غیبت مجتبی خامنه‌ای در مراسم خاکسپاری پدرش

همزمان با آماده شدن ایران برای خاکسپاری علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، توجه‌ها به جانشین او معطوف شده است. غیبت طولانی مجتبی خامنه‌ای از انظار عمومی، پرسش‌هایی درباره رهبری و تداوم قدرت ایجاد کرده است.مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، قرار است روز شنبه، ۴ ژوئیه (۱۳ تیر)، در تهران آغاز شود؛ بیش از چهار ماه پس از آنکه او در مرحله آغازین جنگ ایران کشته شد.

مقام‌های ایرانی این مراسم را رویدادی ملی و مذهبی معرفی کرده‌اند؛ با برنامه‌هایی در تهران، قم، عراق و در نهایت مشهد، جایی که قرار است او روز ۹ ژوئیه (۱۸ تیر) دفن شود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

برگزارکنندگان وابسته به حکومت از طراحی کریدورهای شهری برای مدیریت جمعیت، ظرفیت گسترده اسکان و حضور شمار زیادی از مردم از داخل و خارج کشور سخن گفته‌اند. برخی برآوردهای رسمی حتی از احتمال حضور ده‌ها میلیون نفر خبر داده‌اند، هرچند راستی‌آزمایی چنین پیش‌بینی‌هایی پیش از برگزاری مراسم ممکن نیست.

زمان‌بندی این خاکسپاری نیز بحث‌هایی را در میان ناظران مذهبی برانگیخته است، زیرا در سنت شیعه، دفن معمولا باید کمی پس از مرگ انجام شود.

وحید هروآبادی، روحانی پیشین شیعه ساکن اروپا و منتقد جمهوری اسلامی، به دویچه‌ وله گفت این تاخیر با رویه تثبیت‌شده مذهبی در تضاد است.

او گفت: «در فقه اسلامی، بر دفن بی‌درنگ میت تاکید زیادی شده است. تا جایی که این موضوع یکی از مثال‌های کلاسیک در آموزش دینی برای توضیح امر واجبی است که باید فورا انجام شود.»

در حالی که تدارکات مراسم ادامه دارد، یک پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است: آیا مجتبی خامنه‌ای، که جانشین پدرش به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی شده، در مراسم شرکت خواهد کرد یا نه؟

مجتبی خامنه‌ای کجاست؟

مقام‌های ایرانی هنوز تایید نکرده‌اند که مجتبی خامنه‌ای در هیچ‌یک از مراحل مراسم خاکسپاری حاضر خواهد شد یا نه.

علی‌اکبر پورجمشیدیان، رئیس ستاد ملی تشییع و وداع با رهبر انقلاب اسلامی، روز ۱ ژوئیه گفت حضور مجتبی خامنه‌ای خارج از اختیار ستاد برگزارکننده است. او گفت هرگونه اطلاع‌رسانی در این باره از سوی دفتر فرمانده کل قوا و دفتر رهبری انجام خواهد شد.

بیشتر بخوانید: درباره مجتبی خامنه‌ای چه می‌دانیم؟

مجتبی خامنه‌ای ماه‌هاست در انظار عمومی دیده نشده است. غیبت او در چند مراسم مرتبط با اعضای خانواده‌اش نیز در ایران و خارج از کشور مورد توجه قرار گرفته است.

از جمله این موارد، مراسم تشییع نمادین همسرش، زهرا حدادعادل بود که در آن هیچ پیام صوتی یا تصویری از او منتشر نشد.

در ماه‌های اخیر، گزارش‌هایی درباره وضعیت سلامت مجتبی خامنه‌ای در رسانه‌های ایرانی و بین‌المللی منتشر شده است. مقام‌های ایرانی توضیحی رسمی درباره غیبت او نداده‌اند و ادعاها درباره وضعیت پزشکی او به‌طور مستقل تایید نشده است.

حضور یا عدم حضور او در مراسم می‌تواند بر این پرسش نیز اثر بگذارد که چه کسی نماز میت را اقامه خواهد کرد. در سنت شیعه، فردی که نماز میت یک شخصیت برجسته مذهبی را می‌خواند، اهمیت نمادین دارد. مقام‌های ایرانی هنوز اعلام نکرده‌اند چه کسی این نقش را در مراسم بر عهده خواهد داشت.

آیا ایران همچنان “نگاه به شرق” را ادامه خواهد داد؟

انتظار می‌رود این مراسم همچنین هیات‌های رسمی شماری از کشورها را گرد هم آورد.

اسکندر مومنی، وزیر کشور، گفته است رؤسای جمهور، رؤسای پارلمان‌ها، نخست‌وزیران و وزیران از جمله مقام‌هایی هستند که انتظار می‌رود در مراسم شرکت کنند. مقام‌های ایرانی می‌گویند نمایندگانی از ده‌ها کشور آمادگی خود را برای حضور اعلام کرده‌اند.

رویترز گزارش داده است که هند قصد دارد هیأتی بلندپایه اعزام کند و ایران انتظار دارد نمایندگان رسمی بیش از ۳۰ کشور در مراسم حضور داشته باشند.

برای برخی تحلیلگران، فهرست مهمانان به اندازه جمعیت حاضر اهمیت خواهد داشت. حضور، غیبت و سطح نمایندگی کشورها می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای سیاسی از جایگاه تهران پس از جنگ و انتقال رهبری خوانده شود.

احمد وخشیته، مدرس ارشد دانشگاه رودن در مسکو، به دویچه‌ وله گفت علی خامنه‌ای در چارچوب مخالفت با ایالات متحده و سیاست کلی “نگاه به شرق”، نقش مهمی در تقویت روابط ایران و روسیه داشت.

