حمله هوایی اسرائیل به چند محل تجمع سران حکومت در تهران با ۲۵۰ بمب

مجتمع رهبری رژیم ایران – ستاد مرکزی برچیده شده است؛ این ستاد فرماندهی یکی از امن‌ترین دارایی‌ها در ایران بود. مجتمعی که محل برگزاری ارشدترین انجمن رژیم بود، شبانه توسط نیروی هوایی اسرائیل با استفاده از موشک‌های دقیق مورد حمله قرار گرفت.

ارتش اسرائیل می‌گوید نیروی هوایی این کشور شبانه به «مجتمع رهبری» ایران در تهران حمله کرد. ارتش اسرائیل می‌گوید حدود ۱۰۰ جت جنگنده بیش از ۲۵۰ بمب روی این مجتمع انداختند.

ساختمان‌های هدف قرار گرفته در این مجتمع شامل دفتر ریاست جمهوری، ستاد شورای عالی امنیت ملی، مجتمعی که توسط «ارشدترین انجمن» رژیم ایران برای جلسات استفاده می‌شود، و همچنین «مؤسسه‌ای برای آموزش افسران نظامی» بود.

ارتش اسرائیل می‌گوید: «مجتمع رهبری رژیم ترور یکی از امن‌ترین دارایی‌ها در ایران است و خیابان‌های زیادی را در قلب تهران در بر می‌گیرد.» اسرائیل آن را «مهم‌ترین و مرکزی‌ترین ستاد رژیم ترور ایران» توصیف می‌کند.

ارتش اسرائیل می‌افزاید: «رهبری و مقامات امنیتی رژیم ترور مرتباً در این مجتمع تشکیل جلسه می‌دادند.

نخست‌ وزیر اسرائیل پیش تر گفته بود که عملیات مشترک این کشور و ایالات متحد آمریکا علیه رژیم ایران به «جنگی بی‌پایان» تبدیل نخواهد شد و هدف آن اجرای اقدامی «سریع و قاطع» است.

نتانیاهو در گفتگویی با شبکۀ آمریکایی «فاکس‌نیوز» گفت: «با جنگی بی‌انتها روبرو نخواهید شد. عملیات جاری ممکن است مدتی زمان ببرد، اما نه سال‌ها.

به گفتۀ او، هدف از این اقدام ایجاد شرایطی است که مردم ایران بتوانند سرنوشت خود را در دست بگیرند و حکومت دلخواه خود را تشکیل بدهند، حکومتی که بتواند ایران را به کشوری متفاوت بدل کند.

به گزارش رادیو فرانسه، نخست‌وزیر اسرائیل دربارۀ نقش ایالات متحد آمریکا نیز گفت : واشنگتن به اکراه وارد این جنگ نشده است، بلکه در کنار اسرائیل با تهدیدی مشترک روبروست.

در همین رابطه ؤژیم ایران امروز کشورهای اروپایی را تهدید کرد و گفت که اگر وارد جنگ شوند، با اقدامات تلافی جویانه روبرو خواهند شد.

گزارش نقض کمیته زنان بهمن ماه ۱۴۰۴

تهیه و تنظیم کنندگان : حمیدرضا محسنی،زهرا رشیدی اخبار عمومی ناپدیدی سارا حسین‌زاده؛ هم‌بندی‌های سابقش زیر تهدیدهای امنیتی هستند «سارا (زهرا) حسین‌زاده» زندانی سیاسی سابق که در جنبش ژینا زندانی بود، از جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در «ارومیه» ناپدید شده است.تلفن سارا از همان زمان خاموش است. همزمان، همبندی‌های سابق سارا که درباره ناپدیدی او اطلاع‌رسانی کرده‌اند، …

ادامه‌ی مطلب

گزارش نقض کمیته هنرو هنرمندان بهمن ماه ۱۴۰۴

تهیه و تنظیم کنندگان : حمیدرضا محسنی. پویا حسابی   ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر هیچکس نمی بایست موردشکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد. با توجه به حجم بالای سانسور و عدم درج کلیه خبرهای مربوط به نقض حقوق هنرمندان ، این گزارش تنها ۲۰٪ خبرهای …

