جهش نرخ ارز و طلا؛ تداوم اعتراضات سراسری علیرغم سرکوب شدید

به گزارش رسانه‌های داخلی ایران قیمت دلار از ۱۴۷ هزار تومان گذشت. بر اساس تصاویر و ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نیروهای امنیتی اقدام به پرتاب گاز اشک‌آور به داخل محوطه بیمارستان سینا در حسن‌آباد تهران کرده‌اند.موج جدید اعتراضات سراسری در شهرهای مختلف ایران از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه در پی اعتصاب شماری از کسبه و بازاریان تهران در اعتراض به افزایش افسارگسیخته بهای دلار آغاز شد. این اعتراض‌ها به‌سرعت به سراسر کشور گسترش یافت و معترضان شعارهای ضدحکومتی سردادند.

خبرهای کوتاه و فشرده درباره این اعتراض‌ها را در این مجموعه بخوانید.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

شعارهای تند ضد حکومتی معترضان در تهرانسر در پایتخت
در ساعات پایانی شب سه‌شنبه ۱۶ دی، ویدئوهای مختلفی از تجمع معترضان در تهرانسر و نارمک و مناطق دیگر پایتخت منتشر شده است. در یکی از این ویدئوها که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، تظاهرکنندگان شعارهایی از جمله “نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران”، “این آخرین نبرده،‌ پهلوی برمی‌گرده!” “مرگ بر دیکتاتور” و “جاوید شاه، جاوید شاه، جاوید شاه!” و “آزادی، آزادی، آزادی” سر می‌دهند.

در ویدئوی دیگری که گفته می‌شود مربوط به منطقه نارمک در تهران است تظاهرکنندگان شعار “خامنه‌ای قاتل، زهی خیال باطل” سر می‌دهند.

سازمان حقوق بشر ایران: تا کنون ۲۷ کشته و ۱۰۰ بازداشتی در جریان اعتراضات
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران مستقر در نروژ، نیروهای امنیتی حکومت در جریان سرکوب اعتراضات تا کنون دست‌کم ۲۷ معترض، از جمله پنج خردسال، را کشته‌اند.

طبق گزارش این سازمان، در حال حاضر با گذشت ۱۰ روز اعتراضات، “دست‌کم ۲۷ معترض در هشت استان بر اثر تیراندازی یا دیگر اشکال خشونت انجام‌شده از سوی نیروهای امنیتی کشته شده‌اند”.

این سازمان با اعلام این که پنج نفر از کشته‌شدگان، کودک بوده‌اند می‌افزاید که تا کنون “بیش از ۱۰۰۰ نفر بازداشت شده‌اند.

درگیری گسترده و شعارهای ضدحکومتی در اعتراضات دانشگاه شیراز
خبرنامه امیر‌کبیر با انتشار گزارشی از تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه شیراز نوشت که این دانشگاه در شامگاه دوشنبه ۱۵ دی‌ماه ۱۴۰۴، شاهد یکی از پرجمعیت‌ترین تجمعات اعتراضی دانشجویی بود.

بر اساس این گزارش، اعتراضات در دانشگاه شیراز در شرایطی برگزار شد که نهادهای حکومتی، “فراخوان‌های جداگانه‌ای برای حضور گروه‌های حامی رژیم در همان روز منتشر کرده بودند”.

خبرنامه امیر‌کبیر با استناد به گزارش‌های میدانی، خبر داده که هسته اولیه تجمع دانشجویان معترض در حدود ساعت ۱۹:۳۰ با حضور حدود صد نفر در محدوده ایستگاه‌های اتوبوس خوابگاه دستغیب شکل گرفت.

ساعاتی بعد و با افزایش شمار معترضان، دانشجویان توانستند به سمت میدان دانشگاه حرکت کنند و در ادامه، برخوردهای فیزیکی بین دانشجویان و عوامل حکومت ایجاد شد و درگیری‌ها شدت گرفت.

شاهدان عینی گزارش داده‌‌اند که نیروهای حکومتی در این درگیری‌ها با استفاده از اسپری فلفل و ابزارهای نوک‌تیز ضربه‌زننده، به دانشجویان حمله کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، “دانشجویان معترض با سر دادن شعارهایی صریح علیه کلیت حکومت جمهوری اسلامی، اعتراض خود را ادامه دادند”.

همچنین گفته می‌شود که در درگیری‌های ایجادشده، یک دانشجو از ناحیه سر دچار جراحاتی شد اما تجمع تا حوالی بامداد با حضور دانشجویان همچنان ادامه یافت.

طبق گزارش خبرنامه امیرکبیر، این تجمع پرتنش در نهایت با شعارهای نظیر “خامنه‌ای قاتل، زهی خیال باطل”، “بسیجی برو گمشو”، “رضا شاه، روحت شاد”، “این آخرین پیامه، هدف کل نظامه”، “جاوید شاه، جاوید شاه، جاوید شاه” و “قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان” پایان گرفت.

سر دادن شعار “مرگ بر خامنه‌ای” در خاکسپاری جان‌باختگان ملکشاهی ایلام
بر اساس ویدئوهای منتشر شده در رسانه‌های اجتماعی از مراسم خاکسپاری چند تن از کشته‌شدگان ملکشاهی استان ایلام، شرکت‌کنندگان شعارهایی از جمله “مرگ بر خامنه‌ای” سر دادند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، شمار دقیق جان‌باختگان در پی حملات نیروهای حکومت به معترضان ملکشاهی ایلام هنوز مشخص نیست اما گزارش کاربران در رسانه‌های اجتماعی حاکی آن است که شماری از مجروحان حادثه در بیمارستان بستری‌اند.

در روزهای گذشته بیمارستان این شهر هدف هجوم نیروهای امنیتی قرار داشت و ماموران به دنبال بازداشت زخمی‌های بستری‌شده در این بیمارستان بودند.

در همین حال، سایت حقوق بشری هەنگاو با انتشار ویدیوئی از اعتراضات ملکشاهی، تصاویری را منتشر کرد که در آن‌ها نیروهای سپاه پاسداران مستقر در جلوی پایگاه بسیج، با سلاح‌های جنگی در مقابل جمعیت معترضان در محل ورودی این پایگاه مستقر شدەاند و “بە طور رگباری مبادرت بە تیراندازی می‌کنند”.

تظاهرات گسترده در آبدانان در مقابل کلانتری ۱۱
آبدانان در استان ایلام روز سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ در دهمین روز از اعتراضات، شاهد برپایی اعتراضات گسترده ضدحکومتی بود. بر اساس ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی مردم در آبدانان در خیابان‌ها شعارهایی از جمله “امسال سال خونه سید علی سرنگونه” و “مرگ بر خامنه‌ای” سر دادند.

در چند ویدئو همچنین گروهی از ماموران دیده می‌شوند که از بالای کلانتری ۱۱ شهر، برای شهروندان معترضان دست تکان می‌دهند و همزمان، معترضان با شعار “نیروی انتظامی، حمایت، حمایت” برای این ماموران دست تکان می‌دهند.

حجم عظیم شرکت‌کنندگان در این تظاهرات این شهر با کمتر از ۳۰ هزار نفر جمعیت، نشان‌دهنده گستردگی اعتراضات جاری و دامنه‌ و وسعت آن است. برخی از گزارش‌ها از قطع برق شهر آبدانان در جریان اعتراضات حکایت دارند.