با این حال، وخشیته گفت انتظار ندارد پس از مرگ خامنه‌ای تغییرات عمده‌ای در روابط دو کشور رخ دهد.

او افزود: «به باور من، آینده روابط ایران و روسیه به این بستگی دارد که ساختار جدید قدرت در تهران چه راهبردی در قبال غرب، اقتصاد و امنیت منطقه‌ای در پیش بگیرد.»

پرسش‌ها درباره انتقال رهبری همچنان باقی است

علی خامنه‌ای بیش از سه دهه رهبر جمهوری اسلامی بود و جایگاهی مرکزی در نظام سیاسی و امنیتی کشور داشت.

تحلیلگران درباره معنای این انتقال برای آینده جمهوری اسلامی ارزیابی‌های متفاوتی دارند.

هروآبادی گفت انتظار دارد اختلافات سیاسی درون ساختار قدرت به‌مرور آشکارتر شود.

او گفت: «بازماندگان جمهوری اسلامی طبیعتا رویدادها را تحلیل خواهند کرد و بر اساس آنچه در دهه پایانی حکمرانی خامنه‌ای از او آموختند، عمل خواهند کرد.»

با این حال، هروآبادی معتقد است ترور خامنه‌ای و انتقال رهبری «می‌تواند زمینه‌ساز دوره‌ای از بازتعریف در توازن قدرت داخلی و در نتیجه، در روابط خارجی کشور باشد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در مقابل، وخشیته گفت نهادهای حکومتی تداوم خود را نشان داده‌اند و احتمالا سیاست‌های کلیدی را حفظ خواهند کرد.

او گفت: «باید توجه داشت که پس از ترور، ایالات متحده و به‌ویژه اسرائیل انتظار داشتند جمهوری اسلامی با فروپاشی و تغییر رژیم روبه‌رو شود.»

او افزود: «اما روشن شد که برخلاف انتظارها، جمهوری اسلامی بیش از آنکه شخصیت‌محور باشد، ساختارمحور است و توانست تداوم سیاسی خود را حفظ کند.»

عبور از دفاع مشروع؛ آیا احزاب کرد وارد مرحله تهاجمی می‌شوند؟

کردستان ایران بار دیگر صحنه درگیری‌های مرگبار و تحمیل فضایی به‌شدت امنیتی شده است. برای بررسی ریشه‌های این تقابل و اهداف پشت‌پرده میلیتاریزه شدن منطقه، دویچه‌ وله فارسی با دو تن از رهبران کردها گفت‌وگو کردە است.دور تازه‌ای از درگیری‌های مرگبار میان نیروهای احزاب کرد و نیروهای جمهوری اسلامی در استان‌های کرمانشاه، کردستان و آذربایجان‌غربی بار دیگر نگاه‌ها را به سوی استراتژی‌های امنیتی تهران در قبال جنبش کردی و احزاب اپوزیسیون کرد جلب کرده است.

در جریان این تقابل‌های نظامی کم‌سابقه که طی روزهای گذشته، سایه سنگین تحرکات دیپلماتیک، مذاکرات هسته‌ای و هراس‌های ژئوپلیتیک تهران به وضوح احساس می‌شود، حکومت با استقرار گسترده نیروهای یگان ویژه سپاه پاسداران، تسلیح شبه‌نظامیان محلی (به کردی جاش) و استفاده از پهپادها، در تلاش است تا جغرافیای این مناطق را بیش از پیش میلیتاریزه کند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

با این حال رهبران احزاب کرد معتقدند که جمهوری اسلامی با تحمیل یک اتمسفر جنگی تمام‌عیار و روی آوردن به خشونت عریان، در پی سرپوش گذاشتن بر بحران مشروعیت و ناکامی‌های فزاینده داخلی و بین‌المللی است.

برای بررسی دقیق‌تر ابعاد و ریشه‌های این درگیری‌ها، اهداف پشت‌پرده تهران از امنیتی کردن منطقه و همچنین درک استراتژی فعلی جنبش کردی در برابر این تحرکات، دویچه‌ وله فارسی با امیر کریمی، رئیس‌مشترک حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و مصطفی مولودی، جانشین دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا) گفت‌وگو کرده است.

اتمسفر جنگی و فضای شبه‌کودتا در شهرهای کردستان

احزاب اپوزیسیون کرد معتقدند که جمهوری اسلامی در حال تحمیل یک جنگ نابرابر و همه‌جانبه به منطقه است. آن‌ها تاکید دارند که حکومت با اتکا به نیروی نظامی، قصد دارد فضای سیاسی و مدنی کردستان را به طور کامل مسدود کند.

امیر کریمی، رئیس‌مشترک پژاک تصویر بسیار نگران‌کننده‌ای از وضعیت کنونی ارائه می‌دهد و معتقد است که “سپاه پاسداران به دنبال ایجاد یک اتمسفر جنگی تمام‌عیار در منطقه است”.

او در این‌بارە می‌گوید: «در کردستان ما با یک فضای امنیتی و نظامی‌گری بسیار شدید مواجه هستیم؛ فضایی که به شدت رنگ و بوی کودتا می‌دهد. حضور نظامیان در همه جا مشهود است و تعداد واحدها و نیروهای نظامی، به‌ویژه نیروهای وابسته به سپاه پاسداران، افزایش چشمگیری یافته است.»

رئیس‌مشترک پژاک با ارائه جزئیات بیشتر، به مسلح کردن “مزدوران محلی” توسط حاکمیت اشاره می‌کند و می‌افزاید: «این نیروها با دست باز به توهین، تحقیر و آزار روزمره مردم می‌پردازند».