ادامه‌ی مطلب

روایت زوج بریتانیایی زندانی در ایران از انفجارهای نزدیک اوین

یک زوج بریتانیایی زندانی در ایران از شنیدن صدای جنگنده‌ها و انفجار بمب در اطراف زندان اوین خبر داده‌اند. آنها گفته‌اند که با انتقال بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه فضای زندان متشنج‌تر شده است.با تشدید درگیری‌ها در تهران در پی آعاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اوضاع در زندان‌های ایران و وضعیت ایمنی، سلامتی و تامین حداقل‌های معیشتی و درمانی برای زندانیان به نگرانی بزرگی برای خانواده‌های آنها و نهادها و فعالان حقوق بشر بدل شده است. به خصوص اخباری مبنی بر انجام عملیات جنگی و حملاتی در اطراف زندان‌های معروف تهران و اصفهان و روایت‌هایی که زندانیان از اوضاع متشنج و نابسامان درون زندان‌ها به بیرون درز داده‌اند بر ابعاد این نگرانی‌ها افزده است.

در تازه‌ترین روایت‌ها از وضعیت زندان‌های ایران، یک زوج بریتانیایی زندانی در ایران از شنیده شدن صدای انفجارها در نزدیکی زندان و وارد شدن خسارت به بخش محل نگهداری خود خبر داده‌اند.

به گزارش رویترز، جو بنت، فرزند لیندزی فورمن، پس از گفت‌وگو با مادرش اعلام کرد که شرایط داخل زندان رو به وخامت است و هم‌زمان با ادامه بمباران‌ها در پایتخت برای چهارمین روز متوالی، فضای زندان به‌شدت متشنج شده است.

لیندزی فورمن و همسرش کریگ فورمن که در ژانویه ۲۰۲۵ هنگام سفر با موتورسیکلت در چارچوب یک سفر جهانی در ایران بازداشت شدند، به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شده‌اند. ایران این زوج را متهم کرده بود که در نقاط مختلف کشور اقدام به جمع‌آوری اطلاعات کرده‌اند، اما آن‌ها این اتهامات را رد کرده‌اند.

به گفته بنت، این زوج صدای عبور جنگنده‌ها و انفجار بمب‌ها در اطراف زندان اوین را می‌شنوند. او افزود یکی از انفجارها آن‌قدر به زندان نزدیک بوده که باعث شکسته شدن شیشه‌ها و آسیب به سقف بخش محل نگهداری آن‌ها شده است.

وی گفت مادرش و همسرش به‌شدت نگران هستند و با انتقال بازداشت‌شدگان جدید پس از اعتراضات دی‌ماه، فضای زندان متشنج‌تر شده است. تماس آن‌ها با خانواده نیز محدود به تماس‌های کوتاه از یک تلفن ثابت مشترک در زندان است که زندانیان باید برای استفاده از آن در صف بایستند.

خانواده فورمن همچنین درباره دسترسی این زوج به مایحتاج اولیه از جمله غذا و آب ابراز نگرانی کرده‌اند. هرچند فروشگاه زندان همچنان باز است، اما با اختلال در فعالیت کارکنان و روند تأمین کالا به دلیل درگیری‌ها، مشخص نیست ذخایر تا چه زمانی باقی خواهد ماند.

موردی نه چندان نادر

بنت همچنین گفت دولت بریتانیا در ارتباط با خانواده همکاری داشته، اما در سه ماه گذشته هیچ دسترسی کنسولی فراهم نشده و حمایت‌ها “حداقلی” بوده است. به گفته او، هنوز “برنامه یا راهبرد مشخصی” برای آزادی این زوج ارائه نشده است.

هم‌زمان، فعالان هشدار داده‌اند که دست‌کم شش شهروند یا مقیم دائم آمریکا نیز در ایران بازداشت هستند و هزاران شهروند دوتابعیتی ایرانی-آمریکایی در این کشور حضور دارند؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره احتمال استفاده از آن‌ها به‌عنوان اهرم فشار در بحبوحه درگیری‌ها را افزایش داده است.