فراخوان احزاب کرد به اعتصاب عمومی با انتشار بیانیه‌ای مشترک

هفت حزب و سازمان سیاسی کرد ایرانی، با انتشار بیانیه‌ای مشترک مردم کرد در استان‌های کردنشین را به اعتصاب عمومی در روز پنجشنبه ۱۸ دی (۸ ژانویه) فراخواندند تا از اعتراضات سراسری در ایران حمایت کرده و سرکوب‌های اخیر در استان‌های کرمانشاه، ایلام و لرستان را محکوم کنند.

این بیانیه که روز سه‌شنبه ۱۶ دی از سوی “مرکز گفت‌وگو برای همبستگی” منتشر شده، اعتراضات جاری در ایران را “یک نه‌ آشکار و همگانی به جمهوری اسلامی توصیف کرده” و هدف آن را “بازپس‌گیری حقوق و آزادی‌ها، احیای کرامت انسانی و پایان سیاست‌های سرکوب ملی و فرهنگی” دانسته است.

در این بیانیه آمده است: «کردستان در ۴۷ سال گذشته پیشگام و صف‌شکن این “نه” گفتن بوده و همواره سنگر پایدار و تسخیرناپذیر آزادی‌خواهی و مبارزه علیه جمهوری اسلامی به‌شمار آمده است.»

نویسندگان بیانیه همچنین به خیزش زن، زندگی، آزادی اشاره کرده‌اند که با شعار “ژن، ژیان، ئازادی”، جمهوری اسلامی را با بزرگ‌ترین بحران مشروعیت روبرو کرده بود. احزاب امضاکننده سرکوب اعتراضات و بازداشت معترضان را “سیاست همیشگی حاکمیت ایران” خواندند.

بیانیە از سوی هر یک از حزب آزادی کوردستان، حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)، سازمان خبات کوردستان ایران، کومه‌له (سازمان کردستانی حزب کمونیست ایران)، کومه‌له زحمتکشان کردستان، کومه‌له انقلابی زحمتکشان کردستان ایران و حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا) امضا شدە است.

بیانیه هیات روابط با ایران در پارلمان اروپا: در کنار مردم شجاع ایران ایستاده‌ایم
هانا نویمان، رئیس هیات روابط با جمهوری اسلامی در پارلمان اروپا بیانیه این هیات درباره تحولات ایران را منتشر کرد. در این بیانیه از حکومت ایران خواسته شده تا خشونت علیه معترضان، استفاده از مهمات جنگی و بازداشت‌های گسترده را متوقف کند. همچنین در این بیانیه، پاسخ‌گویی در قبال نقض حقوق بشر یک ضرورت اعلام شده است.

از دیگر سو میشائیل روت، سیاستمدار مطرح آلمانی از حزب سوسیال دموکرات نیز با انتشار پستی در شبکه اکس (توییتر سابق) نوشت: «آنچه به رژیم ملاها کمک می‌کند، بی‌اعتنایی غرب است. اعتراضات در ایران افزایش می‌یابد.»

روت در ادامه پیام خود افزود: «مردم شجاع می‌مانند و خود را کنار نمی‌کشند. طبقه‌بندی حقوقی [چنین حمایتی] هم اصلا پیچیده نیست، بلکه کاملا ساده است: مبارزان آزادی‌خواه ایرانی شایسته همبستگی هستند!»

هانا نویمان نیز پیش از این ضمن انتقاد از واکنش بی‌رحمانه حکومت ایران به اعتراضات گفته بود: «رژیم ایران از مردم خودش می‌ترسد.» او همچنین گفته بود که “اروپا مسئولیت دارد تا آشکارا در کنار مردمی بایستد که به دنبال حق‌ خود هستند”.

انفجار قیمت دلار و یورو همزمان با شعله‌ور شدن اعتراضات سراسری
به گزارش رسانه‌های داخلی ایران، سقوط آزاد ریال با شدت هرچه‌ تمام‌تر در بحبوحه اعتراضات سراسری ادامه دارد و قیمت دلار از ۱۴۷ هزار تومان گذشت. در همین حال گزارش می‌رسد که قیمت یورو نیز به ۱۷۳ هزار تومان رسیده است.

این در حالی است که عصر دوشنبه ۱۵ دی‌ماه (۵ ژانوی) و در بحبوحه گسترش اعتراضات سراسری در ایران رسانه‌‌ها از افزایش قیمت دلار تا ۱۴۴ هزار تومان خبر داده بودند اما به فاصله یک روز، ارزش ریال باز هم به شدت سقوط کرده است.

مسعود پزشکیان، رئیس‌ دولت جمهوری اسلامی هفته گذشته عبدالناصر همتی، وزیر سابق اقتصاد را به عنوان رئیس جدید بانک مرکزی کشور منصوب کرده بود تا بتواند نوسانات ارز را کنترل کند. با این حال به نظر می‌رسد که این تغییرات هیچ گونه تاثیری بر جهش انفجاری دلار و بی‌ارزش شدن ریال نداشته‌اند و تداوم سقوط آزاد ریال ادامه یافته است.

با شدت گرفتن اعتراضات بازار و گسترش آن به شهرهای مختلف کشور اینک به نظر می‌رسد که کنترل ارز از دست دولت خارج شده است.

نرخ یورو در روز دوشنبه به بیش از ۱۶۸ هزار تومان رسیده بود اما اکنون به ۱۷۳ هزار تومان رسیده است. دولت جمهوری اسلامی برای کنترل اوضاع تا کنون تلاش کرده است با وعده‌ اعطای کالابرگ، اعتراضات را خاموش کند اما تا کنون موفق به این کار نشده است.

فراخوان تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه خواجه‌ نصیر
خبرنامه خواجه‌نصیر با انتشار پیامی اعلام کرد که به دنبال تداوم درخواست‌های دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه‌ نصیرالدین طوسی و عدم پاسخ‌گویی مسئولان این دانشگاه، تعدادی از دانشجویان این دانشگاه ضمن انتشار یک فراخوان، از برگزاری تجمع اعتراضی برای روز چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۷ ژانویه) خبر داده‌اند.

در این فراخوان آمده است که دانشجویان فردا ساعت ۱۱ صبح در ساختمان مرکزی دانشگاه، واقع در خیابان میرداماد، گرد هم خواهند آمد تا مطالبات خود را “به‌صورت جمعی مطرح کنند”.

بر اساس این فراخوان، هدف از این تجمع، اعلام مطالبات دانشجویان از جمله “تعویق امتحانات با توجه به شرایط فعلی”، “توجه به پیامدهای اجرایی تصمیمات از جمله وضعیت خوابگاه‌ها، سرویس‌های رفت‌وآمد، امکان حضور در دانشکده‌ها و استفاده از فضاهای مطالعاتی” ذکر شده است.

در این فراخوان در عین حال تاکید شده است که این تجمع “صرفا توسط دانشجویان” برگزار می‌شود و “هیچ تشکل دانشجویی یا نهاد سازمان‌یافته‌ای در شکل‌گیری آن نقشی ندارد”.

یک منبع آگاه در دانشگاه صنعتی خواجه‌ نصیر به خبرنامه امیرکبیر اعلام کرده است که فشارها بر دانشجویان معترض در روزهای اخیر افزایش یافته است.

بر اساس اعلام این مبنع، تاکنون ۲۵ تن از دانشجویان این دانشگاه از سوی وزارت اطلاعات احضار، بازجویی و تهدید شده‌اند و ۱۰ نفر از دانشجویان نیز به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده‌اند.

ادامه اعتراضات در مشهد، حمله با اسلحه پینت‌بال به مردم
بر اساس ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌‌های اجتماعی، نیروهای حکومتی در مشهد در جریان اعتراضات روز سه‌شنبه ۱۶ دی (۶ ژانویه) با اسلحه پینت‌بال به مردم معترض حمله‌ کرده‌اند.