او به عنوان نمونه بارز این خشونت‌ها به کشته شدن یک جوان در مهاباد (سیاوش الک) به دست نیروهای وابسته به حکومت در ملأ عام اشاره می‌کند که بازتاب گسترده‌ای در میان مردم داشته است.

بیشتر بخوانید: حکایت “گوسالە طلایی”؛ ترامپ از کردها چه می‌خواهد؟

کریمی در تشریح روند تشدید تنش‌ها، به زنجیره‌ای از حملات فزاینده سپاه پاسداران اشاره می‌کند و می‌گوید: «این تحرکات با حملات توپخانه‌ای سپاه در مریوان آغاز شد و پس از آن شاهد حملات پهپادی در بانه بودیم. در نهایت در عملیات اخیر آن‌ها در مهاباد چهار تن از اعضای حزب ما از جملە دو رفیق زن، بە شهادت رسیدند».

او در ادامه با تاکید بر اینکه این فشارها منجر به تغییر رویکرد آن‌ها نخواهد شد، موضع نظامی حزب را در قبال این درگیری‌ها این‌گونه توضیح می‌دهد: «با وجود این شرایط ما هیچ تغییری در استراتژی خود ایجاد نکرده‌ایم و مبارزات ما همچنان بر مدار دفاع مشروع استوار است.»

کریمی ادامه می‌دهد: «ما بر حفظ این موضع پافشاری می‌کنیم و به هیچ‌وجه قصد ورود به فاز تهاجمی را نداریم؛ چرا که معتقدیم تشدید درگیری‌ها، دقیقا همان پازلی است که جمهوری اسلامی به دنبال تکمیل آن است».

رویارویی ناگهانی پیشمرگه‌ها یا کمین برنامه‌ریزی‌شده سپاه؟

درگیری‌های اخیر تنها به پژاک محدود نبود؛ رویارویی مرگبار پیشمرگه‌های حزب دموکرات کردستان ایران با سپاه در پیرانشهر نیز بخش دیگری از تنش‌های روزهای گذشته را رقم زد. در حالی که جمهوری اسلامی این تقابل را “دفاع از مرزها” می‌خواند، احزاب کرد این روایت رسمی را به شدت رد می‌کنند.

مصطفی مولودی، جانشین دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران در گفت‌وگو با دویچه‌ وله با رد ادعای برنامه‌ریزی نظامی و عملیاتی از سوی پیشمرگه‌ها برای این درگیری‌ها، آن را نتیجه یک کمین غافلگیرانه از سوی نیروهای حکومتی می‌داند.

مولودی همچنین ادعای تهران مبنی بر مرزی بودن این درگیری‌ها را کاملا بی‌اساس خواند و تاکید کرد که این رویارویی “در فاصله سه کیلومتری شهر پیرانشهر و در عمق خاک ایران رخ داده است”؛ جایی که به گفته او، “پیشمرگه‌های تشکیلات داخل تنها در حال حضور در میان مردم و گشت‌زنی بوده‌اند”.

او این مقطع از سال را فصل تحرک و گشت‌زنی نیروهای خود می‌داند و تاکید می‌کند که رژیم ایران در تلاش برای جبران تلفات و خسارت‌های گذشته خود، به طور مداوم در حال تعقیب و کمین‌گذاری در مسیر این نیروهاست.

هراس تاریخی تهران؛ از سایه ترامپ تا بحران مشروعیت داخلی

تحلیلگران سیاسی بر این باورند که هم‌زمانی این درگیری‌ها با تحرکات دیپلماتیک و پیامدهای پس از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران تصادفی نیست. یکی از نگرانی‌های قدیمی ریشه‌دار و همیشگی جمهوری اسلامی، احتمال همگرایی قدرت‌های غربی با احزاب کرد به عنوان یک اهرم فشار قوی است.

در دوران جنگ اخیر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اظهارات ضد و نقیض زیادی دربارە کردها مطرح کرد. از ادعای آمادگی کردها برای حمله زمینی به ایران تا تغییر موضع ناگهانی و متهم کردن آن‌ها به پنهان کردن سلاح‌های ارسالی آمریکا برای معترضان داخلی.

با وجود اینکه رهبران کرد همواره این ادعاها را تکذیب کرده و بر ماهیت مستقل، مردمی و داخلی مبارزات خود تاکید ورزیده‌اند، اما این سوءظن همچنان به عنوان یک دغدغه امنیتی عمیق برای تهران باقی مانده است.

بیشتر بخوانید: الگوی قدیمی، ابزارهای جدید؛ فهرست استرداد قضایی فعالان کُرد

امیر کریمی با رد هرگونه “وابستگی به بیگانگان و تکذیب ایفای نقش به عنوان کارت فشار دیگران”، یادآوری می‌کند که “اگر کردها قصد سوءاستفاده از شرایط و آغاز جنگ را داشتند، در زمان اوج حملات آمریکا و اسرائیل که نظام در ضعیف‌ترین و شکننده‌ترین وضعیت تاریخی خود قرار داشت دست به حمله می‌زدند”.

او ریشه رفتار فعلی حکومت را نه در تهدیدات خارجی، بلکه در “نیاز مبرم سپاه پاسداران به تثبیت قدرت مطلق خود در داخل کشور” می‌داند.

رئیس‌مشترک پژاک دگردیسی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و تلاش برای امنیتی کردن کردستان را این‌گونه روایت می‌کند: «پس از ضربات اخیر، حاکمیت در حال تبدیل شدن به یک منظومه صددرصد نظامی تحت سیطره بلامنازع سپاه پاسداران است. آن‌ها با تولید این گفتمان که خطر تجزیه ایران از کردستان نشأت می‌گیرد، در حال توجیه حملات خود هستند تا یک جو نظامی و اتمسفر جنگی ایجاد کنند».

