

پرونده هسته‌ای ایران؛ بحث در شورای حکام، تحریم‌های جدید آمریکا

آلمان می‌گوید هرگز نباید به ایران اجازه دستیابی به سلاح هسته‌ای را داد. مدیرکل آژانس گفت ایران به پرسش‌های مفتوح پاسخ نداده و شورای حکام باید تصمیم بگیرد. آمریکا تحریم‌های جدید علیه ایران در رابطه با ارسال پهپاد وضع کرد.آنالنا بربوک، وزیر امور خارجه آلمان روز سه شنبه ۱۵ نوامبر (۲۴ آبان) در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در برلین، درباره وضعیت ایران و اوکراین اظهار نظر کرد. او گفت: «ما هرگز نباید اجازه دهیم ایران سلاح هسته‌ای تولید کند یا به سلاح هسته‌ای دست یابد.»

این کنفرانس مطبوعاتی پس از دیدار خانم بربوک با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برگزار شد.

بربوک در جمع خبرنگاران گفت که خواستار اجرای مجدد تعهدات ایران در قبال آژانس شد. او افزود که ایران به طور سیستماتیک تعهدات خود را زیر پا می‌گذارد.

به کانال تلگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

وزیر خارجه آلمان در ادامه تاکید کرد که “ایران باید دوباره تعهدات خود در قبال آژانس را اجرا کند.” او افزود: «این به این معنا است که امکان دسترسی کامل بازرسان آژانس به تاسیسات هسته‌ای را امکان‌پذیر سازد.»

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز گفت: «ما به همراه جامعه بین‌المللی سوالات واضحی از ایران داریم که باید به آن‌ها پاسخ داده شود.»

گروسی در ادامه افزوده است: «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی این هفته دیدار خواهد داشت تا به بررسی شرایط در خصوص برنامه هسته‌ای ایران بپردازد.»

آمریکا و تروئیکای اروپا: شورای حکام علیه ایران قطعنامه بدهد

رابرت مالی نماینده ویژه آمریکا در امور ایران روز دوشنبه (۱۴ نوامبر/۲۳ آبان) در جمع خبرنگاران در پاریس درباره مذاکرات هسته‌ای با ایران گفت: «اگر چه درهای دیپلماسی باز خواهند ماند اما دولت آمریکا اکنون تمرکز خود را به جای مذاکرات برای احیای توافق هسته‌ای، بر سیاست تحریم و فشار قرار داده است.»

این مسئول ارشد آمریکا در مذاکرات هسته‌ای با ایران گفت که اقدامات نیروهای امنیتی علیه معترضان در ایران و همچنین فروش پهپاد به روسیه از دلایل تغییر سیاست آمریکا است. او افزود، علاوه بر این، مذاکرات هسته‌ای احیای برجام پیشرفتی هم نداشته‌اند.

تحریم‌های آمریکا به دلیل تحویل پهپاد به روسیه

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه ۱۵ نوامبر (۲۴ آبان) با صدور بیانیه‌ای، تحریم‌هایی را علیه مرکز تحقیقات صنایع هوایی “شاهد” اعمال کرد.

در این بیانیه گفته شده است که مرکز تحقیقات صنایع هوایی شاهد، مسئول طراحی‌و تولید پهپادهایی است که توسط نیروهای روسی در اوکراین استفاده می‌شوند.

جنت یلن، وزیر خزانه‌داری آمریکا در این‌باره گفته است: «همان‌طور که بارها نشان داده‌ایم، ایالات متحده علیه هر شخص یا نهادی که از حمله غیرقابل توجیه روسیه به اوکراین حمایت کند، تحریم اعمال خواهد کرد.

گروسی: ایران هیچ پیشنهاد جدیدی ارائه نکرده است

وزیر خزانه‌داری آمریکا افزوده است: «اقدام امروز، اشخاص و سازمان‌هایی را که مسئول قادر ساختن روسیه به استفاده از پهپادهای ایرانی برای هجوم به غیرنظامیان اوکراینی است، هدف قرار می‌دهد.»

گروه‌ شبه‌نظامیان روسیه مشهور به “واگنر”، نیروی هوافضای سپاه پاسداران ایران و صنایع هوایی قدس نیز هدف تحریم‌های جدید آمریکا قرار گرفته‌اند.

آخرین گزارش آژانس درباره فعالیت هسته‌ای ایران

آخرین گزارش تحلیلی پادمانی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد ایران در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۲ منتشر شد.

“انستیتوی دانش و امنیت بین‌الملل” با استناد به این گزارش تحلیلی می‌نویسد:

مدیرکل آژانس اظهار می‌دارد که “به‌طور جدی نگران” است که هیچ پیشرفتی در شفاف‌سازی و حل و فصل مسائل پادمان باقی‌مانده با ایران در این دور از گزارش‌دهی صورت نگرفته است.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی: ایران غنی‌سازی اورانیوم را گسترش می‌دهد

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درخواست “توضیحات فنی معتبر” در مورد وجود و منشأ ذرات اورانیوم کشف‌شده در مورد سه مکان، و همچنین “محل یا مکان‌های فعلی مواد هسته‌ای و/یا تجهیزات آلوده” را دارد. بنابراین، چهار مکان مورد بحث علنی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بعید است که تنها سایت‌های باقی‌مانده در ایران با آثاری از اورانیوم اعلام‌نشده باشند.

ایران موافقت کرد که یک نشست فنی با آژانس بین المللی “پیش از پایان نوامبر” با هدف حل و فصل مسائل پادمان باقی‌مانده برگزار کند، اما ایران هیچ نشانه معتبری مبنی بر همکاری واقعی ارائه نکرده است.

به اینستاگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیشاپیش بار دیگر به ایران تاکید کرده است که “در این نشست انتظار دارد از ایران توضیحات فنی معتبری در مورد این موضوعات دریافت کند و نیز دسترسی به مکان‌ها و مواد و در صورت لزوم نمونه‌برداری را امکان‌پذیر سازد”.

EnglishGermanPersian