نیروهای سرکوبگر پیش از این نیز در جریان اعتراضات سال‌های گذشته برای شناسایی و سرکوب معترضان از این روش استفاده کرده بودند.

آن گونه که در ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، مردم معترض در مشهد شعار “نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم” ‌سر می‌دهند و در این تصاویر، همچنین دیده می‌شود که نیروهای امنیتی حکومت برای سرکوب معترضان از گاز اشک‌آور استفاده می‌کنند. از مشهد خبر می‌رسد که بازاریان در دهمین روز اعتراضات ، دست به اعتصاب زده‌اند.

پس از همایون شجریان، علیرضا قربانی نیز از لغو کنسرت‌های خود خبر داد
علیرضا قربانی خواننده و هنرمند موسیقی سنتی در روز ۱۵ دی ماه (۵ ژانویه) از لغو کنسرت‌های خود خبر داد و دلیل این تصمیم را “هم‌راستا نبودن اجرای کنسرت با حال و هوای مردم” عنوان کرد.

قربانی در پیام خود نوشت: «در شرایط کنونی کشور و با توجه به اتفاقات تلخ و رنجی که جامعه، به‌خصوص خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، متحمل شده‌اند، با قلبی اندوهگین، ادامه برگزاری کنسرت “ایرانم” را در این مقطع زمانی، نه در توان ذهنی و روحی تیم خود می‌دانیم و نه هم‌راستا با حال‌وهوای دل مردم.»

علیرضا قربانی در ادامه پیام خود نوشت که “با نهایت احترام و به نشانه‌ی همدلی و همراهی با مردم ایران و خانواده‌های داغدار، تصمیم گرفته‌ایم کنسرت تبریز و همچنین سایر اجراهای پیشِ‌رو در شهرهای دیگر را به زمانی مناسب‌تر موکول کنیم”.

پیش از این، همایون شجریان، هنرمند و خواننده موسیقی سنتی ایران و فرزند محمدرضا شجریان نیز در واکنش به اعتراضات جاری در ایران با انتشار پستی در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت: «این روزها، تمام جانمان از آنچه بر مردم این سرزمین می‌گذرد به درد آمده است و اندوهگینِ رنج مردمان بی‌دفاعی هستیم که با خشونت روبرو شده‌اند؛ مردمی که کشته، زخمی یا دستگیر شدند، تنها به‌خاطر آن‌که دردهایشان را فریاد کردند.»

همایون شجریان در ادامه پست خود نوشته بود: «با این حجم از رنج و اندوه، اجرای کنسرت برای من ممکن نیست.»

حمله ماموران به بیمارستان سینا در حسن‌آباد تهران؛ صدای شلیک و پرتاب گاز اشک‌آور
بر اساس تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از رسانه‌های اجتماعی در روز سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه (۶ ژانوی) نیروهای امنیتی حکومت برای سرکوب اعتراضات ، اقدام به پرتاب گاز اشک‌آور به داخل محوطه بیمارستان سینا در حسن‌آباد تهران کرده‌اند.

ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌‌های اجتماعی همچنین حاکی از آنند که علاوه بر پرتاب گاز اشک‌آور، صدای شلیک نیز در اطراف بیمارستان شنیده می‌شود.

در همین راستا یک شاهد عینی به خبرگزاری حقوق بشری هرانا گفته است که ماموران حکومت “با بستن ورودی‌های بیمارستان، تردد شهروندان را محدود کرده‌اند”.

اعتراض عفو بین‌الملل به حمله نیروهای امنیتی ایران به بیمارستان ایلام
سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای حمله نیروهای امنیتی حکومت ایران به یک بیمارستان در ایلام، جایی که معترضان مجروح برای دریافت مراقبت پزشکی یا پناه گرفتن در آن حضور دارند را محکوم کرد.

در این بیانیه این اقدام، نقض حقوق بین‌المللی خوانده شده و گفته شده که این بار دیگر نشان می‌دهد مقام‌های حکومت ایران “تا چه اندازه حاضرند برای سرکوب مخالفان پیش بروند”.

در این بیانیه آمده است: «نیروهای امنیتی در استان ایلام در روزهای اخیر سرکوبی مرگبار علیه اعتراضات به راه انداخته‌اند که به کشته شدن و زخمی شدن افراد انجامیده است. بسیاری از معترضان زخمی ناشی از این سرکوب مرگبار در این استان برای درمان به بیمارستان خمینی منتقل شده‌اند.»

این بیانیه می‌افزاید که اطلاعات گردآوری‌شده از سوی عفو بین‌الملل نشان می‌دهد که در روز ۴ ژانویه، نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای ویژه پلیس، “بیمارستان را محاصره کردند”.

در این بیانیه همچنین آمده است که ماموران در حمله خود به بیمارستان، “از شات‌گان استفاده کردند و گاز اشک‌آور به داخل محوطه شلیک کردند، درهای شیشه‌ای را برای ورود شکستند و افراد داخل، از جمله کارکنان پزشکی، را مورد ضرب و شتم قرار دادند”.

منابع مطلع به این سازمان گفته‌اند که نیروهای امنیتی حکومت، “در چند نوبت وارد بیمارستان شده‌اند و معترضان زخمی در حال دریافت درمان و اعضای خانواده آن‌ها را بازداشت کرده‌اند”.

این سازمان حقوق بشری در پایان بیانیه خود از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی خواسته که “فورا استفاده غیرقانونی از زور و سلاح گرم علیه معترضان را متوقف کنند، به بازداشت های خودسرانه افرادی که در بیمارستان به دنبال درمان هستند پایان دهند” و همچنین “اطمینان حاصل کنند که مجروحان مراقبت پزشکی مورد نیاز خود را دریافت می‌کنند و حرمت مراکز درمانی را رعایت کنند”.

در بیانیه عفو بین‌الملل آمده است که حکومت جمهوری اسلمی “باید هر کسی را که صرفا به دلیل احراز حقوق بشر خود بازداشت شده است آزاد کنند”.

پیام تسلیت مولوی عبدالحمید به خانواده‌های معترضان جان‌باخته
مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل‌سنت زاهدان با انتشار پیامی در شبکه اکس (توییتر سابق) ضمن تسلیت به خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات اخیر گفت که هرگونه خشونت مرگبار علیه معترضان، “هم بر اساس قوانین بین‌المللی جرم محسوب می‌شود و هم از نظر شرعی حرام و غیرقابل توجیه است”.

مولوی عبدالحمید، هفته گذشته در خطبه‌های نماز جمعه روز ۱۲ دیماه (۲ ژانویه) با اشاره به وضعیت معیشتی مردم، تاکید کرده بود که اعتراضات مسالمت‌آمیز در شرایط کنونی حق قانونی مردم است و هیچ‌کس نمی‌تواند مانع آن شود.

حکومت ایران پیش از آغاز اعتراضات بازار برای وادار کردن عبدالحمید به سکوت، اطرافیان و نزدیکان او را بازداشت کرد ولی نتوانست مانع انتقادهای او شود.

پیش از این “حال‌وش” و دیگر منابع بلوچ خبرهایی از “پیوستن سراوان به اعتراضات” گزارش کرده بودند. در هردو شهر بلوچستان در جریان این اعتراضات، شعار اصلی “مرگ بر خامنه‌ای” سر داده شده بود.