کریمی در ادامه، این استراتژی را با سیاست‌های دوران جنگ هشت‌ساله مقایسه کرده و در تشریح اهداف پنهان آن می‌افزاید: «می‌توان شرایط کنونی را به اوایل انقلاب و دوران جنگ ایران و عراق تشبیه کرد؛ همان‌گونه که آن جنگ به ابزاری برای تثبیت قدرت روح‌الله خمینی تبدیل شد، سپاه امروز نیز با غیریت‌سازی و دشمن‌تراشی، به دنبال تصفیه جناح‌های رقیب در درون حاکمیت و حذف مخالفان در سطح جامعه است و برای توجیه اعدام‌ها و دستگیری‌های گسترده، به این فضای جنگی نیاز مبرم دارد».

مهار ترکیبی؛ از کوهستان‌های شاهو تا توافق‌نامه‌های امنیتی با بغداد

تهران در کنار امنیتی کردن فضای داخلی، با اتخاذ یک دیپلماسی منطقه‌ای تهاجمی و اعمال فشار بی‌سابقه بر بغداد و اربیلجهت اجرای توافق‌نامه امنیتی و خلع سلاح احزاب کرد، در پی فلج کردن اپوزیسیون است. در همین راستا، در ماه‌های گذشته جمهوری اسلامی صدها بار مقرها، کمپ‌ها و مواضع احزاب کرد را هدف حملات گسترده پهپادی و موشکی قرار داده است.

حکومت با این حملات ویرانگر و تهدید مداوم به لشکرکشی نظامی، قصد دارد هزینه میزبانی از این احزاب را بالا برده و ارتباط آن‌ها را با داخل قطع کند؛ رویکردی که همزمان با استقرار سنگین تجهیزات و پهپادهای نظامی در کوهستان‌های کردستان ایران تکمیل می‌شود تا با زمین‌گیر کردن نیروهای کرد در مناطق صعب‌العبور، مانع از بازسازی تشکیلات مدنی و سیاسی آن‌ها در شهرها شود.

بیشتر بخوانید: فدرالیسم و کثرت‌گرایی؛ محور مطالبات کُردها در بروکسل

این محاصره نظامی و دیپلماتیک در خارج از مرزها و کوهستان‌ها، با سرکوب تمام‌عیار شهری نیز تکمیل می‌شود. موج گسترده بازداشت فعالان مدنی، تشدید روزافزون فشارها بر نهادها و جامعه مدنی، و همچنین افزایش چشمگیر و نگران‌کننده آمار اعدام‌ها در میان زندانیان و شهروندان کرد، حلقه نهایی این استراتژی ترکیبی را تشکیل می‌دهد تا هرگونه روزنه کنشگری و مقاومت در کردستان مسدود شود.

تداوم آرمان‌های “زن، زندگی، آزادی” به جای بازگشت به نبرد کلاسیک

با وجود تمام این فشارها رهبران اپوزیسیون کرد تاکید دارند که مسیر آن‌ها به سوی آینده‌ای دموکراتیک تغییر نخواهد کرد. جنبش کردی در ایران دارای عقبه‌ای قدرتمند از سازمان‌دهی اجتماعی و مدنی است؛ همبستگی‌ای که در جریان اعتراضات سراسری سال‌های اخیر به وضوح نمایان شد و حکومت که با بحران مشروعیت دست و پنجه نرم می‌کند، این انسجام را تهدیدی بنیادین می‌پندارد.

مصطفی مولودی با اشاره به وضعیت ملتهب جامعه تاکید می‌کند که “رژیم ایران پس از شکست‌های پی‌درپی، تمرکز خود را بر آزار و اذیت فعالان مدنی گذاشته و با نگاهی کاملا امنیتی، جامعه مدنی کردستان را به شدت در تنگنا قرار داده است”.

در همین راستا امیر کریمی نیز با صراحت اعلام می‌کند که این حزب به دنبال بازگرداندن جنبش سیاسی مردم کرد به دوران حرکت‌های مسلحانه کلاسیک نیست و باور دارد که مسئله کرد یک مسئله سیاسی است که باید در یک جمهوری دموکراتیک در ایران و از طرق مسالمت‌آمیز حل‌وفصل شود.

او در این‌بارە می‌گوید: «مردم ایران به خوبی می‌دانند که جنبش آزادی‌خواهی کردستان، یک جنبش دموکراتیک و فراگیر برای دستیابی به یک ایران آزاد و دموکراتیک است؛ نه آن تصویر وارونه‌ای که جمهوری اسلامی تلاش می‌کند القا کند.»

کریمی می‌افزاید: «ما آگاهیم که انقلاب “زن، زندگی، آزادی” متعلق به همه مردم، همه اقشار و تمامی تنوعات ملی و فرهنگی ایران است و تا زمانی که این فلسفه زنده است، به سوی اتحاد و همگرایی بیشتر با تمامی مردم ایران حرکت خواهیم کرد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

آنچه از برآیند تحولات میدانی و مواضع سیاسی پیداست، استراتژی فعلی جمهوری اسلامی مبتنی بر تبدیل کردن کردستان به یک پادگان نظامی برای جلوگیری از پیوند خوردن مطالبات مدنی مردم با سازمان‌دهی احزاب سیاسی است.

با این حال رهبران احزاب کرد با تاکید بر پیشرفت چشمگیر آگاهی سیاسی و مدنی در کردستان، ابراز اطمینان می‌کنند که این استراتژی‌های مبتنی بر ارعاب و خشونت در نهایت راه به جایی نخواهد برد و با سد محکم اتحاد سراسری مردم ایران مواجه خو اهد شد.