از روز آغاز جنگنگرانی‌ها در باره وضعیت زندانیان در زندان‌های ایران رو به افزایش است. فعالان حقوق بشر خواهان دستکم آزادی مشروط زندانیان یا انتقال آنها به اماکن امن هستند. در جریان حملات جنگ ۱۲ روزه در ژوئن گذشته بخشی از زندان اوین مورد حمله قرار گرفت که به گفته مقام‌های دولتی به کشته‌شدن بیش از ۷۰ نفر از کارکنان و مراجعان انجامید و انتقال بخشی از زندانیان از آنجا را در پی داشت.

در دو سه روز گذشته علاوه بر خبرهایی مبنی بر انجام عملیات نظامی و هدف‌گیری اماکنی در اطراف زندان اوین و فشافویه، وضعیت مدیریت این زندان‌ها هم دچار اختلال توصیف شده و سلامت و ایمنی زندانیان و دسترسی آنها به حداقل نیازها با علامت سوال بزرگ روبرو است.

نامه رضا خندان به رئیس قوه قضائیه

در این میان، رضا خندان، همسر نسرین ستوده در نامه‌ای خطاب به غلامحسین اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه به تاریخ ۱۲ اسفند (۳ مارس)، با اشاره به “نامه‌نگاری‌ها و تذکرهای مکرر” خود و “سایر هم‌بند‌ی‌ها” در جریان جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل “در خصوص اجرای مصوبه شماره ۲۱۱ مورخ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲ و آزادی موقت زندانیان در مناطق جنگی” یادآور شده است که به آن تذکرات توجه نشد و “با کمال تأسف از آزادی زندانیان اوین جلوگیری شد و فاجعه‌ کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر از زندانیان، کارکنان، خانواده‌ها و… رقم خورد و شما نیز به عنوان مقامی که با نقض صریح قانون، این فاجعه را رقم زدید، مسئولیت این اقدام را برعهده گرفتید”.

اوایل تیرماه امسال در گرماگرم جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل رسانه‌های ایران اعلام کردند که با ریزپرنده یا عملیات انفجاری به زندان اوین حمله شده است. بخش‌های نگهبانی، اداری و دادسرای اوین، بند نسوان، ساختمان بهداری و کتابخانه بند چهار در این حمله آسیب دیدند یک هفته پس از حمله، سخنگوی قوه قضائیه ایران ادعا کرد دست‌کم ۷۱ نفر در این حمله کشته شده‌اند و کارمندان اداری، سربازان وظیفه، زندانیان و خانواده زندانیان که برای ملاقات یا پیگیری قضائی به زندان مراجعه کرده، در میان کشته شدگان هستند. انتقال زندانیان از اوین به نقاطی نامعلوم موجی از نگرانی برانگیخت.

خندان سپس در دشت‌نوشته‌ای که نسخه‌ای از آن هم به دویچه وله رسیده است با بیان این که اکنون چهار روز از حمله‌ آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد، نوشته است: «تا امروز هشدارها و تذکرات ما، مانند جنگ ۱۲ روزه نتیجه‌ای نداشته و هزاران زندانی بی‌دلیل و غیرقانونی در زندان‌ها زیر بمباران شبانه‌روزی محبوس‌اند. بسیاری از خدمات به زندانیان قطع شده است. در صورت تداوم جنگ، احتمال کمبود یا نایاب شدن جیره‌ غذایی و بهداشتی قابل پیش‌بینی است.»

او در ادامه نامه خود،این بار هیچ عذر و بهانه‌ای را قابل پذیرش ندانسته و مسئولیت مستقیم حفظ جان زندانیان را با قوه قضائیه و سازمان زندان‌ها دانسته است، زندانیانی که “هنوز عزادار هم‌بندیان خود هستند”.

خندان در انتهای نامه خود خطاب به رئیس قوه قضائیه با تاکید بر ضرورت آزادی فوری زندانیان می‌نویسد: «چنانچه اقدام فوری در مورد آزادی زندانیان صورت نگیرد و اتفاق هولناک و جنایت‌کارانه جنگ ۱۲ روزه و یا بدتر و شدیدتر از آن رخ دهد، تاریخ در مورد شما بدترین قضاوت ممکن را خواهد کرد و هیچ عذری برای شما قابل قبول نیست و در پیشگاه عدالت باید پاسخگو باشید.»