پیوستن زاهدان و سراوان به اعتراضات نشانگر گستردگی و سراسری بودن اعتراضات کنونی است که جرقه آن در بازار تهران زده شد و اکنون به نواحی و مناطق دورافتاده کشور نیز رسیده است.

اعمال محدودیت‌های گسترده برای دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
خبرنامهامیرکبیر با انتشار گزارشی از دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل از اعمال کنترل امنیتی شدید بر دانشجویان این دانشگاه خبر داده است.

بر اساس این گزارش، محدودیت‌های گسترده‌ علیه دانشجویان، به‌ خصوص ساکنان خوابگاه‌ها در نظر گرفته شده و خروج دانشجویان دختر و پسر ساکن خوابگاه، در ساعات پس از ۱۸ ممنوع اعلام شده است. همچنین گفته شده که دانشجویان در صورت خروج از خوابگاه پس از این ساعت، ملزم به ثبت‌نام و مشخصات خود شده‌اند.

علاوه بر این گفته شده که دانشجویانی که پس از ساعت ۲۰ به خوابگاه برگردند، از سوی حراست دانشگاه بازخواست می‌شوند.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده در خوابگاه پسرانه در بلوک دوم شعارهایی روی دیوارها نوشته شده بود که در همان شب اول، به‌سرعت پاک شده‌اند.

خبرنامهامیرکبیر همچنین گزارش داده که شب گذشته و در پی تشدید فضای امنیتی، دست‌کم چهار دانشجودر مقابل ورودی دانشگاه صنعتی نوشیروانی با ضرب‌وشتم بازداشت شدند و تا لحظه تنظیم این خبر اطلاعی از محل نگهداری و نهاد بازداشت‌کننده این دانشجویان در دست نیست.

همچنین گزارش شده که تعدادی از دانشجویان سال‌بالا که سابقه حضور در اعتراضات سال ۱۴۰۱ را داشته‌اند نیز احضار شده‌اند و به آن‌ها اخطار داده شده است.

اعتراضات جاری؛ نقطه تلاقی نارضایتی‌های انباشته‌شده با انفجار قیمت‌ها

حسین قاضیان از چرایی شروع اعتراضات از بازار می‌گوید و از طبقه متوسطی که دیگر وجود ندارد تا به این اعتراضات بپیوندد. او با اشاره به شکاف بیش از پیش جامعه، حضور رهبران سیاسی برای پایان دادن به این شکاف را ضروری می‌داند.پس از پایان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل و به طور مشخص پس از فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران، قیمت ارز در ایران سیری صعودی گرفت. در روزهای آغازین دی‌ماه اما این افزایش قیمت ساعتی شد، به طوری که در عرض یک روز قیمت دلار از ۱۳۰ هزار تومان به ۱۵۰ هزار تومان رسید.

در روز ۷ دی ماه در حرکتی کاملا خودجوش و شاید حتی برنامه‌ریزی‌نشده، ابتدا مغازه‌های پاساژ علاءالدین و بعد پاساژ چهارسو در تهران و ساعتی پس از آن نیز بازار بزرگ تهران کرکره‌های خود را پایین کشیدند و از فروش جنس سر باز زدند.

این حرکت اعتراضی اما در این حد نماند و به سرعت به خیابان‌های تهران و پس از آن نیز به سایر شهرها کشیده شد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در نهمین روز این اعتراضاتسراغ حسین قاضیان جامعه‌شناس مقیم آمریکا رفتیم تا درباره چند مسئله با او گفت‌و‌گو کنیم: چرایی شروع اعتراضات از قشر کاسب و بازاری، تمرکز بیشتر اعتراضات در شهرهای کوچک و چرایی نپیوستن آنچه با نام طبقه متوسط فرهنگی و سیاسی از آن یاد می‌شود به این اعتراضات و پرسش نگران‌کننده سال‌های اخیر که آیا جامعه ایران بیش از پیش به سوی فروپاشی می‌رود؟

دویچه‌وله: آقای قاضیان، بهانه اولیه این سری از اعتراضاتی که امسال شروع شد در اصل بالا رفتن قیمت ارز در ایران بود و به طور مشخص موبایل‌فروش‌های تهران و پاساژهایی که وسایل الکترونیک و موبایل می‌فروشند با اقدام به نفروختن جنس و نوعی اعتصاب، به بالا رفتن قیمت دلار و ارز اعتراض کردند. پرسش اول من این است که چطور شروع این اعتراضات از قشر بازاری و فروشنده بوده، قشری که تا الان مشارکت صنفی و متشکل در اعتراضات نداشته و حتی تا حدودی متهم به همکاری با حکومت هم هست. به نظر شما این می‌تواند نشانه چه تغییری در جامعه ایران باشد؟

حسین قاضیان: فکر نمی کنم نشانه تغییر خیلی خاصی باشد، اما نشان‌دهنده دوعنصر است که برای شکل‌گیری اعتراض جمعی لازمند آن هم “هم مکانی” و “هم زمانی” است چرا که هرجا این دو عنصر وجود داشته باشد، اعتراض هم اگر زمینه‌اش باشد، علنی می‌شود. مثلا فرض کنید روغن گران است، من الان توی مغازه روغن می‌خرم، شما یک ساعت بعد در جای دیگری از شهر روغن می‌خرید، صدها نفر، هزاران هزار نفر دیگر در جاهای مختلف کشور در ساعت‌های مختلف روغن گران می‌خرند. همه ما داریم از این گرانی رنج می‌بریم، غر می‌زنیم، ناراحت می‌شویم، فحش می‌دهیم، خشم داریم ولی خوب من تکی نمی‌توانم اعتراض کنم اما اگر همه ما در یک جا در زمان معین و مشابه داشتیم روغن می‌خریدیم تاثیر متفاوتی داشت چون غر زدن من به غر زدن شما منتقل می‌شد، آن یکی هم صدایش بلند می‌شد. صدای من که بلند می‌شد، آنجا توسط یک نفر دیگر صدایی دیگر بلند می‌شد. بنابراین هم‌زمان بودن و هم‌مکان بودن ما امکان اعتراض جمعی از رنج مشترک ما را فراهم می‌کرد.

اگر شما نگاه کنید در روز اول و دوم صبح در تهران و بازار درگهان قشم در جاهایی این اتفاق افتاده که هم‌مکان هستند و هم‌زمان. مثلا در تهران چهارراه جمهوری بازار موبایل علاالدین و چهارسو، در بازار شوش، در بازار مبل یافت آباد، در بازار لوازم خانگی چراغ برق یا امیرکبیر، در بازار دلار فروشی چهارراه اسلامبول، در بازار لاله زار و مواردی از این قبیل در قشم، درگهان یعنی جایی که یک راسته تجاری محسوب می‌شود، بورس یک کالا محسوب می‌شود و همه یک چیزی را می‌فروشند و در یک حوزه مشخص فعالیت می‌کنند، این‌ها بازاری هست که از نظر مکانی به هم پیوسته هستند، در یک منطقه جغرافیایی مشخص هستند و با یک تراکم قابل قبول به هم وصلند و از همدیگر خبر دارند و می‌دانند که از چه چیزی ناراحتند و وقتی می‌بینند دلار الان یک قیمت است و یک ساعت بعد یک قیمت دیگر و نمی‌دانند چه کار کنند، بفروشند، بخرند، خوب مغازه را می‌بندند، همه جمع می‌شوند و این تبدیل می‌شود به اعتراض. این به آن یکی تلفن می‌زند، روز بعد می‌روند توی خیابان، روز اول در بازار موبایل وسایل الکترونیک و روز بعد به چندتا بازار دیگر که گفتم هم سرایت پیدا می‌کند.