آیا بازرسان می‌توانند به تأسیسات هسته‌ای ایران بازگردند؟

توافق میان ایران و آمریکا قرار است امکان ازسرگیری بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را فراهم کند. کارشناسان انجام بازرسی‌های گسترده را از نظر فنی ممکن می‌دانند، اما از نظر سیاسی همچنان تردیدهای جدی وجود دارد.رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در مورد بازرسی تأسیسات هسته‌ای ایران خوش‌بین است. او این هفته اعلام کرد که آژانس به‌زودی دوباره تأسیسات هسته‌ای ایران را بازرسی خواهد کرد.

به گفته او، توافق چارچوبی که اخیرا میان آمریکا و ایران به دست آمده، چنین امکانی را پیش‌بینی کرده است. زمان دقیق این بازرسی‌ها هنوز مشخص نیست. گروسی گفت: «اما این اتفاق خواهد افتاد. اینکه پس‌فردا، هفته آینده یا ده روز دیگر باشد، موضوع مهمی است، اما مسئله‌ای اساسی نیست.»

با این حال، دولت ایران به‌مراتب محتاط‌تر موضع‌گیری کرده است. کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه ایران، اعلام کرد که درباره بازرسی‌های بین‌المللی و دسترسی به تأسیسات هسته‌ای هدف حمله قرارگرفته، تنها در چارچوب توافق نهایی با آمریکا و پس از پیشرفت در روند لغو تحریم‌ها می‌توان تصمیم‌گیری کرد.

سفیر ایران در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو نیز اخیرا تأکید کرد که تهران تاکنون با بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی موافقت نکرده است.

موانع سیاسی

کارشناسان می‌گویند، از نظر فنی، انجام یک بازرسی جامع اصولا امکان‌پذیر است، اما از نظر سیاسی موانع قابل‌توجهی وجود دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

گئورگ اشتاین‌هاوزر، رادیوشیمی‌دان دانشگاه فنی وین، در گفت‌وگو با دویچه وله می‌گوید: «غنی‌سازی اورانیوم در تأسیسات صنعتی بزرگ و علنی انجام می‌شود. بنابراین، اینکه کسی مخفیانه در زیرزمین خانه‌ای بمب اتمی بسازد و هنگام بازدید بازرسان فقط طبقه همکف را به آن‌ها نشان دهد، تصورپذیر نیست.»

اشتاین‌هاوزر در ادامه می‌افزاید‌، غنی‌سازی اورانیوم فرایندی از نظر فنی و صنعتی بسیار پیچیده است که به تأسیسات عظیم و هزاران سانتریفیوژ نیاز دارد. به همین دلیل، اصولا می‌توان بر چنین برنامه‌ای نظارت مؤثری داشت.

حسام حبیبی دوروه، پژوهشگر علوم سیاسی در مؤسسه حفظ صلح و مدیریت منازعه (IFK) در وین، نیز تفاهم‌نامه غیرالزام‌آور میان ایران و آمریکا را در مجموع گامی رو به جلو می‌داند.

او به دویچه وله می‌گوید: «نکته مثبت این است که اصل آمادگی برای انجام بازرسی‌ها و افزایش شفافیت، بار دیگر به موضوع بحث در ایران تبدیل شده است.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

با این حال، به گفته او، مخالفت‌های سیاسی قابل‌توجهی نیز وجود دارد. قانونی که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده، همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را به‌شدت محدود کرده است.

حبیبی دوروه می‌گوید: «در حال حاضر، در مجلس صداهای بانفوذی وجود دارند که با بازرسی‌های گسترده مخالفت می‌کنند.»

اورانیوم با غنای بالا

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همچنین گزارش داده است که مشکل اصلی در حال حاضر، نبود امکانات فنی نیست. از زمان آخرین حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن ۲۰۲۵، آژانس دیگر نتوانسته هیچ‌یک از تأسیسات اصلی غنی‌سازی اورانیوم را بازرسی کند.

در حال حاضر، نظارت عمدتا بر تصاویر ماهواره‌ای متکی است. از این رو، آژانس نه می‌تواند تأیید کند که ایران غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کرده است و نه اطلاعی دارد که ذخایر موجود اورانیوم در کجا نگهداری می‌شوند یا چه تعداد سانتریفیوژ همچنان در حال فعالیت هستند.

طبق اعلام آژانس، ایران همچنان حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای حدود ۶۰ درصد در اختیار دارد. کارشناسان بر این باورند که اگر این مواد رادیواکتیو تا ۹۰ درصد غنی‌سازی شوند، برای ساخت چندین سلاح هسته‌ای کافی خواهند بود.

جمهوری اسلامی این ادعا که قصد توسعه سلاح هسته‌ای دارد را رد کرده و می‌گوید، برنامه هسته‌ای ایران صرفا اهداف غیرنظامی را دنبال می‌کند.

آیا ایران امکان دسترسی کامل را خواهد داد؟

به گفته اشتاین‌هاوزر، مسئله تعیین‌کننده نه امکانات فنی برای انجام بازرسی، بلکه مسئله دسترسی است. او می‌گوید: «اگر ایران دسترسی کامل به تأسیسات هسته‌ای را فراهم کند، با اطمینان بسیار بالا می‌توان تشخیص داد که یک کشور برنامه هسته‌ای غیرنظامی را دنبال می‌کند یا برنامه‌ای نظامی.»

به گفته این کارشناس شیمی تابشی، نگرانی اصلی این است که همه تأسیسات اعلام نشوند یا امکان بازرسی از همه آن‌ها وجود نداشته باشد.

