ترامپ بامداد اول ژانویه ۲۰۲۶ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «اگر [حکومت] ایران به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز بکشد، که این رویه همیشگی آنهاست، ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما آماده و مسلح هستیم و برای اقدام کاملا آمادهایم.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که اعتراضات بازاریان، یکی از محافظهکارترین لایههای اجتماعی ایران، دیگر صرفا یک اعتصاب صنفی یا واکنشی کوتاهمدت به نوسانات اقتصادی تلقی نمیشود، بلکه به بخشی از یک شکاف عمیق اجتماعی و سیاسی بدل شده است.
رضا طالبی، روزنامهنگار ایرانی ساکن آلمان در همین زمینه به دویچه وله میگوید: «حمله نظامی برای من هیچ مشروعیتی ندارد. تغییر، ذاتا وابسته به عاملیت مردمی است.»
به گفته او: «با این حال سرکوب داخلی به شکلی عمل میکند که خود به گشودهشدن مسیرهای بیرونی میانجامد و این در نهایت خود حاکمیت است که از نظر فکری و سیاسی، جامعه را به سمت چنین گزینههایی سوق میدهد.»
نقطه آغاز؛ فروپاشی محاسبه در بازار
در هفته پایانی دسامبر ۲۰۲۵، نرخ دلار آمریکا در بازار آزاد ایران از مرز ۱۴۵ هزار تومان عبور کرد.
برای بسیاری از بازاریان، این عدد صرفا یک جهش ارزی نبود، بلکه نشانهای از فروپاشی کامل منطق محاسبه در خریدوفروش بود.
گزارشهای میدانی نشان میدهد که در فاصله کمتر از یک هفته، قیمت تامین برخی کالاهای وارداتی و مواد اولیه بین ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافت، در حالی که قدرت خرید مشتریان بهطور همزمان کاهش پیدا کرد.
بر اساس دادههای رسمی، نرخ تورم نقطهبهنقطه در آذر ۱۴۰۴ بیش از ۴۲ درصد اعلام شد، اما کسبه بازار میگویند تورم واقعی بسیار بالاتر از آمارهای دولتی است.
فروشندگان پوشاک، لوازم خانگی و قطعات صنعتی از افت ۵۰ تا ۶۰ درصدی فروش روزانه خبر دادهاند. در چنین شرایطی، ادامه فعالیت برای بسیاری از مغازهها نه سودآور، بلکه زیانده شده است.
احمد علوی، اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفتوگو با دویچه وله فارسی، این وضعیت را نشانه یک بحران ساختاری میداند و میگوید: «اعتراضات کاملا درونزا و ناشی از بحران اقتصادی داخلی و سقوط سرمایه اعتماد اجتماعی حاکمیت است.»
رضا طالبی نیز با تاکید بر همین نکته معتقد است که بیبرنامگی اقتصادی و ناتوانی در ایجاد چشمانداز، بازار را به نقطهای رسانده که حتی محافظهکارترین بازیگران آن نیز دیگر امکان عقبنشینی ندارند.
چرا بازاریان، چرا اکنون؟
بازاریان در تاریخ معاصر ایران معمولا آخرین گروهی بودهاند که به تعطیلی و اعتراض خیابانی متوسل میشوند.
تجربه دهههای گذشته نشان میدهد آنها اغلب با افزایش قیمت، کاهش حجم کار یا سکوت، تلاش کردهاند خود را با بحرانها تطبیق دهند. اما در زمستان ۱۴۰۴، این الگو شکست.
در گفتوگوهای غیررسمی، بسیاری از بازاریان تاکید میکنند که اینبار دیگر راهی برای سازگاری باقی نمانده است. افزایش بیوقفه هزینهها، ناپایداری تصمیمهای اقتصادی و نبود هرگونه افق قابل پیشبینی، اعتراض را به تنها گزینه ممکن تبدیل کرده است.