بیشتر بخوانید: دلار ۱۴۶ هزار تومانی؛ بازار ملتهب و خیابان ناآرام

سوال من دقیقا درباره همان لحظه‌ای است که شما هم به آن اشاره کردید؛ لحظه پایین کشیدن کرکره مغازه و محل کسب، در آن لحظه چه اتفاقی در این قشر که تا به حال لااقل به طور محسوس تقریبا ساکت بود افتاد که دارد اعتراض می‌کند با اینکه می‌داند در ایران هیچ اعتراضی صرفا صنفی نمی‌ماند و به سرعت سیاسی می‌شود. آنجا و در آن لحظه چه اتفاقی افتاده؟

اشاره کردم وقتی که نوسانات دلار را به صورت ممتد ولی با ریتم آرامی داریم، خوب من تاجر گران می‌خرم گران‌تر می‌فروشم بنابراین در وضع من تاثیر خیلی زیادی ندارد. اما اگر این نوسان از لحاظ زمانی فوق‌العاده شدید باشد یعنی الان دلار ۱۳۰ تومن باشد یک ساعت دیگر بشود ۱۴۰ تومن، خب من در این یک ساعت نمی‌توانم هیچ فعالیت تجاری داشته باشم چون باید صبر کنم ببینم پایین می‌آید یا باز هم بالاتر می‌رود. این اتفاقی است که این روزها رخ داد، در آن روز مشخص دلار از ۱۳۷ تومن رفت تقریباً به حدود ۱۵۰ تومان منتها آن خشم و نارضایتی انباشته در همه زمینه‌های زندگی از جمله برای همین کاسب‌ها، آنجا با یک وضعیت عینی مشخص و لحظه‌ای روبرو شد که این نارضایتی انباشته را به وسط میدان کشاند. این نارضایتی واقعی همین لحظه که نمی‌داند چه کار بکند و آن نارضایتی پیشین انباشته‌شده با هم جمع شدند و تبدیل شدند به این اعتراضات. در حقیقت وقتی نارضایتی انباشته‌شده به شکل یک رفتار هیجانی اعتراضی ظاهر می‌شود آنجا دیگر فرد به این فکر نمی‌کند که من بازاری هستم و از این حکومت سود برده‌ام.

اینجا کافی است فقط از لحاظ فیزیکی به مسئله نگاه کنید: مغازه را می‌بندند، در هر مغازه چهار تا پنج تا میز هست که با هم کار می‌کنند و کارگران می‌روند بیرون در محوطه کوچکی مثل پاساژ علاالدین. این هم خودش غوغا درست می‌کند. وقتی اینها بیرون می‌آیند و اعتراض می‌کنند دیگر ماجرا از دست خودشان هم خارج می‌شود. در گذشته با این که دلار با نوسانات شدید روبرو بود اما تا این حد و در عرض یک روز نوسانات شدید نبود بنابراین از اعتراض هم خبری نبود اما نارضایتی سر جایش بود.

مشخصه دیگر این اعتراضات این است که در شهرهای کوچک‌تر خیلی پر رنگ‌تر است، برعکس اعتراضات تاکنونی که همیشه از شهرهای بزرگ شروع شد و بیشترین میزان گسترش آنها هم در شهرهای بزرگ بود. این اعتراضات در تهران شروع شد ولی در شهرهای کوچک بیشتر و پرشمارتر ادامه پیدا کرده تا در تهران. در تهران اگر نگوییم اعتراضات متوقف شده ولی ساکن‌تر از شهرستان‌هاست. به نظرتان دلیلش چیست؟

اگر خاطرتان باشد در مورد اعتراضات دیماه ۹۶ هم این پرسش و پاسخ بین ما انجام گرفت، آنجا هم اشاره کردم عاملی که در اینجا نقش دارد اتفاقاً برمی‌گردد به همین مسئله هم‌زمانی و هم‌مکانی اعتراضات، برای این که در شهر کوچک با یک مقیاس جغرافیایی کوچکتری روبرو هستیم بنابراین اگر چهار تا چهارراه پایین‌تر خبری بشود، من که اینجا نشستم با خبر می‌شوم اما در تهران درندشت اگر یک اتفاقی در تهرانپارس بیفتد، من که در جنت آباد هستم با خبر نمی‌شوم، مگر اینکه از یک راهی به من اطلاع داده شود. اما حتی اگر این اتفاق هم بیفتد، من یک نفر اینقدر فاصله جغرافیایی با آنجا دارم که نمی‌دانم اصلا وقتی به آنجا برسم اعتراض تمام شده یا نه. ولی در شهر کوچک، من با پنج دقیقه ده دقیقه، حتی با پیاده رفتن، به آنجا می‌رسم و خبرها دهن به دهن می‌گردد و می‌رسد یعنی هم امکان همزمانی و هم‌مکانی جغرافیایی بیشتر است و هم از لحاظ اجتماعی یعنی رد و بدل شدن خبر بهتر است در نتیجه در شهر کوچک موقعیت تراکم پیدا کردن اجتماعات اعتراضی بیشتر است تا در اقیانوس بزرگ شهرهای بزرگ.

شنبه خونین ملکشاهی؛ چرا سرکوب در شهرستان‌ها شکل دیگری دارد؟

نکته بعدی اینکه در شهرهای کوچک که اغلب شهرهای حاشیه‌ای هستند میزان بیکاری و نارضایتی اقتصادی خیلی بیشتر از تهران است. همین چند روز پیش آماری منتشر شد که نشان می‌داد میزان هزینه خانوارها در تهران و شهرهای بزرگ بسیار بیشتر است تا در شهرهای کوچک. بنابراین مردم در شهرهای بزرگ احتمالا از نارضایتی اقتصادی کمتری برخوردار هستند تا در شهرهای کوچک که بیکاری هم خیلی بیشتر است. خصوصا این دو سه تا استانی که هنوز درگیر هستند، لرستان، کرمانشاه و ایلام میزان بیکاری همیشه بالاتر بوده، در اعتراضات قبلی هم همینطور بود. در این اعتراض‌ها به طور خاص این معادله هم ممکن است نقش داشته باشد.

چرا هنوز طبقه متوسط به این اعتراضات نپیوسته است؟

برای اینکه طبقه متوسط در واقع نابود شده، طبقه متوسط از لحاظ عددی یعنی اینکه ما یک طیف اقتصادی بکشیم و گروهی بالای این خط قرار بگیرند که درآمد بیشتر دارند و یک عده درآمد کمتر و یه عده هم پایینتر، این تنها چیزی نیست که طبقه متوسط را می‌سازد. آن چیزی که طبقه متوسط را از لحاظ اجتماعی را طبقه متوسط می‌کند و به آن معنای سیاسی می‌بخشد، طرز زندگی طبقه متوسط است نه صرف اینکه میزان درآمدش از طبقه بالا کمتر و از طبقه پایین بیشتر است. چیزی که آنها را طبقه متوسط اجتماعی می‌کند این است که آنها یک درآمدی دارند که می‌توانند با آن یک زندگی معمولی داشته باشند و در کنار این زندگی معمولی کارهای دیگری هم بکنند مثلاً مصرف فرهنگی داشته باشند، کتاب بخوانند، روزنامه بخرند، تلویزیون نگاه کنند، سینما بروند، پارک بروند، تفریح کنند، مسافرت بروند. به معنی اینکه از خودشان و از زندگی روزمره و تلاش برای بقا که طبقه پایین تر با آن درگیر است در می‌آیند. اینها چیزهایی است که طبقه متوسط را طبقه متوسط می‌کند.