بیشتر بخوانید: بلومبرگ: خطر هسته‌ای ایران از زمان پیش از جنگ بیش‌تر است

حبیبی دوروه نیز اصولا انجام بازرسی جامع را ممکن می‌داند. اما به گفته او، پیش‌شرط این بازرسی، بازگشت به توافقی با آمریکا است که شبیه به توافق سال ۲۰۱۵، یعنی “برنامه جامع اقدام مشترک” (برجام)، باشد.

این توافق که با میانجی‌گری کشورهای اروپایی حاصل شد، اختیارات گسترده‌ای برای بازرسی در اختیار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار داده بود و مدت‌ها جامع‌ترین نظام نظارتی بر یک برنامه هسته‌ای ملی در جهان به شمار می‌رفت.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در نخستین دوره ریاست جمهوری خود، در ماه مه ۲۰۱۸ از توافق برجام خارج شد.

حبیبی دوروه می‌گوید: «اگر سازوکارهای نظارتی و ابزارهای کنترلی مشابه دوباره برقرار شوند، انجام یک نظارت جامع اصولا امکان‌پذیر خواهد بود.»

با این حال، به گفته این پژوهشگر علوم سیاسی، محل تردید است که آیا رهبری سیاسی در تهران امروز نیز حاضر خواهد بود چنین امتیازهایی بدهد یا نه.

به گفته او، در بخش‌هایی از ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی اکنون آشکارا این موضوع مطرح است که آیا ایران، با توجه به درگیری‌های نظامی اخیر، نباید به جای محدود کردن گزینه‌های هسته‌ای خود، آن‌ها را گسترش دهد.

کنترل “عملا از دست رفته است”

اندیشکده “مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی (ISIS)” در واشنگتن نیز به نتایجی مشابه رسیده است. نویسندگان یک تحلیل تازه در این اندیشکده می‌گویند، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی “عملا کنترل برنامه هسته‌ای ایران را از دست داده است.”

به گفته این اندیشکده، آژانس دیگر نمی‌تواند میزان ذخایر اورانیوم، محل نگهداری آن‌ها یا وضعیت تأسیسات غنی‌سازی ایران را به شکلی قابل اعتماد مورد بررسی قرار دهد.

هم‌زمان، کارشناسان “بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی” هشدار می‌دهند که نباید توانایی‌های فنی ایران پس از حملات اخیر را دست‌کم گرفت. به گفته آنان، گرچه بخش‌های بزرگی از زیرساخت‌های شناخته‌شده آسیب دیده‌اند، اما بازسازی آن‌ها در آینده یا حتی انتقال بخشی از فعالیت‌ها به تأسیسات کوچک‌تر و مخفی را نمی‌توان منتفی دانست.

گئورگ اشتاین‌هاوزر می‌گوید: «پنهان کردن تأسیسات صنعتی غنی‌سازی اورانیوم بسیار دشوار است.» به گفته او، این تأسیسات بزرگ، از نظر فنی پیچیده هستند و ردپاهای اجتناب‌ناپذیری را برای بازرسان حاضر در محل بر جا می‌گذارند.

به گفته این کارشناس، این موضوع حتی در مورد تلاش برای پنهان‌سازی بخشی از یک برنامه نیز صادق است. از این رو، اینکه جامعه بین‌المللی در آینده بتواند دوباره به ردیابی این ردپاها ادامه دهد، احتمالا کمتر به توانایی بازرسان و بیشتر به آمادگی سیاسی ایران برای پذیرش بازرسی‌ها بستگی خواهد داشت.

کنگره AfD در ارفورت آلمان؛ شهر در وضعیت فوق‌العاده

کنگره حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان (AfD) در شهر ارفورت آغاز می‌شود. پلیس نمایندگان این حزب را تا محل برگزاری همراهی کرد. هزاران معترض در حال تجمع هستند. شهر در آستانه آخر هفته‌ای با تنش شدید سیاسی قرار دارد.پلیس پیش از آغاز کنگره سراسری حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در ارفورت، چندین اتوبوس را تا محل برگزاری همایش همراهی کرد.

چندین خودروی پلیس این اتوبوس‌ها را که احتمالا نمایندگان حزب آلترناتیو برای آلمان در آن‌ها حضور داشتند مشایعت می‌کردند. پلیس این موضوع را در محل تأیید نکرد.

این اتوبوس‌ها از محله “اشمیرا” در ارفورت به سمت محل نمایشگاه شهر حرکت می‌کردند؛ جایی که نشست دو روزه این حزب راست‌افراطی، قرار است کارش را از ساعت ۱۰ صبح امروز، شنبه ۴ ژوئیه (۱۳ تیر)، آغاز کند.

حدود ۱۵۰ نماینده، از جمله رهبران حزب آلترناتیو برای آلمان، از دیروز جمعه در هتلی مستقر شده‌اند که درست در محوطه نمایشگاه، در منطقه‌ای حفاظت‌شده با تدابیر شدید امنیتی، در جنوب غربی شهر قرار دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

به گفته منابع نزدیک به حزب آلترناتیو برای آلمان، کنگره زمانی آغاز خواهد شد که دست‌کم ۵۰ درصد از حدود ۶۰۰ نماینده به محل رسیده باشند.

با توجه به اعتراض‌های گسترده‌ای که علیه این کنگره پیش‌بینی شده است، پلیس پیش‌تر “به دلایل امنیتی” یکی از بزرگراه‌ها را به طور کامل مسدود کرده بود.