یکی از کسبه بازار تهران در همین زمینه به دویچه وله گفت: «الان بحث سود نیست، بحث بر سر این است که اصلا میشود با شرایط کنونی و بحران های موجود ادامه داد یا نه.»
طالبی این وضعیت را نوعی “ورشکستگی اجباری اجتماعی” توصیف میکند و میگوید: «بازاریان نه از سر رادیکالیسم، بلکه از سر ناچاری وارد اعتراض شدهاند. وقتی موجودیت اقتصادی یک قشر به خطر میافتد، سکوت دیگر گزینهای عقلانی نیست.»
گسترش سراسری بدون فرماندهی
اعتراضات از ۷ دی ۱۴۰۴ با اعتصاب و تعطیلی گسترده در بازار تهران آغاز شد. ظرف ۴۸ ساعت، بازارهای اصفهان، مشهد، کرمانشاه، همدان، قم، تبریز، شیراز، سنندج و دهها شهر دیگر به این حرکت پیوستند.
تا ششمین روز، اعتراضات یا اعتصابات صنفی در بیش از ۳۰ شهر گزارش شده است.
نکته مهم در این گسترش، نبود هرگونه رهبری یا فراخوان متمرکز است. هیچ تشکل سیاسی، گروه خارجی یا رسانهای بهعنوان طراح یا هدایتکننده اعتراضات شناسایی نشده است.
هماهنگیها عمدتا از طریق شبکههای صنفی غیررسمی، گروههای واتساپی محلی، کانالهای تلگرامی بازار و ارتباط چهرهبهچهره میان کسبه شکل گرفته است.
طالبی معتقد است همین ویژگی، روایت رسمی حکومت درباره “دست خارجی” را تضعیف میکند. به گفته او، اعتراضاتی که بدون مرکز فرماندهی و از دل روابط روزمره شکل میگیرند، بیش از هر چیز نشاندهنده بحران درونی هستند.
اینترنت؛ شتابدهنده، نه اتاق فرمان
برخلاف روایت رسمی حکومت که اعتراضات را به “تحریک فضای مجازی” نسبت میدهد، بررسی محتواهای منتشرشده نشان میدهد اینترنت نقش ابزار ارتباط و انتقال تجربه را داشته، نه مرکز هدایت.
ویدیوهای تعطیلی بازار تهران بهسرعت در شهرهای دیگر دیده شد و همین تصاویر، بدون هیچ دستورالعمل مشخصی، انگیزه تکرار را ایجاد کرد.
احمد علوی میگوید اینترنت، با وجود محدودیتها و اختلالها، از طریق ویپیانها امکان هماهنگی افقی را فراهم کرده است.
بیشتر بخوانید:پزشکیان: در نارضایتی مردم دنبال آمریکا نگردید، ما مقصریم
جمشید اسدی، اقتصاددان ایرانی معتقد است اعتراضات اخیر بازار را نمیتوان جدا از فروپاشی شاخصهای اقتصادی تحلیل کرد. او در گفتوگو با دویچه وله تاکید میکند: «برخلاف اعتراضات سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، اینبار اینترنت بهطور کامل قطع نشد و کاهش حدود ۲۵ درصدی دسترسی، به تداوم ارتباط میان معترضان کمک کرد.»
طالبی اما هشدار میدهد همین فضا میتواند به بستری برای مصادره اعتراضات نیز تبدیل شود؛ جایی که سرکوب داخلی، جامعه را ناخواسته به سمت امید بستن به عوامل بیرونی سوق میدهد.
ترامپ و خطر جابهجایی مسئله
اظهارات اخیر دونالد ترامپ، از نگاه بسیاری از ناظران، لحنی بیسابقه دارد. او نهتنها به جمهوری اسلامی در قبال “شلیک به معترضان مسالمتآمیز” هشدار میدهد، بلکه آشکارا از آمادگی آمریکا برای “اقدام” سخن میگوید.