این زندگی اجتماعی به‌آنها این امکان را می‌داد که از خودشان فراتر بروند، از جمله اینکه به فکر تغییر وضعیت خودشان باشند، در مقایسه با طبقات بالا تلاش کنند که به آن سمت بروند یا تلاش کنند به طبقه پایین متصل نشوند ولی این طبقه الان از لحاظ زندگی عملاً به طبقه پایین پیوسته یعنی درگیر بقاست در نتیجه امکانات متوسطی که از خودش بیرون بیاید را ندارد. طبقه‌ای است “در خود” و نه “برای خود”، نمی‌تواند برای خودش کاری بکند، از خودش بیرون بیاید، خواسته‌های بیشتر از چیزی که الان زندگیش را تشکیل میدهد داشته باشد. از صبح باید بدود به دنبال روغن که دارد هرروز گران‌تر می‌شود، به دنبال یک خرده درآمدی که بتواند از پس اجاره‌اش بربیاید از زندگی آینده‌اش بتواند محافظت کند، این آدم دیگر فرصت فعالیت سیاسی اجتماعی ندارد و زندگیش لرزان است یعنی همین چیزی را که با هزار بدبختی توانسته حفظ کند، اگه به خیابان برود ممکن است تحت تاثیر دستگیری یا کشته شدنش به خانواده‌اش آسیب‌هایی بخورد که نتواند جبران کند.

این تهدیدکنندگی سرکوب اجتماعی‌اقتصادی عملا باعث می‌شود او در این میدانی که با سرکوب سخت نظامی هم روبرو هست نیاید یا احتمال حضورش کمتر باشد. مگر آنکه احساس کند که این میدان، میدان پیروز شدن است. یعنی تراکم جمعیت طوری باشد که احساس کند که این بار دیگر کار تمام است. اگر یک نفر آن طرفتر هم طبقه خودش هم همین احساس را داشته باشد امکان حضور بیشتر می‌شود اما اگر همه یا اغلبشان این احساس را نداشته باشند، خب احتمال حضورشان هم کمتر می‌شود.

آیا این استدلال شما را می‌شود به طبقه کنشگر اجتماعی و سیاسی، یعنی طبقه متوسط فرهنگی و سیاسی هم تعمیم داد؟ ما می‌بینیم آنها هم حضور فعال در این اعتراضات ندارند، بیانیه‌هایی صادر شده، خواست‌هایی های مطرح شده ولی مثلا در مقایسه با اعتراضات ۱۴۰۱ زن، زندگی، آزادی ما حضور گسترده و فعال خیابانی یا رسانه‌ای از چهره‌های سیاسی و مدنی نمی‌بینیم. اگر بخواهیم در قالب گروهی بگوییم مثلا گروه‌های دانشجویی، گروه‌های زنان، گروه‌های کارگران، معلمان حضور ملموس از آن‌ها نمی‌بینیم. البته یک علت می‌تواند سرکوب گسترده باشد، خیلی از این افراد در حال حاضر در زندان هستند، اما کسانی هم که آزادند حضور ملموسی در اعتراضات یا حمایت مشخصی از آنها دیده نمی‌شود. آیا دلیلش این است که این اعتراضات با دلایل اقتصادی آغاز شد یا اینکه دلیلش سرکوب گسترده است یا اینکه اصلاً یک چرخشی در مطالبات جامعه ایجاد شده است؟

واقعا نمی‌دانم چه در جواب بگویم چون نمی‌دانم دقیقا چه کسانی را مورد توجه قرار دهیم. اگر منظور چهره‌های مشخص و سرشناس باشد خب ما در اعتراضات قبلی هم حضور میدانی آنها را کمتر می‌دیدیم. به علاوه اینها تعدادشان کم است و حضور یا عدم حضورشان تاثیر خیلی زیادی در پویایی میدان اعتراضات ندارد به این معنی که آن پویایی بیشتر تحت تاثیر اندازه جمعیت است و اگر اینها تعدادشان قلیل باشد، در اندازه جمعیت اثر ندارند.

منتها از لحاظ سیاسی این سوال مهم است، شاید بتوانم بگویم با واکنش نسبتاً آرام آنها روبرو هستیم و این می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. مثلا این ارزیابی که شاید زمینه زیادی برای پیروزی این اعتراضات در ناصیه‌اش نمی‌بینند، این که امکان پیروز شدن داشته باشد. یک عامل سیاسی همیشه محاسبه می‌کند که اگر امکان پیروزی کم باشد و انتظارات از رفتار سیاسی بالا برود، بعد ناامیدی خیلی وسیع‌تری می‌آید و در دور بعد بسیج کردن مردم سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود بنابراین ممکن است با یک آینده‌نگری سیاسی به این موضوع نگاه کنند.

از جانب دیگه خوب در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که بعد از اعتراضات ۱۴۰۱ نیروهای سیاسی مختلف یعنی جریان‌های سیاسی مختلف در زد و خورد شدید با همدیگر به سر بردند و الان هم ممکن است تحت تأثیر آن زد و خوردها محاسبات دیگری از حضور در میدان سیاسی این اتفاقات داشته باشند.

عامل دیگر که شاید کمک کرده به این وضعیت مسئله قرار گرفتن در وضعیت جنگی است که پیش از این ما با آن روبرو نبودیم. این برای برخی از نیروهای سیاسی ممکن است یک نوع محاسبه ایجاد کند که شاید آنها را در حالت انتظار نگه داشته که ببینیم اگر حمله شد چه اتفاقی می‌افتد.

چیزی که در این اعتراضات بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته و مورد نگرانی خیلی از ناظران قرار گرفته دو پاره شدن یا دوپارگی بیشتر جامعه ایران است. بعد از قضیه مشهد و دستگیری‌هایی که در این شهر در مراسم هفتم خسرو علیکردی روی داد و حواشی که داشت الان در این اعتراضات لااقل در فضای مجازی می‌بینیم که انگار موازی با خیابان‌های ایران، یک جنگی بین دو گروه یا چند گروه اپوزیسیون در جریان است و این دو پارگی خیلی بیشتر دارد خودش را نشان می‌دهد. آیا شما به عنوان یک جامعه‌شناس نگران هستید که شکاف در جامعه ایران بیشتر شده و به مرحله خطرناک رسیده یا اینکه این نگرانی را خیلی بجا نمی‌دانید؟

این نگرانی کاملا به جاست چه در حال حاضر چه برای آینده، حتی در صورت فروافتادن نظام سیاسی. در هر دو وضعیت این نگرانی کاملا به جاست برای اینکه در قسمت اول یعنی در فرایند پایین کشیدن این نظام سیاسی این نوع از اختلافات نه تنها از بسیج عمومی بیشتر جلوگیری می‌کند بلکه نیروها را مصروف یکدیگر می‌کند و نظام سیاسی مستقر هم می‌تواند این وسط ماهی خودش را از آب گل آلود بگیرد که می‌گیرد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در وضعیت دیگر با فرض خوشبینی نسبت به اینکه از این وضعیت گذر خواهد شد و رژیم موجود به زیر کشیده خواهد شد این اختلافات در دور بعد به شکلی سر در می‌آورد که احتمال موفقیت نظام سیاسی جانشین را پایین می‌آورد و در نتیجه ممکن است ما با یک نوع شکست روبرو شویم.