طبق اعلام شهرداری ارفورت، این اقدام بزرگراه A71 را در حد فاصل تقاطع ارفورت تا خروجی “گیس‌پرس‌لبن” در بر می‌گیرد. این مسیر در هر دو جهت بسته شده است.

انتخاب دوباره هیأت رئیسه حزب

کنگره حزب AfD در سالن‌های نمایشگاه شهر ارفورت، با فراخوان‌های گسترده برای اعتراض علیه این حزب همراه شده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

به گفته شهرداری ارفورت، بیش از ۳۰ تجمع برای این روز ثبت شده است. مقام‌های مسئول انتظار دارند حدود ۵۰ هزار نفر در تظاهرات اعتراضی شرکت کنند.

معترضان در اعتراض به برگزاری این کنگره، یکی از میدان‌های مرکزی شهر را اشغال کرده‌اند. چند صد نفر نیز در میدان “گوتا” تجمع کرده و رفت‌وآمد را مسدود کرده‌اند. شماری از آنان نیز خود را به ریل‌های تراموا بسته‌اند.

ائتلاف ضد فاشیستی “Widersetzen” (مقاومت کن) هدف خود را جلوگیری کامل از برگزاری کنگره از طریق ایجاد موانع اعلام کرده است.

این ائتلاف صبح امروز شنبه اعلام کرد که بیش از ۲۰۰ اتوبوس حامل معترضان در راه ارفورت هستند. سخنگوی این ائتلاف حدود ساعت ۵:۳۰ بامداد به خبرگزاری فرانسه گفت، نخستین اقدامات اعتراضی “به‌زودی” آغاز خواهد شد.

حکم ممنوعیت برگزاری تجمع در برخی از مسیرهای منتهی به محل نمایشگاه که برای آخر هفته صادر شده بود، شامگاه جمعه از سوی دادگاه اداری وایمار لغو شد.

حزب آلترناتیو برای آلمان نیز به نوبه خود به مقررات موجود اشاره می‌کند و می‌گوید، طبق قانون احزاب، احزاب سیاسی موظف‌اند دست‌کم هر دو سال یک‌بار هیأت رئیسه سراسری خود را دوباره انتخاب کنند.

امید AfD به شرکت در دولت

پلیس صبح امروز اعلام کرد که بنا به ارزیابی این نهاد، شب گذشته در مجموع آرام سپری شده است. همچنین به دلیل ممنوعیت پرواز پهپادها، تنها سه پهپاد توقیف شده‌اند.

پلیس با بیان اینکه تردد خودروها برای رسیدن به محل برگزاری کنگره در جریان است، بار دیگر از همه طرف‌های درگیر خواست، آرامش خود را حفظ کنند.

این کنگره در شرایطی برگزار می‌شود که حزب آلترناتیو برای آلمان در نظرسنجی‌های سراسری به بالاترین میزان محبوبیت خود تاکنون رسیده است.

این حزب همچنین به انتخابات پارلمان‌های ایالتی در شرق آلمان که پس از تابستان برگزار می‌شود، به عنوان فرصتی برای نخستین حضور خود در دولت چشم دوخته است.

آفتابی شدن ابرتروریست تحت تعقیب در کنار تابوت خالی جنایتکار بزرگ تاریخ ایران

اصطلاح «آفتابی شدن» به معنای ظاهر شدن، آشکار شدن و علنی گشتن است. این عبارت زمانی به کار می‌رود که فردی پس از مدت‌ها غیبت، مخفی‌شدن یا دوری از اجتماع، در انظار عمومی ظاهر شود.

بر اساس تصاویری که روز جمعه توسط رسانه‌های حکومتی در ایران منتشر شد، احمد وحیدی، از فرماندهان سپاه پاسداران در مقابل تابوت خامنه‌ای دیده شد. نمایندگانی از گروههای تروریستی حزب‌الله لبنان، حماس و جنبش جهاد اسلامی نیز در این مراسم حضور یافتند. در این مراسم، خانواده‌های حسن نصرالله، و فرمانده ارشد، عماد مغنیه — متحدان نزدیک لبنانی جمهوری اسلامی که هر دو در حملات پیشین اسرائیل ترور شدند — حضور داشتند.

این مراسم شامگاه پنج‌شنبه با قرار گرفتن تابوت خامنه‌ای—که عمامه سیاهش بر روی آن نهاده شده بود—در برابر جمعیتی از هواداران گریان آغاز شد. طنین شعارهای حزن‌انگیز در فضای محل برگزاری مراسم پیچید و برخی از حاضران در کنار تابوت، گل‌هایی را بر سر جمعیت می‌پاشیدند.

خبرگزاری‌های حکومتی تصاویری از آماده‌سازی برای مراسم تشییع در روزهای آینده منتشر کرده‌اند؛ از جمله نصب هزار چادر در پارک ملت تهران و نصب توالت‌های سیار در مکان‌های مختلف. برخی از کاربران از هزینه‌های بالایی که خرج مراسم شده سوال کرده‌اند.

عده‌ای گفته‌اند: در گذشته در زمان بلایای طبیعی مثل زلزله، مدیریت بحران کشور به این سرعت جواب نداده است و تمهیدات و تجهیزات کافی در اختیار آسیب‌دیدگان قرار نگرفته است که حالا دارد تا این حد خرج این مراسم می‌شود. این نشان می‌دهد که برای حکومت پروپاگاندا و بقایش مهم‌تر است تا رفاه و آسایش مردم.

برخی از مخالفان حکومت هم عکس‌های تابوت علی خامنه‌ای را با عنوان «تراپی» دست به دست و از کشته شدن او ابراز خرسندی کرده‌اند. گروهی درباره کارنامه سیاسی علی خامنه‌ای صحبت کرده و او را جنایتکار بزرگ تاریخ ایران خوانده‌اند.