رضا خندان در سال ۱۳۹۷ به دلیل اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به پنج سال حبس و به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس محکوم و به قید وثیقه آزاد شد. او در آذرماه ۱۴۰۳ به دلیل حمایت از حقوق زنان در ایران و ساخت هزاران دکمه‌ دست‌ساز با شعار “من با حجاب اجباری مخالفم” بازداشت شد و در حال حاضر محکومیت حبس مربوط به پرونده سال ۱۳۹۷ می‌گذراند.

“مسئولیت قوه قضائیه در حفاظت از جان زندانیان”

سازمان حقوق بشر ایران در تازه‌ترین گزارش خود که روز ۱۱ اسفند منتشر شده از محدودیت بیشتر برای زندانیان محبوس در برخی زندان‌های ایران به موازات بروز شرایط جنگی خبر می‌دهد.

هم‌زمان نگرانی‌ها از خطر آسیب‌ به زندانیان در حملات نظامی یا انتقام‌جویی حکومت از زندانیان سیاسی و عقیدتی افزایش یافته است و به‌ویژه خانواده‌های تعدادی از آنان نگرانی شدید خود را در این رابطه ابراز کرده‌اند.

سازمان حقوق بشر ایران در ادامه با اشاره به این که بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران ازجمله اهداف حملات نظامی اخیر بوده‌اند، نسبت به وضعیت نگهداری تعداد زیادی از ده‌ها هزار معترض بازداشت‌شده در رابطه با اعتراضات ضدحکومتی دی‌ماه در این بازداشتگاه‌ها ابراز نگرانی کرده است.

این سازمان ضمن ابراز نگرانی از احتمال تشدید اجرای احکام اعدام در زندان‌های ایران و همچنین آسیب به زندانیان در شرایط جنگی، بر ضرورت اجرای بخشنامه شماره ۲۱۱ شورای عالی قضایی جمهوری اسلامی ایران برای محافظت از جان زندانیان تأکید کرده است.

بنا بر این بخشنامه قوه قضائیه موظف است در وضعیت‌های اضطراری ناشی از شرایط جنگ با استفاده از ابزارهای قانونی برای حفظ جان زندانیان اقدام کند؛ این ابزارها شامل قبول تأمین، تبدیل قرار تأمین و قبول آن، اعطای آزادی مشروط، خارج‌کردن زندانیان از زندان برای کار در مؤسسات خارج از زندان، آزادی زندانیان با پذیرش وثیقه، ضمانت یا کفالت و انتقال زندانیان به اماکن امن است.

تاکید سازمان حقوق بشر ایران بر لزوم دست‌کم آزادی مشروط زندانیان یا انتقال آنها به امکان امن در حالی است که در روزهای گذشته برخی از خانواده‌های زندانیانی سیاسی نیز خواست مشابه‌‌ای را مطرح کرده‌اند.

حمله نظامی به ایران؛ چرا کار به اینجا کشید؟

اظهارات مقام‌های آمریکایی نشان می‌دهد که بن‌بست مذاکرات با جمهوری اسلامی، سبب صدور فرمان آغاز عملیات “خشم حماسی” توسط ترامپ شد. چگونه مذاکره به تقابل نظامی رسید و نتیجه‌اش برای مردم چه خواهد بود؟ گفت‌وگو با دو کارشناس.مسیر آخرین دور گفت‌وگوها میان ایران و آمریکا بسیار کوتاه بود و در نهایت منجر به آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل با عنوان “خشم حماسی” شد. سخنان استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده، و جی‌.‌دی.‌ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، می‌تواند تا حدودی تصویری از آنچه در تنها سه دیدار برگزارشده میان دو طرف رخ داد، بدهد.