بنابراین در هر دو زمینه به نظرم نگرانی وجود دارد. چیزی که ممکن است در شرایط حاضر بتواند این وضعیت را کاهش دهد، حضور رهبران سیاسی این جریان‌ها در میدان است که بتوانند هواداران خودشان را که لشگر اصلی این اختلافات هستند، مهار کنند. ما در طول این مدت حضور این رهبران را ندیدیم، در نتیجه لشگرهای میدانی دو طرف فعلا مشغول زد و خورد هستند.

و این زد و خورد می‌تواند ایران را به آن نقطه‌ای که مدت‌هاست جامعه‌شناسان و سیاستمداران هشدار می‌دهند برساند: فروپاشی اجتماعی کامل؟

فروپاشی چیزی نیست که تمام شود یا کامل شود، فروپاشی می‌تواند برای صدها سال، هزاران سال ادامه پیدا کند، فروپاشی اجتماعی منظورم است. ما سال‌های زیادی است که این فروپاشی را داریم تجربه می‌کنیم، هنوز هم در آن قرار داریم، بله این می‌تواند به ادامه این فروپاشی اجتماعی کمک کند چون مهم‌ترین بخش فروپاشی اجتماعی عبارت از این هست که اندازه توافق‌های اجتماعی کم شده و اندازه عدم توافق‌های اجتماعی بالا برود و ما در این وضعیت بودیم الان هم در این وضعیت هستیم و در این سال‌ها این وضعیت تشدید شده، بنابراین در آینده هم می‌تواند تشدید بشود و در نتیجه ما در فروپاشی بمانیم.

و برای اینکه آخرین پرسش‌مان رنگ و بویی از امید داشته باشد، چه کار می‌توان کرد تا این فروپاشی اتفاق نیفتد، جلویش گرفته شود یا حداقل سرعتش کم بشود؟

همانطور که گفتم بخشی از آن، وظیفه رهبران سیاسی است، برای آنکه اگر به میدان واقعی این نبرد نگاه کنیم حجم و اندازه کسانی که درگیر این نبرد هستند و طرفین را می‌زنند، وابسته است به تعداد زیادی از هواداران این جریان‌ها. اینها را رهبران این جریان‌ها باید بتوانند کنترل کنند و یا مشخص کنند که اینها از ما نیستند به نحوی که نظام سیاسی نتواند از این اختلافات بهره‌گیری کند. چون آنها هم لشگر خودشان را در دو طرف این ماجرا یا در چند طرف این ماجرا مستقر می‌کنند و دامنه اختلافات را بیشتر می‌کنند. بنابراین تنها راه به نظر من در حال حاضر این است، چون از لحاظ اجتماعی ما برای بازگشت از آن فروپاشی اجتماعی و رفتن به سمت توافق‌های بیشتر به زمان زیادی نیاز داریم ولی الان ما در مضیقه زمانی هستیم و در این مضیقه زمانی ابتکار عمل سیاسی است که ممکن است آتش یا دامنه آتش این اختلافات را کمتر کند و این بر عهده رهبران سیاسی است که تا الان شاهد غیبت حضورشان در این میدان و برای کاهش این اتفاقات بودیم که آن هم احتمالا دلایل قابل فهمی دارد.

ترامپ حکومت بعدی در حال سقوط را معرفی کرد! اسرائیل: وقتش رسیده

سناتور جمهوریخواه، لیندزی گراهام، در حساب شخصی‌اش در شبکهٔ ایکس، کلاهی را در دستان رئیس‌جمهور ایالات متحده، نشان می‌دهد که روی آن نوشته شده است: «عظمت را دوباره به ایران بازمی‌گردانیم».

گراهام که در شبکهٔ تلویزیونی فاکس‌نیوز آمریکا حاضر شده بود در دیدار با پرزیدنت ترامپ این کلاه را به او داد. سناتور گراهام با انتشار این عکس نوشت: «خداوند مردم شجاع ایران را که در برابر استبداد ایستادگی می‌کنند، حفظ و از آن‌ها محافظت کند».

شمارش معکوس نخست وزیر سابق اسرائیل چه پیامی دارد؟

همزمان با ادامه اعتراضات خیابانی در شهرهای مختلف ایران، در اسرائیل تهدیدهای غیرمستقیم روانه حکومت جمهوری اسلامی شده است.
نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین اسرائیل در حساب توییتر خود طی ساعات گذشته تو توییت خبر‌ساز به اشتراک گذاشته است.

آقای بنت ابتدا ویدیویی از خود در شبکه ایکس منتشر کرد که در آن یک ساعت شنی را برعکس می‌کند. او زیر این پست به عبری نوشته است: «وقتش رسیده است.»

او البته هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکرده که منظور او از این ساعت شنی چیست اما با توجه به سابقه و رویکردهای او در قبال ایران، بسیاری از کاربران در شبکه‌های اجتماعی احتمال داده‌اند که منظور آقای بنت، جمهوری اسلامی است.

نخست‌وزیر پیشین اسرائیل صبح روز دوشنبه هم در توییت دیگری، یک طرح گرافیکی از یک شمارش معکوس را در حساب خود در شبکه ایکس به اشتراک گذاشت. در این طرح که ساعت ۱۰ و ۵ دقیقه صبح به وقت تهران توییت شده، یک شمارش معکوس ۱۲ ساعته را نشان می‌دهد. او همچنین به زبان عبری نوشته است: «تیک تاک، امشب»

برخی از کاربران در شبکه‌های اجتماعی به نقل از رسانه‌های عبری، از صدور چراغ سبز بنیامین نتانیاهو برای حمله به حکومت ایران خبر داده‌اند. هرچند منابع رسمی در این خصوص اظهار نظری نداشته‌اند اما در فضای غیر رسمی چنین گمانه‌زنی‌هایی بیش از قبل مطرح می‌شود.

نخست وزیر اسرائیل روز گذشته با تاکید بر همراهی اسرائیل «با آرمان مردم ایران برای آزادی و رهایی»، گفته بود: در مقطعی قرار داریم که ممکن است مردم ایران سرنوشت خود را در دست بگیرند.

منبع معتبر واشنگتن: خواست معترضان بازگشت پهلوی است؛ نظر ترامپ؟

مجله معتبر فارن پالیسی در مقاله‌ای پیرامون اعتراضات در ایران نوشته که مرکز ثقل مطالبات معترضان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است. بر اساس این مقاله حمایت پرزیدنت ترامپ از معترضان سران رژیم را به وحشت انداخته است.

فارن‌پالیسی با انتشار یادداشتی تحلیلی به بررسی سناریوهای احتمالی آینده اعتراضات جاری در ایران پرداخته است. این مجله معتبر سیاسی بین‌المللی با اشاره به فروپاشی اقتصادی به عنوان نیروی محرکه این اعتراضات نوشت: «اعتراضات از بازار تهران آغاز شد، به‌سرعت به دیگر شهرهای بزرگ و دانشگاه‌ها گسترش یافت و مهم‌ترین ناآرامی‌ها از زمان خیزش سال ۲۰۲۲ پس از مرگ مهسا امینی را رقم زد.»

فارن‌پالیسی با طرح این پرسش که آیا ایناعتراضات می‌تواند به یک چالش ملی پایدار علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود یا نه، به شباهت‌ها و تفاوت‌های این اعتراضات با جنبش زن، زندگی، آزادی پرداخت و نوشت: «مقایسه میان این دو دوره اعتراض، هم تداوم و هم دگرگونی را در پویایی‌های اعتراضی ایران نشان می‌دهد. با وجود تفاوت در خاستگاه‌ها، هر دو بازتاب نارضایتی‌های ساختاری عمیق و شکافی غیرقابل‌پرکردن میان دولت و جامعه هستند».