رضا طالبی با اشاره به این موضعگیری میگوید: «حمله نظامی هیچ مشروعیتی ندارد و پیامدهای آن میتواند فاجعهبارتر از وضعیت کنونی باشد.»
به گفته او، در شرایطی که حاکمیت هیچ عقبنشینی یا اصلاحی نشان نمیدهد، چنین اظهاراتی میتواند ناخواسته مسیر اعتراضات را تغییر دهد و مسئله اصلی، یعنی عاملیت مردمی، را به حاشیه براند.
او تاکید میکند که جامعهای که از درون با فساد، سرکوب و انسداد سیاسی روبهروست، اگر هم به سمت یک «منجی خارجی» سوق داده شود، این الزاما انتخاب آگاهانه نیست، بلکه نشانه قطع امید از مسیرهای داخلی است.
عبور از مطالبه صنفی به اعتراض سیاسی
در روزهای نخست، شعارها عمدتا معیشتی بود؛ علیه گرانی، تورم و سقوط ارزش پول ملی. اما با افزایش حضور نیروهای امنیتی، بازداشتها و برخوردهای خشن، لحن اعتراض تغییر کرد.
در شهرهایی مانند کرمانشاه، نورآباد، قم، اصفهان و بخشهایی از تهران، شعارها بهتدریج ساختار قدرت را هدف گرفت.
جمشید اسدی این تحول را نشانه فروپاشی مشروعیت میداند و به دویچه وله میگوید بحران اقتصادی بهسرعت به بحران سیاسی گره خورده است.
طالبی هم معتقد است که امنیتیسازی اعتراضات، خود عاملی برای رادیکالشدن آنهاست.
به گفته او، «وقتی حکومت هر مطالبهای را تهدید تلقی میکند، مسیر گفتوگو عملا بسته میشود.»
واکنش حکومت؛ سرکوب و تردید
پاسخ حکومت به اعتراضات بازار، عمدتا امنیتی بوده است. استقرار گسترده نیروهای ضدشورش، بازداشت فعالان صنفی و ارسال پیامکهای هشدارآمیز به کسبه گزارش شده است.
بر اساس دادههای هرانا، تا پایان روز پنجم دستکم ۱۱۹ نفر بازداشت شدهاند و درگیریها به جانباختن دستکم هفت نفر انجامیده است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
اسدی این واکنش را “دوگانه و مردد” توصیف میکند؛ از یکسو سرکوب و از سوی دیگر پرهیز از قطع کامل اینترنت.
طالبی هشدار میدهد که این تردید، نه نشانه اصلاح، بلکه نشانه بحران تصمیمگیری در ساختار قدرت است.
شکستن مرزها و آینده نامطمئن
یکی از مهمترین ویژگیهای این اعتراضات، حمایت دیگر اقشار جامعه است. دانشجویان، معلمان، رانندگان و برخی چهرههای فرهنگی و هنری بهصورت علنی یا ضمنی از بازاریان حمایت کردهاند.
به گفته اسدی، برای نخستین بار بازار سنتی و دانشگاه در یک جبهه واحد قرار گرفتهاند.
طالبی نیز معتقد است اگر این همگرایی تداوم یابد و به سرکوب گستردهتری منجر نشود، امکان تغییر پارادایم سیاسی وجود دارد.
اما در مقابل، او هشدار میدهد که مداخله نظامی یا تحمیل جنگ، دقیقا عاملی است که این یکپارچگی بالقوه را از میان میبرد.
اعتراضات بازاریان در زمستان ۱۴۰۴ نه پروژهای بیرونی است و نه واکنشی زودگذر. این خیزش حاصل انباشت فشار اقتصادی، فرسایش اعتماد و بستهشدن مسیرهای اصلاح درونزا است.
بازاری که سالها نماد احتیاط بود، اینبار به زبان اعتراض سخن گفت. و همین واقعیت است که ششمین روز این اعتراضات را به نقطهای تعیینکننده در معادلات اجتماعی و سیاسی ایران تبدیل کرده است.