ویتکاف در مصاحبه با شبکه “فاکس نیوز” در این رابطه اظهار داشت: «مذاکره‌کنندگان ایرانی علنا اعلام کردند که ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارند و این میزان برای ساخت ۱۱ بمب هسته‌ای کافی است.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

فرستاده ویژه ترامپ در ادامه با اشاره به پافشاری ایران بر”حق غیرقابل انکار” خود برای غنی‌سازی اورانیوم، اذعان کرد که تلاش‌های دیپلماتیک ایالات متحده برای دستیابی به توافقی که شامل توقف برنامه موشکی ایران، قطع حمایت از نیروهای نیابتی و توقف غنی‌سازی هسته‌ای این کشور می‌شد، موفقیت‌آمیز نبود.

از سوی دیگر جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، نیز به “فاکس نیوز” گفت هیچ‌کس به توانایی ایرانی‌ها در ساخت ایزوتوپ‌های پزشکی اعتراضی ندارد؛ اعتراض به این تأسیسات غنی‌سازی است که فقط برای ساخت سلاح هسته‌ای مفید هستند.

او در ادامه توضیح داد: «اینکه بگویید غنی‌سازی برای ایزوتوپ‌های پزشکی می‌خواهید، در حالی که همزمان سعی می‌کنید تأسیساتی در ۷۰ تا ۸۰ فوت زیر زمین بسازید، اصلا باورپذیر نیست.»

به گفته معاون رئیس جمهور آمریکا، ترامپ می‌خواهد مطمئن شود که ایران هرگز نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و این امر مستلزم “تغییر اساسی در طرز فکر رژیم ایران” است.

ونس تصریح کرد ترجیح دولت آمریکا، “بر سر کار بودن رژیمی غیرمتخاصم در ایران و کشوری باثبات است که به همکاری با ایالات متحده تمایل دارد”.

بیشتر بخوانید: آینده محتمل جمهوری اسلامی؛ از نابودی کامل تا پوست‌اندازی

سارا کرمانیان، پژوهشگر روابط بین‌الملل در دانشگاه ساسکس انگلستان، به دویچه وله فارسی می‌گوید ایالات متحده ترجیح می‌داد با ایران به توافق برسد، اما شرایطی که مطرح می‌کرد فراتر از چیزی بود که جمهوری اسلامی می‌توانست بپذیرد و به همین دلیل رویکرد خود را تغییر داد.

او با اشاره به نخستین سخنان ترامپ پس از حمله و فهرست کردن خصومت‌های سالیان رژیم ایران نسبت به آمریکا، معتقد است: «چنین چارچوب‌بندی، روایت مشروعیت‌بخشی برای تشدید تنش و پیگیری تغییرات ساختاری عمده ایجاد می‌کند، چه آن هدف به‌طور کامل قابل تحقق باشد چه نه. این اظهارات به وضوح نشان‌دهنده تمایل به تحول اساسی در ایران است.»

مجتبی هاشمی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و تحلیلگر سیاسی، نیز به دویچه وله فارسی می‌گوید در پایان دور پنجم مذاکره در خرداد ۱۴۰۴ معتقد بوده عراقچی و مجموعه حکومت ایران به دنبال وقت‌کشی برای دستیابی به بمب اتمی یا پلوتونیومی هستند. او می‌گوید: «آن زمان گفتم اینها نمی‌توانند دیگر به این بازی ادامه دهند. معلوم شد گزارش‌های اکسیوس در مورد ناامیدی مذاکره‌کنندگان آمریکایی درست بوده است.»

این تحلیلگر سیاسی معتقد است اکنون جمهوری اسلامی با اتخاذ “سیاست‌ حملات دیوانه‌وار” در منطقه و فعال کردن نیابتی‌های منطقه‌ای از پاکستان تا عراق و بحرین ‌و یمن و لبنان، تلاش می‌کند دست‌کم آمریکا و اسرائیل را برای پذیرش نوع دیگری از جمهوری اسلامی تحت فشار قرار دهد. با این حال به گفته این کارشناس روابط بین‌الملل، این سیاست با ورود کشورهای منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی و تاکید ترامپ و نتانیاهو برای سرنگونی رژیم، وارد مرحله‌ای بی‌بازگشت شده است.