آن‌ها گفته‌اند سال‌ها حکومت او ظلم، خفقان و کشتار برای مردم آورد و اظهار امیدواری کرده‌اند که ایران پس از خامنه‌ای، ایران آزاد باشد. هم‌زمان جاده چالوس و آزادراه تهران-شمال یک‌طرفه شده است و بسیاری از این فرصت تعطیلات چندروزه برای سفر استفاده کرده‌اند.

عده‌ای هم کنجکاوند که ببینند مجتبی خامنه‌ای آیا برای اولین بار پس از رسیدن به مقام رهبری، برای مراسم تشییع پدر و دیگر اعضای خانواده‌اش بالاخره در انظار عموم ظاهر می‌شود یا نه.

آن‌ها می‌گویند فکر می‌کردند که یکی از دلایل به تعویق افتادن مراسم تشییع، حضور مجتبی خامنه‌ای باشد و حالا عدم حضور او سوال‌ها و گمانه‌زنی‌های بیشتری را برمی‌انگیزد. هنوز مشخص نیست که آیا مجتبی، پسر و جانشین خامنه‌ای – که از زمان تصدی مقام رهبری در ملاء عام ظاهر نشده است – در مراسم اصلی در تهران شرکت خواهد کرد یا خیر.

در همین حال رژیم ایران به ایالات متحده و اسرائیل در خصوص انجام هرگونه حمله در جریان مراسم تشییع و آیین‌های مربوط به آن هشدار داده است. این در حالیست که تدابیر شدید امنیتی در خیابان‌های تهران برقرار است؛ خودروهای نیروی انتظامی در امتداد خیابان‌های اصلی مستقر شده‌اند و نیروهای پلیس و اعضای نیروی شبه‌نظامی بسیج با موتورسیکلت در پایتخت — شهری با جمعیتی بیش از ۱۰ میلیون نفر — گشت‌زنی می‌کنند.

گزارشگر الجزیره از تهران گفت: مرگ خامنه‌ای – که ۳۶ سال رهبری جمهوری اسلامی را بر عهده داشت – بُعد نمادینی به این مراسم بخشیده که ریشه در سنت‌های عمیقاً ریشه‌دار شیعه در شهادت و عزاداری دارد؛ چنین مناسبت‌هایی معمولاً شامل دسته‌هایی است که در آن‌ها شرکت‌کنندگان برای ابراز غم و اندوه خود به سینه یا پشت خود می‌کوبند.

شب گذشته در مرکز تهران، جمعیت گریان گرد هم آمدند و شعارهایی را به رهبری یکی از اعضای بسیج سر دادند، در حالی که دیگران تصاویر خامنه‌ای را پخش می‌کردند. یک پارک بزرگ در پایتخت به یک اردوگاه موقت برای این رویداد تبدیل شد و هلال احمر ایران بیش از ۴۰۰ چادر برپا کرد. هتل‌ها تخفیف ارائه دادند و مدارس، مساجد و سالن‌های ورزشی برای اسکان عزاداران آماده شدند، در حالی که مسیرهای اتوبوس و قطار برای هماهنگی با مراسم تشییع جنازه تغییر مسیر دادند.

مقامات حکومتی دستور تعطیلی ادارات دولتی و خصوصی در تهران را از روز شنبه تا دوشنبه صادر کردند و محدودیت‌های ترافیکی نیز تردد خودروهای شخصی را در بخش بزرگی از مرکز شهر غیرممکن خواهد ساخت. علاوه بر این، حریم هوایی تهران از روز جمعه به‌صورت جزئی و در روز دوشنبه به‌طور کامل بسته خواهد بود.

پس از مراسم تشییع‌جنازه‌ای که مقامات آن را «عظیم» توصیف کرده‌اند و قرار است روز دوشنبه در مرکز تهران برگزار شود، پیکر به شهر قم — کانون مرجعیت دینی شیعیان در ایران — منتقل خواهد شد تا مراسم دیگری در روز سه‌شنبه در آنجا برگزار گردد. سپس قرار است مراسمی در روز چهارشنبه در شهرهای نجف و کربلای عراق با حضور چهره‌های ارشد گروه‌های هم‌پیمان جمهوری اسلامی در منطقه برگزار شود.

رهبران قدرت‌های جهان و منطقه غایب‌اند

با وجود دعوت رسمی جمهوری اسلامی، رهبران هیچ‌یک از قدرت‌های جهانی در مراسم علی خامنه‌ای حضور ندارند. کشورهای روسیه، چین، هند و ترکیه نیز تنها به اعزام مقام‌های رده‌پایین خود به تهران اکتفا کرده‌اند. هم‌زمان، نشریه آلمانی اشپیگل با اشاره به آماده‌سازی حکومت برای برگزاری این مراسم نوشت: ریشه‌های این نظام جنایتکار همچنان پابرجا است.

شیرین عبادی، برنده نوبل صلح نیز در مطلبی با عنوان «در پرخرج‌ترین تشییع تاریخ، چه بر سر مردم می‌آید؟»، نوشت: حکومتی که می‌داند ممکن است مردم در مراسمش بمیرند اما تدبیری نمی‌اندیشد، بی‌رحم و جنایتکار است. حکومتی که برای جسد رهبرش قبر و بودجه و اتوبوس و آشپزخانه دارد، اما برای بیماران و فقرا و کودکان و زندانیان دارو و نان و عدالت ندارد، تنها سزاوار سرنگونی است. این تشییع، نمایش اقتدار نیست؛ اعتراف به ماهیت حکومتی است که زندگی مردم را خرج مرگ رهبرانش می‌کند.

EnglishGermanPersian