این تحلیل با اشاره به گزارش‌هایی از سرکوب خشن، از جمله کشتار حکومتی، بازداشت‌های گسترده و ارعاب، می‌نویسد که سرکوب همچنان ابزار اصلی اعمال زور رژیم است.

بر اساس این تحلیل، این اعتراضات در مراحل اولیه خود در مقایسه با خیزش مهسا، “گسترده‌تر و عمیق‌تر” است و “اعتراضات از نظر جغرافیایی فراگیرتر بوده و شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان، مشهد و همدان را دربرگرفته و به شهرهای کوچک‌تر و مناطق حاشیه‌نشین اقتصادی نیز کشیده شده است.”

تحلیل فارن‌پالیسی با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر احتمال مداخله آمریکا برای حمایت از معترضان ایرانی می‌نویسد: «این اقدامی بی‌سابقه خواهد بود و بی‌تردید ترس جمهوری اسلامی از ترامپ، غیرقابل‌پیش‌بینی بودن او و آمادگی‌اش برای پذیرش ریسک را تقویت می‌کند.»

فارن‌پالیسی با اشاره به وضعیت دشوار حکومت ایران پس از سقوط متحدان و شبکه نیابتی‌اش و نیز خسارات جدی به برنامه هسته‌ای به دلیل حملات نظامی اسرائیل و ایالات متحده می‌نویسد که خامنه‌ای همچنان تظاهرات جاری را مانند اعتراضات قبلی، بخشی از جنگ نرم غرب علیه جمهوری اسلامی می‌داند.

این مجله سیاسی در ادامه با یادآوری شعارهای جنبش زن، زندگی، آزادی می‌نویسد: «شعارهای جدید به‌طور فزاینده بازتاب‌دهنده گرایش‌های سلطنت‌طلبانه هستند و شعارهایی مانند “جاوید شاه” و “این آخرین نبرده/ پهلوی برمی‌گرده” در شهرهایی که اعتراضات در آنها متمرکز است طنین‌انداز شده‌اند.»

به گفته فارن‌پالیسی، “این شعارها نشان‌دهنده احیای علاقه به میراث پهلوی و فراخوان‌های آشکار برای بازگشت ولیعهد، رضا پهلوی هستند و این امر، “نشان‌دهنده فاصله‌گیری معنادار از چارچوب عمدتا جمهوری‌خواهانه و حقوق‌محور جنبش مهسا است.”

تحلیل یادشده در ادامه با اشاره به این که هم خیزش مهسا و هم جنبش کنونی، “شکافی عمیق و حل‌نشده میان حکومت و جامعه ایران را آشکار می‌کنند” می‌نویسد: «اولی اقتدار اخلاقی رژیم را در هم شکست. دومی بنیان‌های اقتصادی آن را تهدید می‌کند.»

به گزارش دویچه وله، فارن‌پالیسی تحلیل خود را این گونه به پایان می‌برد که پرسش، دیگر این نیست که آیا تغییر ممکن است، بلکه این است که آیا شرایط سرانجام اجازه خواهد داد این تغییر دوام بیاورد یا نه. مرکز ثقل جنبش اعتراضی دیگر اصلاح نبوده و کل نظام و سرنگونی آن را هدف گرفته است.

حملات ارتش اسرائیل به اهدافی در لبنان؛ فیلم: هشدار ترامپ به حزب‌الله

منابع خبری از حملات ارتش اسرائیل به مناطقی در شرق و جنوب لبنان خبر دادند. ارتش اسرائیل گفته که حمله به اهداف حماس و حزب الله در لبنان را آغاز کرده است. روزنامه اسرائیل هیوم در این باره نوشته: در پی افزایش فشار بر دولت لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله و پایان یافتن ضرب‌الاجل تعیین‌شده، نهادهای امنیتی اسرائیل در انتظار تصمیم نهایی بنیامین نتانیاهو برای آغاز عملیات نظامی گسترده هستند. بر اساس گزارش‌ها، ارتش اسرائیل طی ماه‌های گذشته خود را برای چند روز درگیری شدید در لبنان آماده کرده و در صورت صدور مجوز سیاسی، حملاتی فراتر از جنوب لبنان و حتی مواضعی در عمق بیروت را نیز در دستور کار دارد.

در گزارش ویدئویی زیر گوینده به زبان فرانسه توضیح می دهد که ترامپ به حزب الله لبنان پیام داده که در صورت حمله نظامی به رژیم ایران از سوی آمریکا و اسرائیل، بهتر است خود را کنار بکشد. در غیر این صورت با واکنش شدید ایالات متحده مواجه خواهد شد.

این گزارش را هم یک منبع حکومتی در ایران در این باره منتشر کرده است:

علیرغم تلاش‌های رئیس جمهور میشل عون برای اطمینان‌بخشی محتاطانه به افکار عمومی مبنی بر «دور شدن سایه جنگ» و مثبت ارزیابی کردن فضای حاکم، اطلاعات درز کرده از واشنگتن نشان می‌دهد که دولت آمریکا گزینه نظامی علیه لبنان را کنار نگذاشته است.

الاخبار نوشت: این اظهارات خوش‌بینانه در حالی مطرح می‌شود که آمریکا از اسرائیل خواسته است فعلاً خویشتن‌داری کرده و فرصت بیشتری برای گفتگو با دولت لبنان دهد؛ این امر نشان‌دهنده آن است که «سایه جنگ» نه محو شده، بلکه صرفاً به یک فاز عملیاتی جدید منتقل شده است که در آن، فشار غیرمستقیم جایگزین اقدام نظامی فوری شده است.

پیشنهاد «خنثی‌سازی» لبنان در برابر هرگونه رویارویی احتمالی با ایران، ابزاری ژرف‌تر از یک توافق امنیتی ساده است؛ این پیشنهاد یک تاکتیک فشاری است که هدف آن تغییر روایت و القای این مسئولیت به مقاومت (حزب‌الله) است.

طرح آمریکایی-اسرائیلی به دنبال آن است که هرگونه واکنش حزب‌الله را مترادف با «به خطر انداختن لبنان» جلوه دهد و مقاومت را در مقابل یک دوراهی تحمیلی قرار دهد: یا شرایطی که عمق استراتژیک را سلب می‌کند بپذیرد، یا مسئولیت کامل تشدید درگیری و حملات گسترده اسرائیل به حومه جنوبی بیروت را بر دوش کشد.

یک منبع آگاه فاش کرد که توافق ترامپ و نتانیاهو بر حمله به ایران در صورت عدم پذیرش شروط آمریکا استوار است و در مرحله پس از آن، بی‌طرفی لبنان شرط اصلی خواهد بود. این استراتژی بر این فرض استوار است که فروپاشی احتمالی ایران، به تضعیف ساختاری و قطع کانال‌های تسلیحاتی حزب‌الله منجر شده و از طریق تضعیف مشروعیت مردمی، آن را از هم بپاشد.

در این میان، کشورهای منطقه‌ای مانند عربستان نیز در تلاش برای وادار کردن تهران به سازش هستند تا از هرج و مرج احتمالی که امنیت خلیج فارس را تهدید می‌کند، جلوگیری کنند. در این سناریوی ترکیبی، اسرائیل نیروی نظامی مستقیم است و دولت لبنان با سیاست «انسداد» (فشار اقتصادی و سیاسی)، این فشار خارجی را تکمیل می‌کند تا مقاومت در محاصره‌ای همه جانبه قرار گیرد.
www.youtube.com/watch?v=msN7DCOD2o4

EnglishGermanPersian