هاشمی می‌گوید: «حکومت شکست‌خورده ایران در چنین شرایطی احتمالا با حضور متحد مردم ایران و فتح خیابان‌ها و حمایت بین‌المللی سرنگون می‌شود.»

او سناریوی دیگر حکومت را این‌چنین تشریح می‌کند: «جمهوری ‌اسلامی ممکن است بتواند با معرفی اشخاصی مانند حسن خمینی بخشی از قوای خود روی زمین را همچنان حفظ کند. در این مرحله احتمالا حکومت با تغییر پارادایم‌ کلی و اعلام عمومی قبول شروط آمریکا و مقاومت در برابر مردم، به دنبال احیای خود در فرم دیگری خواهد بود. با این حال این سناریو با توجه به توان نظامی و عزم بین‌المللی برای سرنگونی حکومت شانس کمی دارد و حتی اگر رهبر سوم معرفی شود، احتمالا به سرنوشت رهبر دوم دچار و کشته خواهد شد.»

فرصتی برای مردم ایران؟

دونالد ترامپ بارها در سخنان اخیر خود سخن از “فرصتی تاریخی” برای مردم ایران کرده که بتوانند سرنوشت خود را به دست بگیرند. اما بسیاری در چگونگی تحقق آن تردید دارند.

از نگاه سارا کرمانیان اما وضعیت پیچیده‌تر است. او می‌گوید این ایده که تشدید تنش فرصتی برای مردم ایجاد خواهد کرد، تا حد زیادی بستگی به فرصت فراهم‌شده و خود مردم دارد: «اولاً، اگر منظور ما بسیج خودجوش و گسترده مردم باشد، باید توجه کرد که جوامعی که تحت حمله نظامی فعال هستند، کمتر احتمال دارد در طول بمباران قیام کنند و بیشتر احتمال دارد بعد از آن بسیج شوند، آن‌هم تنها در صورتی که شکاف‌هایی در سازوکار سرکوب ایجاد شود.»

این پژوهشگر، دستگاه امنیتی را موضوع اصلی می‌داند و می‌گوید سیستم ایران تنها با هدف قرار دادن رهبری ارشد یا مراکز نظامی فرو نمی‌پاشد: «این سیستم از طریق شبکه‌ای گسترده و غیرمتمرکز شامل سپاه پاسداران، بسیج، واحدهای پلیس و ساختارهای اطلاعاتی که در سطح محله‌ها مستقر هستند، عمل می‌کند. بسیاری از نهادهای محلی، از جمله مساجد و کلانتری‌ها، به عنوان گره‌های لجستیکی عمل می‌کنند.»

به گفته کرمانیان، حتی هدف قرار گرفتن این شبکه گسترده به‌طور بنیادی، به معنای تلفات گسترده و در نتیجه کاهش امکان بسیج مردم و آسیب‌پذیر باقی ماندن مقاومت مردمی است.

این پژوهشگر روابط بین‌الملل حضور جایگزین‌های سیاسی سازمان‌یافته را دومین عامل مهم در چنین شرایطی می‌داند. او یک سناریو را شامل نیروهای از قبل سازمان‌یافته، از جمله احزاب در مناطق پیرامونی مانند کردستان و سایر جغرافیای حاشیه‌ای، برمی‌شمرد که اخیراً تلاش‌هایی برای هماهنگی فرامنطقه‌ای انجام داده‌اند.

با این حال، به گفته او، دو سؤال مهم مطرح می‌شود: «آیا چنین نیروهایی حمایت پایدار و اصولی دریافت خواهند کرد یا صرفاً ابزاری خواهند بود؟ آیا ایالات متحده این نیروهای سازمان‌یافته را به عنوان پیاده‌نظام موقت برای فروپاشی رژیم بدون مشارکت مستقیم خود تلقی خواهد کرد، یا متعهد به حمایت از بازسازی ساختاری و دموکراتیک، احتمالاً شامل تضمین‌های امنیتی و بازسازی نهادی خواهد بود؟»

کرمانیان با اشاره به سوابق منطقه‌ای، به‌ویژه در سوریه، می‌گوید چنین اتحادهایی صرفاً تاکتیکی هستند و گاه به صورت ضمنی از سوی آمریکا حمایت می‌شوند، و اتحادهای تاکتیکی یا ضمنی بدون برنامه‌ریزی بلندمدت برای انتقال قدرت می‌تواند بی‌ثباتی ایجاد کند و لزوماً به گذار دموکراتیک پایدار منجر نشود.

عواقب جنگ برای ایرانیان

به نظر می‌رسد در جامعه به شدت دوقطبی ایران این روزها توجه کمتری به بحث پیامدهای ناخواسته جنگ (Unintended Consequences) می‌شود؛ یعنی نتایج غیرمنتظره و گاه معکوس جنگ و حمله نظامی، که نه برنامه‌ریزی شده و نه مورد نظر بوده‌اند، اما تأثیر قابل‌توجهی بر روند جنگ یا سیاست دارند.

بسیاری از ایرانیان مستاصل از ۴۷ سال حکمرانی سراسر فساد و سرکوب جمهوری اسلامی، اقدام نظامی را تنها راه‌حل موجود برای برون‌رفت از این بحران می‌دانند. اما در مقابل بسیاری دیگر تردید دارند که یک اقدام نظامی تحولی مثبت برای ایران به همراه داشته باشد.

سارا کرمانیان، پژوهشگر روابط بین‌الملل، تلفات انسانی، آوارگی، آسیب به زیرساخت‌ها و فروپاشی اقتصادی را از عواقب این جنگ برمی‌شمرد. علاوه بر این به گفته او، حمله به زیرساخت‌ها می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر اقتصاد و ظرفیت‌های دفاعی نه تنها جمهوری اسلامی ایران، بلکه هر دولتی که ممکن است قدرت را به دست بگیرد، داشته باشد.

از نگاه این پژوهشگر، عواقب عمیق‌تر احتمالاً در چشم‌انداز سیاسی آشکار خواهد شد: «اگر رژیم از نظر نظامی ضعیف اما از نظر نهادی سالم باقی بماند، سرکوب مردم، معترضان و زندانیان سیاسی ممکن است تشدید شود. کشورهای اقتدارگرا تحت تهدید خارجی اغلب جامعه را بیشتر امنیتی می‌کنند؛ به‌ویژه اگر بخشی از جامعه را پذیرا یا استقبال‌کننده از فشار خارجی ببیند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

کرمانیان خطر درگیری‌های داخلی را هم منتفی نمی‌داند. او در همین رابطه می‌افزاید: «اگر اقتدار دولت بدون یک جایگزین مورد توافق همه طرف‌ها تضعیف شود، احتمال درگیری‌های داخلی افزایش می‌یابد.»

او در مورد چهره‌های احتمالی جایگزین مثل رضا پهلوی می‌گوید: «برخی در مورد ظهور چهره‌هایی مانند رضا پهلوی گمانه‌زنی می‌کنند، اما بدون اجماع گسترده اجتماعی، چنین گذارهایی می‌توانند خود باعث مقاومت و ناآرامی‌های مدنی شوند.»

این پژوهشگر همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که “آیا جنگ می‌تواند با مسئله پیچیده گذار دموکراتیک و همزیستی پایدار بین هویت‌های متنوع ایران دنبال شود یا خیر” و در ادامه می‌گوید: «تضعیف نظامی به تنهایی این نتیجه را تضمین نمی‌کند و اتحادهای تاکتیکی محدودیت‌های خود را دارند.»

بسیاری از ناظران و نیز مردم ایران به درستی نگران آینده پیش رو هستند؛ آینده‌ای که هر حدس و گمان و برنامه‌ریزی دقیقی برای آن بسیار دشوار است، چرا که همه چیز بستگی به عوامل و بازیگران بسیاری دارد. اما همگان بر یک چیز توافق دارند؛ اینکه نه تنها ایران بلکه خاورمیانه و حتی چه بسا جهان در آستانه تغییرات بسیار مهمی قرار دارد.

آیا در نهایت وضعیت به سود مردم ایران تغییر می‌کند؟ میلیون‌ها ایرانی در انتظار پاسخ این پرسش دشوار و مهم هستند.

EnglishGermanPersian